در مثال های بالا از پست قبل (لینک)، در یکی با وجود پایین آمدن چربی Lp(a) و در دیگری با وجود سرکوب شاخصهای التهابی (hsCRP و IL-6)، هیچ کاهشی در حوادث قلبی-عروقی (MACE) دیده نشد. این دو مطالعه مثالهای بهروز و خوبی هستند از اینکه چرا برای اثبات اثربخشی یک درمان، فقط بیان مکانیسم کافی نیست و حتما به نوعی به شواهد پیامدمحور نیاز داریم.
تفاوت تبیین مکانیسمی با استدلال بر اساس شواهد را در مثالهای روزمره و ادعاهای طب سنتی زیاد میبینیم: مثلا گفته میشود “حجامت با این روش …. منجر به کاهش التهاب میشود، پس موثر است”. اما این را صرفا شاید حداکثر بتوان بیان یک مکانیسم دانست، نه اثبات اثر.
شرط اثبات این است که ببینیم آیا مطالعات بالینی معتبر و بزرگ، تاثیر واقعی آن را بر پیامد بیمار (مثل کاهش بیماری یا مرگومیر) نشان میدهند یا خیر.
دانستن و بیان مکانیسم به ساخت فرضیه و درک بهتر روابط بیولوژیک کمک میکند، اما در خط اول ارزیابی پزشکی، ما همیشه به دنبال شواهد اثربخشی بالینی هستیم. حتی اگر هنوز مکانیسم دقیق آن را بهطور کامل ندانیم. معیار تصمیم گیری شواهد بالینی متقن است. این بار در مورد روش های طب سنتی اگر برایتان مکانیسم را تبیین کردند، مراقب باشید فریب نخورید! پیگیر باشید که آیا مستندات بالینی قابل اعتماد برای اثرگذاری و ایمن بودن آن ارائه میشود یا خیر؟
@Scientometric
Post #7287
1.68K
- ❤ 9
- 👏 4