گاهی یه بحث کوچیک کافیه تا پارتنرت بگه:
«بیخیال… این رابطه به درد نمیخوره، تمومش کنیم.»
نه چون نمیخوادت،
نه چون رابطه براش بیارزشه،
بلکه چون تحمل موندن توی تعارض رو نداره.
🧠 توی ذهن خیلیها، دعوا یعنی خطر.
یعنی قراره طرد بشم، تنها بمونم، یا ارزشم زیر سوال بره.
و این ترسها اغلب ریشه در زخمهایی دارن که سالها قبل شکل گرفتن…
روانشناسی این زخمها رو با مفهومی به اسم طرحوارههای ناسازگار اولیه توضیح میده:
🔷 طرحواره رهاشدگی: با کوچکترین دلخوری، احساس خطر میکنه. با خودش میگه: «اون قراره منو ول کنه، پس من زودتر ول میکنم.»
🔷 طرحواره نقص و شرم: انتقاد رو نشونهی دوستداشتنی نبودن میبینه. برای همین از رابطه عقب میکشه.
🔷 طرحواره بیاعتمادی: هر اختلافی براش یعنی خیانت، سوء استفاده یا بازی خوردن.
🔷 طرحواره محرومیت هیجانی: فکر میکنه «هیچکس منو نمیفهمه» پس وقتی طرف مقابل گوش نمیده، سریع قطع امید میکنه.
🔷 طرحواره اطاعت/ایثار افراطی: همیشه خودش رو سرکوب کرده،و وقتی خسته میشه، تنها راه رو در بریدن میبینه.
💡 حالا تصور کن دو نفر با این زخمها، بدون شناخت و ترمیمش، بخوان رابطهای سالم بسازن، محاله.
📍 رابطهی سالم از خودمون شروع میشه.
از اینکه بفهمیم کی داریم از زخمهامون واکنش نشون میدیم، نه از واقعیت الان.
از اینکه بمونیم، گفتوگو کنیم و بهجای تهدید، ترمیم کنیم.
💎 @schematherapychannel
Post #8673
209