📝 #یادداشت | برای مهسا
▪️از صبح عکسی دست به دست میشود. استوریها را که رد میکنم هر چند استوری عکس دختری را گذاشتهاند که روی تخت بیمارستان قرار دارد و دستگاههای تنفس مصنوعی به او متصل است.
دختر جوان داستانهای نوار بالای اینستاگرام، اسمش مهسا است. آدمهای راوی داستان، هرکدام یک تحلیل از وضعیت مهسای جوان ارائه میدهند. اما همه تحلیلها منتهی میشود به یک نام: گشت ارشاد! متاسفانه نامی پرآوازه و پر سابقه است…
نچندان به موقع، اما پلیس میگوید عارضهای که برای دخترمان حادث شده به خاطر آسیب فیزیکی نبوده.
▪️رفته رفته حجم غصههایمان بالاتر میرود. همه بچهها غمگین و پر از سوال هستند. خبر فوت مهسا اوج برانگیختگی احساسات است. بالاخره ساعت ۸:۳۰ نوش دارویی پس از مرگ سهراب میرسد. فیلم دوربینهای ساختمانی که مهسا و دیگر دختران را برای ارشاد(!) منتقل کردهبودند منتشر شد و حاکی از آن بود که اتفاق ناگوار رخ داده برای مهسا به خاطر برخورد فیزیکی نبوده؛ اما همچنان فقط همین را میدانیم و پلیس باید بقیه علل را توضیح دهد؛ دانستن جزئیات، از بُعد سوگیریهای فردی و مصداقی و تاثیر روی سطح حس منفی جمعی( به ویژه طبقه متوسط اینستاگرام نشین که غالبا هم گشت ارشاد با این لایه برخورد دارد) موثر است؛ اما اطلاع رسانی نه چنان که در ماجرای فوق داشتند؛ مضطربانه، قطره چکانی و با تاخیر و با تاخیر و با تاخیر...
▪️لیکن دانستن همین جزئیات بر روی تصویر کلی موجود از گشت ارشاد و درک موقعیت فعلی آن در نسبت با هدف اصلی خودش، تاثیر چندانی ندارد. چراکه آنچه وجود دارد، اعتبار و چهره مخدوشی از یک سازوکار اساسا معیوب است؛ که با هر بار رخ داد، شایعه، ندانم کاری مأموری جزء یا افسری میانی، که به حساب خودش اسلحه را سفتتر گرفته تا ابلاغیه را صحیحتر انجام داده باشد؛ تصویرش مخدوشتر میشود.
▪️گشت ارشاد به سان خرسخالهای است که به خاطر دوستی بلیحانهاش، مشغول به آتش کشیدن ابهت و اقتدار پلیس و اعتبار حافظان امنیت و حتی قانون است.
حامیان بی چون و چرای گشت ارشاد نمیخواهند بپذیرند در این کالبد بیجان، روحی نیست؛ لیکن هر روز یک طرف چهرهاش را بزک میکنند؛ فلذا جسم کنونی گشت ارشاد، به عروس مردگان شبیهتر است.
▪️درحالی که بخشی از همین مسئولین نیز با حدی از حجاب هنجاری در جامعه همراه هستند؛ مصاحبه با افراد کم حجاب و عدم حضور ون گشت ارشاد در مقابل شعب اخذ رأی و یا راه پیماییها نیز نشانهاش! از طرف دیگر بخشی از غیرمحجبهها نیز با حاکمیت همراه هستند و به نوعی به مناسک دینی اهتمام دارند.
▪️بنابراین آیا میشود از حاکمیت مطالبه کرد قانون حجاب اجتماعی را لغو کند؟ این صحبت چنین معنا میدهد که حاکمیت اجتماعی اسلام را در گوشته ای از طاقچه بگذاریم و فقط ژستی از آن به خود بگیریم و اسلام رحمانی را تا عمق اصول نظام تسری دهیم. اساسا نمیشود حکومتی خودش را اسلامی بنامد و حجاب را فردی تلقی کند. چه اینکه مگر محدوده تصمیم درباره حکم دینی دست انسانها است؟
خب پس ما که داریم از همه چیز و همه کس ایراد میگیریم. ثم ماذا؟
▪️مرحله اول این است که متولیان امر ایرادات و واقعیات گشت ارشاد را بپذیرند. گشت ارشاد تا کنون حجاب را در جامعه حفظ نکرده که با جمع شدن آن حجاب از بین برود؛ چه بسا در صف ضربه زنندگان به حجاب نیز بوده است. از طرفی نهاد بالادستی گشت ارشاد اجازه تحرک و وسعت عمل آن را گرفته است؛ قاعدتاً یک نهاد امینتی و نظامی که ماهیتی قاطع دارد را بر سر یک امر تربیتی و فرهنگی که نیاز به انعطاف دارد نباید قرار داد.
Post #196
716
- 👍 3
- 👎 1