TGViewer
Channel Public Channel
سروستان

سروستان

@sarvestan_z

گَهی پِیدا گَهی پِنهان

https://twitter.com/Amirsalar__?s=09
Subscribers
5.55K
Photos
4K
Videos
1.6K
Links
6.2K
Recent Posts 20 shown
Post #11046 542
سروستان فرض کنید حکومتی برای حفظ ساختار قدرتش، امنیت کشور را به خطر بیندازد، منابع ملی را صرف بقای خودش کند یا هزینه سیاست‌هایش را به مردم تحمیل کند. در چنین وضعی، مخالفان می‌توانند با نقد این سیاست‌ها و ارائه بدیلی که امنیت، استقلال و رفاه ایرانیان را بهتر تأمین…
بقای کشور، بقای حکومت و منافع ملت نه کاملاً منطبق بر هم‌اند و نه کاملاً مستقل از هم. وابستگی میان این سه، بخشی از سازوکار عادی حکمرانی است. وقتی این وابستگی به‌شدت مختل می‌شود، باید پرسید کجای زنجیره از کار افتاده است.

در تعارض جدی، بقای کشور باید خط قرمز باشد، منافع ملت معیار ارزیابی تصمیم باشد و بقای حکومت به‌خودی‌خود اولویت مستقلی نداشته باشد. حکومت‌ها تغییر می‌کنند و کشورها می‌مانند.

کشور را نباید به هر قیمتی برای حفظ حکومت قربانی کرد؛ حکومت وسیله اداره کشور است، و ارزش بقای آن به نقشی بستگی دارد که در حفظ کشور و تأمین منافع ملت ایفا می‌کند. اما از این تمایز نمی‌شود نتیجه گرفت که هر اقدامی برای برکناری حکومت، صرف‌نظر از پیامدهاش، قابل‌قبول است.

درواقع اولویت بقای کشور در مقابل بقای حکومت، مجوز قربانی کردن کشور برای براندازی هم نیست. همان‌طور که مجوز قربانی کردن کشور برای حفظ حکومت هم نیست. معیار این است که هیچ‌کدام از این دو نتیجه نباید از پیش، فارغ از پیامدهایش برای کشور و مردم، ارزش مطلق پیدا کند.

البته این به معنای آن نیست که برای تغییر یک حکومت باید منتظر ماند تا هیچ خطری وجود نداشته باشد یا همه پیامدها از قبل معلوم باشند. چنین شرطی عملاً می‌تواند هر تغییری را ناممکن کند. مسئله این است که وجود خطر با بی‌اهمیت بودن خطر فرق دارد. تصمیم سیاسی ممکن است با وجود خطر توجیه‌پذیر باشد، اما نمی‌شود از قبل اعلام کرد که هیچ هزینه‌ای، هرقدر سنگین، نمی‌تواند در ارزیابی آن تصمیم موثر باشد. چون قرار نیست برای خلاص شدن از شر یک حکومت، بچه را هم با آب حمام بیرون بریزیم.

#AS
  • 👍 5
  • 👎 5
  • 😱 1
  • 🗿 1
Post #11045 460
سروستان در این بین می‌شود یک معیار مستقل برای ایران‌خواهی داشت، اما نه به این معنا که یک فرمول ثابت وجود داشته باشد که پاسخ تمام مسائل سیاسی را از قبل مشخص کرده باشد. می‌شود چند اصل را مبنای ارزیابی قرار داد. ۱.منفعت: دقیقاً چه چیزی از ایران قرار است حفظ یا تقویت…
فرض کنید حکومتی برای حفظ ساختار قدرتش، امنیت کشور را به خطر بیندازد، منابع ملی را صرف بقای خودش کند یا هزینه سیاست‌هایش را به مردم تحمیل کند. در چنین وضعی، مخالفان می‌توانند با نقد این سیاست‌ها و ارائه بدیلی که امنیت، استقلال و رفاه ایرانیان را بهتر تأمین کند، مدعی دفاع از منافع ملی شوند. هیچ تناقضی هم ندارد که مخالف یک حکومت، ملی‌گرا باشد و خود آن حکومت برخلاف منافع ملی عمل کند.

