👁
چرا استالین و مائو محکوم نمیشوند؟✍🏼 مسعود یوسف حصیرچین
اینستاگرام نشر چرخ [وابسته به نشر مبتذل چشمه] مطلبی را با عنوان «فاشیسم چهره ژانوسی لیبرالیسم است» از زبان [یک زبالهی چپ] منتشر کرده که در این مدت جوابهای درخوری هم گرفته است، از تضاد لیبرالیسم با فاشیسم تا پیوند آن با چپگرایی. و من میخواهم به نکته دیگری بپردازم.
[این زبالهی چپ] در تایید سخنش میگوید «هیتلر در سخنرانی معروفش میگوید ما به وفور تولید کردهایم، اما نمیتوانیم صادر کنیم.» آقای معصومبیگی میگوید این مساله را در آمریکا میبینیم و به این معنی است که «انباشت کامل سرمایه صورت گرفته، اما آنچه تولید شده، نتوانسته است جذب شود.»
در میانهی دهه ۱۹۳۰، هیتلر شکایت داشته که بازاری برای صادرات محصولات آلمانی نیست و میگفت باید صادر کنیم تا بتوانیم مواد خام و خوراکی وارد کنیم وگرنه میمیریم. برخی هم میگویند این حرف هیتلر بیشتر بهانهای بوده برای اینکه بگوید آلمان باید مستعمراتی به دست بیاورد.
خوشبختانه بعید میدانم کسی در شرارت هیتلر تردیدی داشته باشد اما حرف دههی ۱۹۳۰، غذا، صادرات و دیکتاتوری که باشد، نام دیگری هم به ذهن من میآید:
استالین. در نیمهی اول دهه ۱۹۳۰، استالین که دنبال افزایش ظرفیت صنعتی شوروی بود، دست به واردات ماشین آلات صنعتی زد. پولش را از کجا آورد؟ صادرات مواد خوراکی! گندم! البته که کسی مثل من با صادرات مواد خوراکی مشکلی ندارد اما مشکل زمانی به وجود میآید که استالین چنان صادر کرد که چند میلیون نفر از ساکنان اوکراین از گرسنگی مردند: کشاورز اوکراینی خودش گندم میکاشت اما برای خودش گندمی نمیماند و از گرسنگی میمرد.
نکتهی حتا دردناکتر این است که حدود ربع قرن بعد، در اواخر دهه ۱۹۵۰، شاگرد و رفیق استالین، مائو همین کار را در چین تکرار کرد و در قحطی ساختهی دست بشر دیگری، دهها میلیون چینی را به کام مرگ فرستاد. غلات دهقانان چینی مصادره میشد تا از یکطرف در بازارهای خارجی به فروش برسد و پول ماشینآلات صنعتی جدید تامین شود و از سوی دیگر، رایگان در اختیار کشورهای سوسیالیستی دیگری مانند آلبانی قرار بگیرد. واکنش مائو به قحطی و از گرسنگی مردن چینیها؟ اولویت با صادرات است و «وقتی خوراکی به اندازه کافی وجود نداشته باشد، مردم از گرسنگی میمیرند. بهتر است بگذاریم نیمی از مردم بمیرند تا نیم دیگر بتوانند یک شکم سیر بخورند.»
امروز بسیار خوب است که کمتر کسی پیدا میشود که هیتلر و سیاستهای حزبش، حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان، را بابت جنایتهایش محکوم نکند و از آنها متنفر نباشد اما جا دارد به یاد داشته باشیم دیکتاتورهای شرور دیگری هم در قرن بیستم بودند.
هیتلر، دستکم در آن گفتهی [زبالهی چپ مدنظر]، دنبال واردات مواد غذایی است و استالین و مائو، غذا را از دهان مردمشان بیرون میکشند و رهایشان میکنند تا بمیرند چرا که جاهطلبیهایشان مهمتر از جان مردم بود.
اجازه بدهید برگردیم سراغ جملهی نخست، «ما به وفور تولید کردهایم، اما نمیتوانیم صادر کنیم» و جملهی [زبالهی چپمدنظر] که «آنچه تولید شده نتوانسته است جذب شود» و این را از مشکلات آمریکا و آلمان میداند. این خیلی جالب است. دهههاست چپها به آمریکا ایراد گرفتهاند که مردمش «مصرفگرا» هستند، یعنی نه تنها محصولات خودشان را مصرف میکنند، بلکه دست به وارداتشان هم خوب است و کالاهای بسیاری را وارد و مصرف میکنند. اصلن وقتی خروشچف گفت باید کاری کنیم که وضع کارگر شوروی بهتر از کارگر غربی شود، مائو معترض شد که «پس انسان طراز نوین کجا رفت؟» و یادآور شد که قرار نیست شهروندان بلوک کمونیستی مصرف کنند و باید برای دیگران کار کنند، نه مصرف خود.
در حال حاضر آن جملهی «آنچه تولید شده نتوانسته است جذب شود»، مصداق چیزی است که در چین تحت رهبری حزب کمونیست چین رخ میدهد. در چند سال اخیر یکی از مشکلات اصلی اقتصاد چین، پایین بودن مصرف داخلی آن بوده است. کالاها تولید میشود و جذب جامعهی چین نمیشود و از بازارهای بین المللی سردرمیآورد. کالاهایی هم که امکان صادرات آنها وجود ندارد، مثل آپارتمان، خالی میمانند.
وقتی این پدیده در آلمان ناسیونال سوسیالیست (نازی) رخ داد، [زبالهی چپ] گفت که این چهرهی ژانوسی لیبرالیسم است، حالا هم که آن را در چین کمونیستی و به قول خودشان سوسیالیسم با ویژگیهای چینی میبینیم. البته که انتظار ندارم ایشان مثلن بگوید «فاشیسم چهرهب ژانوسی کمونیسم/سوسیالیسم است.» انتظار تقبیح رفیق شی جینپینگ، فرزند خلف استالین و مائو، را هم ندارم، اما شاید دستکم بشود اینقدر متضاد سخن نگفت.
📌
آنچه درون [ ]
آمده از من است نه مسعود عزیز. نامها را جایگزین کردم چون بر این باورم که نباید صدای هر ننهقمر به قول فردوسی بزرگ پَتیارهای را پژواک داد و بزرگ کرد!
✔️
@SasanAghaei