در همایش دیروز ظهر با عنوان
ISI زدگی که بچههای انجمن
پیچ و خم مهندسی برگزار کرده بودند گفتم که:
یکم - ریشه مشکل مقالهزدگی (یا ISI زدگی) در اینجاست که ما اصلا نمیدانیم که برای چه دانشگاهها را تاسیس کردهایم و چه انتظار و خواستهای از آنها داریم.
دوم - در جوامع مردمسالار هزینهکرد بودجه عمومی بدون جلب رضایت مردم ناممکن است. بنابراین دانشگاهها و مؤسسات علمی و پژوهشی باید در راستای منافع عموم مردم حرکت کنند. نتیجه این میشود که
رسالت اصلی دانشگاهها میشود حل مشکلات مردم و جامعه.
سوم - اگر حل مشکلات مردم و جامعه رسالت دانشگاه باشد، میزان موفقیت دانشگاهها را نمیتوان با سنجه مقالات ارزیابی کرد.
چهارم - نهادهای مختلفی (مثل نهاد دانشگاه) که در کشوری مثل ایران تاسیس شدهاند، اساسا به طور طبیعی و برای حل یک نیاز و مواجهه با مشکلات ایجاد نشدهاند. بلکه ما از روی
تقلید از غرب، به طور مصنوعی اقدام به راهاندازی آنها کردهایم.
پنجم -
انتظاری که ما از دانشجویان و اساتید داریم با تواناییهای آنها همخوانی ندارد. مثلا وقتی دانشجویی ۲۰ واحد درس در ترم برمیدارد یعنی باید ۶۰ ساعت در هفته درس بخواند. در عصر و نسل امروز چنین چیزی ناممکن است. حجم انتظارات ما از اساتید نیز دچار همین مشکل است. بنابراین ما نمیتوانیم هیچکدام از وظایفمان را درست و کامل انجام دهیم.
ششم - آییننامه ارتقای مقالهمحور، کمبود بودجه و تجهیزات، اشکالات برنامه درسی، مشکلات متعدد کارهای تجربی (مثل طولانی شدن، ریسک عدم موفقیت)، و عدم تمایل و علاقه خود دانشجویان از عواملی هستند که باعث میشوند اساتید تمایلی به تعریف پایاننامههای تجربی از خود نشان ندهند.
هفتم - درباره علت عقب ماندن استان ما در حوزه استارتآپها و شرکتهای دانشبنیان آقای مهندس تاروردیان نکاتی را مطرح کردند از جمله سطح کیفی خود دانشجویان و اینکه در تهران علاقه، پیگیری، و ریسکپذیری دانشجویان بالاتر است. ضمن تایید ایشان موارد زیر را اضافه کردم:
۱- تفاوت میان خلقیات مردم منطقه ما با مردم مناطق مرکزی ایران (چرب زبانی، روابط عمومی بالا، ارائه با کیفیت و ...)
۲- بعد مسافت و عدم دسترسی به وزارتخانهها و مراکز تصمیمگیری: حال سفر با اتوبوس و پول سفر با هواپیما وجود ندارد.
۳- تفاوت زبان مکالمه
🕛
عناوین مطالبی که فرصت مطرح کردنش فراهم نشد، از این قرار است:
1️⃣ - دانشگاهها را میتوان مثل یک
بنگاه اقتصادی بررسی کرد. هر بنگاه اقتصادی باید در نهایت سود ده باشد. بنگاههای زیانده را یا باید تعطیل کرد یا باید در آنها بازنگری کرد.
2️⃣ - قطعات پازل نهاد علم و فناوری در کشور ما ناقص است. یکی از بخشهای مهمی که در کشور ما وجود ندارد پژوهشکدههای تخصصی هستند. وظیفه
پژوهشکدهها استخدام سرمایه انسانی تربیت شده در دانشگاهها برای دستیابی عملی به فناوریها و توسعه آنها و انجام پژوهشهای متمرکز در حوزههایی است که برای کشور اولویت دارند. مثلا در تبریز اگر به جای ۳ تا دانشگاه دولتی بزرگ؛
دو تا دانشگاه و یک پژوهشگاه داشتیم و بودجهای معادل بودجه یک دانشگاه را به یک پژوهشگاه اختصاص میدادیم، میتوانستیم در حوزههای اولویتدار به فناوریهای روز دنیا دست پیدا کنیم.
3️⃣ - تجربه شخصی من نشان میدهد که ما در ارزیابیهای مبتنی بر
قضاوت افراد صاحبنظر در یک حوزه با مشکلات متعدد مواجه هستیم. گاهی رودربایستی و تعارفات مانع از نقد همکارانمان میشود و گاهی خصومت و اختلافهای شخصی منجر به نقد غیرمنصفانه میشود. لازم است سطح دانش ما درباره ارزیابی و روشهای آن تغییر کند.
ممکن است بعدا نکات دیگری را به این پست اضافه کنم.یوسف پزشکیان
https://t.me/ypezeshkian/1056#دانشگاه #نظارت #ارزیابی #مقاله #ISI #پژوهشگاه