اما مخالفان حکومت یک مجموعه یکدست نیستند. ممکن است گروهی واقعاً استقلال و تمامیت ارضی ایران را در اولویت بگذارد، گروهی دیگر برای سرنگونی حکومت حاضر باشد هزینه‌هایی را بپذیرد که بخش عمده‌اش به مردم و کشور تحمیل می‌شود. گروهی هم ممکن است منافع ملی را با منافع یک جناح، یک ایدئولوژی یا حتی یک قدرت خارجی گره بزند. مخالفت با حکومت به‌خودی‌خود هیچ‌کدام از این تفاوت‌ها را از بین نمی‌برد.

از طرف دیگر، حتی اگر اکثریت مردم مخالف حکومت باشند، از این مخالفت نمی‌توان نتیجه گرفت که اکثریت با تمام برنامه‌های یک گروه مخالف هم موافق‌اند. ممکن است مردم خواهان تغییر حکومت باشند، اما درباره شکل حکومت آینده، سیاست خارجی، تمامیت ارضی، اقتصاد یا حدود مداخله خارجی توافقی نداشته باشند. مخالفت با وضع موجود، به‌تنهایی مجوزی برای سخن گفتن از طرف تمام ملت نیست.

پس مسئله این نیست که به حکومت و مخالفانش به یک اندازه اعتماد کنیم یا هر دو را به یک اندازه ملی یا ضدملی بدانیم. اگر شواهد نشان می‌دهد سیاست‌های یک حکومت به منافع ایران آسیب می‌زند، باید همان سیاست‌ها را نقد کرد و اگر بدیل مشخصی پیامدهای بهتری دارد، می‌توان از آن دفاع کرد.

درنهایت اگر حکومتی ضدملی باشد، این واقعیت می‌تواند دلیل محکمی برای مخالفت با آن باشد، اما ملی بودن هر نیروی مخالف، ادعایی جداگانه است که باید بر اساس برنامه و عملکرد خودش سنجیده شود. نه حکومت با تکیه بر حاکمیتش مالک منافع ملی می‌شود، نه مخالفان صرفاً با مخالفتشان. معیار این است که هیچ‌کدام صرفاً به‌خاطر جایگاه سیاسی‌شان از ارزیابی معاف نشوند.

https://t.me/Sarvestan_z
Telegram سروستان گَهی پِیدا گَهی پِنهان https://twitter.com/Amirsalar__?s=09
  • 👍 4
  • ❤ 1
Post #11044 426
سروستان هیچ گروهی نباید صرفاً به اعتبار ادعای نمایندگی ملت، از پاسخ‌گویی درباره تعریف خودش از منافع ملی معاف شود. اگر ایران‌خواهی را با وفاداری به یک حکومت، جناح یا مجموعه‌ای از سیاست‌های مشخص یکی بگیریم، نقد آن سیاست‌ها ممکن است به‌عنوان مخالفت با ایران تعبیر شود.…
در این بین می‌شود یک معیار مستقل برای ایران‌خواهی داشت، اما نه به این معنا که یک فرمول ثابت وجود داشته باشد که پاسخ تمام مسائل سیاسی را از قبل مشخص کرده باشد.

می‌شود چند اصل را مبنای ارزیابی قرار داد.

۱.منفعت: دقیقاً چه چیزی از ایران قرار است حفظ یا تقویت شود؟

۲. رابطه هدف و وسیله: سیاست پیشنهادی واقعاً چقدر به آن هدف کمک می‌کند؟

۳. هزینه و فایده: چه کسانی هزینه می‌دهند و چه کسانی از نتیجه سود می‌برند؟

۴. افق زمانی: سیاست در کوتاه‌مدت و بلندمدت چه پیامدهایی دارد؟

۵. گزینه‌های جایگزین: آیا راه دیگری برای رسیدن به هدف وجود دارد؟

۶. امکان اصلاح: اگر سیاست شکست خورد یا شرایط تغییر کرد، آیا می‌شود آن را بازبینی کرد؟

این معیارها به ما اجازه می‌دهند بدون اینکه ابتدا یک حکومت یا جریان مخالف را نماینده انحصاری ایران بدانیم، درباره سیاست‌هایشان داوری کنیم.

البته خود این معیارها هم جای بحث دارند. چون همانطور که پیش‌تر هم گفته شد، ممکن است درباره یک مولفه خاص نتیجه‌گیری‌ها متفاوت باشد و اختلاف همچنان پابرجا باقی بماند. به همین دلیل چارچوب داوری باید هم شواهد مربوط به پیامدها را بررسی کند و هم اختلاف‌های ارزشی را آشکار نگه دارد.

