روانشناسی مالکیت و کنترل عاطفی
وقتی حس مالکیت نسبت به کسی که عاشقش هستی خیلی شدید میشه، معمولاً فقط بحث زیادی دوست داشتن نیست
ممکنه اون آدم به مرور توی ذهن شخص از یک انسان مستقل، تبدیل بشه به چیزی که با امنیت، آرامش، هویت و حتی ارزش خودش گره خورده، یعنی بجای دوستش دارم، ناخودآگاه برسه به بهش نیاز دارم، پس نباید از دستش بدم. از اینجا به بعد، از دست دادن اون شخص دیگه فقط از دست دادن یک رابطه نیست، بلکه میتونه برای فرد شبیه از دست دادن بخشی از امنیت خودش باشه.
یکی از ریشه های اصلی این حس، ترس از دست دادن و جایگزین شدنه، اما پشتش گاهی ترس از کافی نبودن هم وجود داره فکرهایی مثل اگه کسی بهتر از من پیدا بشه؟ یا اگه توجهش به یک نفر دیگه بره چی؟ میتونن حسادت و کنترل رو ایجاد کنن. ذهن ممکنه آدم دیگه رو فقط یک شخص جدید نبینه و بلکه اون رو تهدیدی برای جایگاه خودش ببینه، برای همین حتی تغییرات کوچیک در رفتار طرف مقابل، مثل کم شدن توجه یا نزدیک شدنش به یک نفر دیگه، میتونه خیلی شدید برداشت بشه. کنترل کردن هم در این حالت بیشتر تلاشی برای ساختن امنیتیه که شخص از درون نداره، یعنی اگر نتونم مطمئن باشم که این آدم میمونه، سعی میکنم شرایط رو طوری کنترل کنم که از دستم نره.
تجربه طرد شدن، رها شدن یا رابطه های بی ثبات هم میتونه این حس رو شدیدتر کنه چون ذهن ممکنه یاد بگیره که آدم ها هر لحظه ممکنه برن، پس باید همیشه مراقب نشونه های از دست دادن باشم
همین باعث میشه شخص مدام دنبال اطمینان گرفتن باشه، بدونه طرف کجاست، با کی حرف میزنه، هنوز چقدر دوستش داره و آیا کسی جای اون رو نگرفته؟ مشکل اینجاست که این کنترل فقط برای مدت کوتاهی آرامش میده و چون امنیت واقعی از درون شکل نگرفته، دوباره نیاز به کنترل بیشتری ایجاد میشه.
همین شدت وابستگی میتونه باعث صفر و صدی شدن احساسات هم بشه، یک لحظه طرف مقابل مهم ترین آدم دنیاست و بعد، با احساس طرد شدن یا آسیب، خشم و دلزدگی شدیدی ایجاد میشه و حتی ممکنه فرد حس کنه دیگه هیچ علاقه ای نداره، بعد دوباره احساسات برگردن. این لزوماً به معنی تبدیل شدن عشق به نفرت نیست، گاهی عشق، ترس، وابستگی و خشم نسبت به یک نفر اونقدر شدید میشن که مدام جای همدیگه رو میگیرن.
در نهایت، مالکیت عاطفی شدید فقط "من اون آدم رو میخوام" نیست، بلکه گاهی معنای "نمیتونم تحمل کنم از دستش بدم، جای من عوض بشه یا کس دیگه ای جای من رو بگیره" رو داره، یعنی فرد فقط به خود شخص وابسته نیست، بلکه به جایگاهی که در زندگی اون شخص داره هم وابسته میشه و همین میتونه عشق رو با حسادت، ترس، کنترل و خشم قاطی کنه.