تا حالا شده وارد رابطهای بشی و با اینکه از همون اول کدهای خطرو میدیدی، بازم نتونی بکشی عقب؟
انگار یه نیروی مغناطیسی قوی تو رو میکشوند سمت کسی که غرورت رو له میکرد، غیرقابل پیشبینی بود یا ته دلت میدونستی موندنی نیست…
روانشناسی اسم این حالت رو “بدشانسی” یا “سرنوشت” نمیذاره؛ بهش میگن «شیمی طرحوارهای» (Schema Chemistry).
🧠 مغز ما چطور گول میخوره؟
مغز انسان طوری طراحی شده که به سمت «چیزهای آشنا» جذب بشه، نه لزوماً «چیزهای امن».
اگر در کودکی احساس رهاشدگی، بیتوجهی یا ناامنی هیجانی رو تجربه کرده باشی، ناخودآگاهت آدمهایی رو «جذاب، پرشور و هیجانانگیز» میبینه که همون حس ناامنی رو برات زنده کنن!
در مقابل، آدمهای امن، مهربون و پیشبینیپذیر برات «کسلکننده» به نظر میان؛ چون سیستم عصبی تو به بیثباتی معتاد شده، نه به آرامش.
🔻 دو تلهای که تو این بازی نقش دارن:
تله رهاشدگی (Abandonment): ترس همیشگی از اینکه دیر یا زود تنها میشی؛ پس کسی رو انتخاب میکنی که مضطرب نگهت داره.
تله محرومیت هیجانی (Emotional Deprivation): این باور که هیچکس واقعاً منو نمیفهمه و دوستم نداره؛ پس جذب آدمهای سرد و بیعاطفه میشی.
✨ قدم اول برای شکستن این چرخه:
شناختن تلههاست. وقتی بفهمی این هیجان شدید اسمش «عشق» نیست بلکه «محرک طرحوارهای» هست، تازه میتونی کنترل رابطههات رو به دست بگیری.
📖 رفرنس و منبع علمی:
کتاب «زندگی خود را دوباره بیافرینید» (Reinventing Your Life) – نوشته دکتر جفری یانگ و جانت کلوسکو.
💎 @schematherapychannel
Post #8677
155