#AS
  • 👍 3
  • 👎 3
  • 🤔 1
Post #11043 413
سروستان چرا ممکن است آنچه به نام منافع ملی تعریف می‌شود، با منافع واقعی ملت تعارض پیدا کند؟ ۱.کسی که منافع ملی را تعریف می‌کند، الزاماً همان کسی نیست که هزینه‌اش را می‌پردازد. ۲. منافع ملی یک مفهوم تفسیری است. ۳.ملت هم منافع یکپارچه و یکسانی ندارد. مثلاً فرض کنید…
هیچ گروهی نباید صرفاً به اعتبار ادعای نمایندگی ملت، از پاسخ‌گویی درباره تعریف خودش از منافع ملی معاف شود.

اگر ایران‌خواهی را با وفاداری به یک حکومت، جناح یا مجموعه‌ای از سیاست‌های مشخص یکی بگیریم، نقد آن سیاست‌ها ممکن است به‌عنوان مخالفت با ایران تعبیر شود. اما اگر ایران را موضوع اصلی و حکومت‌ها و سیاست‌ها را موضوع ارزیابی قرار بدهیم، رابطه برعکس می‌شود. این بار حکومت و سیاست‌ها باید توضیح بدهند که چه خدمتی به ایران می‌کنند، نه اینکه صرفاً با انتساب خودشان به ایران، مشروعیت بگیرند.

این رویکرد البته به این معنا نیست که هرکس ادعای ایران‌خواهی کرد، خودبه‌خود معیار درستی در اختیار دارد. مخالفان یک حکومت هم باید درباره پیامدهای سیاست‌های پیشنهادی خودشان پاسخگو باشند. درغیراینصورت فقط صاحب انحصار عوض شده، نه منطق انحصار.

حتی اگر همه طرف‌ها صادقانه به دنبال منافع ایران باشند و درباره اهداف هم توافق داشته باشند، باز هم ممکن است درباره ابزارها اختلاف داشته باشند. به همین دلیل، وجود اختلاف درباره منافع ملی را نباید به‌خودی‌خود نشانه فقدان ایران‌خواهی دانست.

البته همه ادعاها به یک اندازه معتبر نیستند. بعضی ادعاها با شواهد سازگارترند، بعضی هزینه‌ها را نادیده می‌گیرند و بعضی بر فرض‌هایی استوارند که قابل دفاع نیستند. به همین خاطر هدف از حفظ امکان اختلاف، کنارگذاشتن داوری نیست. فراهم‌کردن شرایطی است که داوری بر اساس شواهد و استدلال انجام شود، نه بر اساس وابستگی جناحی.

معیار باید برای همه یکسان باشد: هیچ گروهی مالک انحصاری تعریف منافع ملی نیست. هر گروهی می‌تواند از تعریف خودش دفاع کند، اما باید امکان نقد، مقایسه و ردشدن آن تعریف وجود داشته باشد.

منافع ملی قرار است معیاری برای داوری درباره تصمیم‌های سیاسی باشد. اگر خود تصمیم‌گیرنده اختیار انحصاری تعریف این معیار را هم در دست بگیرد، یک رویه شکل می‌گیرد که سیاست من در خدمت منافع ملی است، چون منافع ملی را من تعریف می‌کنم؛ و تعریف من از منافع ملی درست است، چون سیاست من بر اساس آن تنظیم شده است. در چنین وضعی، دیگر چیزی بیرون از اراده تصمیم‌گیرنده باقی نمی‌ماند که بشود بر مبنای آن درباره درستی یک تصمیم داوری کرد.

#AS
  • 👍 6
  • 👎 4
  • 🤔 1
Post #11042 486
چرا ممکن است آنچه به نام منافع ملی تعریف می‌شود، با منافع واقعی ملت تعارض پیدا کند؟

۱.کسی که منافع ملی را تعریف می‌کند، الزاماً همان کسی نیست که هزینه‌اش را می‌پردازد. ۲. منافع ملی یک مفهوم تفسیری است. ۳.ملت هم منافع یکپارچه و یکسانی ندارد.

مثلاً فرض کنید حکومت برای افزایش قدرت منطقه‌ای کشور، سیاستی را دنبال کند که هزینه اقتصادی سنگینی دارد. تصمیم‌گیران ممکن است این هزینه را برای دستیابی به یک هدف راهبردی ضروری بدانند، اما بخش بزرگی از هزینه را مردم با کاهش قدرت خرید، تورم یا ازدست‌رفتن فرصت‌های اقتصادی تحمل کنند. اینجا حتی اگر بپذیریم هدف راهبردی واقعاً به نفع کشور است، هنوز دو پرسش باقی می‌ماند. آیا این هدف ارزش چنین هزینه‌ای را دارد؟ آیا راه کم‌هزینه‌تری برای دستیابی به آن وجود ندارد؟

از طرف دیگر به عنوان نمونه امنیت ملی تعریف یکسانی ندارد. یک گروه ممکن است امنیت را عمدتاً با قدرت نظامی و بازدارندگی تعریف کند. گروهی دیگر، علاوه بر قدرت نظامی، ثبات اقتصادی، امنیت سرمایه‌گذاری و رضایت اجتماعی را هم از ارکان امنیت بداند. هر دو ممکن است مدعی دفاع از ایران باشند، اما به سیاست‌های متفاوتی برسند. اختلاف بر سر این است که چه چیزی امنیت کشور رو تأمین می‌کند و چه هزینه‌ای برای آن قابل قبول است.

بر مبنای این الگو ملت هم منافع یکپارچه و یکسانی ندارد. سیاستی که برای یک گروه سودمند است، ممکن است برای گروه دیگر هزینه داشته باشد. افزایش تعرفه واردات می‌تواند به تولیدکننده داخلی کمک کند، اما هزینه مصرف‌کننده رو بالا ببرد. کاهش تنش خارجی ممکن است برای تجارت سودمند باشد، اما از نگاه بعضی تصمیم‌گیران، خطرهای راهبردی ایجاد کند.

بنابراین، منافع ملی همیشه یک پاسخ آماده و مورد توافق نیست که صرفاً کشفش کنیم. بخشی از آن به واقعیت‌های عینی مربوط است و بخشی به اولویت‌بندی اهداف، ارزیابی پیامدها و انتخاب میان گزینه‌های مختلف.

#AS
  • 👍 8
  • 👎 4
  • ❤ 1
  • 🤣 1
Post #11040 3.72K
هرچه جنگ طولانی‌تر شود، توضیح اینکه آدم‌ها چرا باید هزینه بدهند سخت‌تر می‌شود. برای تحمل هزینه، معنا لازم است. اینجاست که جنگ کم‌کم از «دولت علیه دولت» می‌لغزد سمت «ما علیه آنها»، بعد «تمدن ما علیه تمدن آنها»، و در شکل افراطی‌ترش «خیر علیه شر». اینجا دولت دیگر فقط به هدف نظامی احتیاج ندارد. به یک داستان احتیاج دارد. باید توضیح بدهد که هزینه برای چه چیزی است. مثلاً گفتن اینکه «ما با حکومت آخوندی مشکل داریم» برای بسیج افکار عمومی چندان داستان بزرگی نیست. اما اگر بگویی «ما داریم از تمدن خودمان در برابر یک دشمن تاریخی دفاع می‌کنیم»، ناگهان ماجرا بزرگ‌تر و احساسی‌تر می‌شود. آدم‌ها راحت‌تر می‌توانند هزینه امروز را به چیزی که از قبل می‌شناسند وصل کنند. برای همین تاریخ خیلی به درد جنگ می‌خورد. خشایارشا از این نظر خیلی کاربردی‌تر از یک مقام جمهوری اسلامی است. چون اسم یک مقام سیاسی همچون محمد سامتینگ ممکن است برای مخاطب خسته‌کننده باشد، ولی «سپاه خشایارشا که به آتن حمله کرد، معابد را آتش زد و آکروپولیس را ویران کرد» یک داستان تصویری است. یک بدمن داری، یک شهر داری، یک معبد داری، آتش داری، قهرمان و قربانی هم داری. یعنی یک فیلم آماده در ذهن مخاطب که از قضا واقعاً فیلمش هم در گذشته به عنوان یک نیروی اهریمنی ساخته شده است. در اینجا مخاطب ایرانی ممکن است بگوید «صبر کن! تو می‌گویی با جمهوری اسلامی مشکل داری و برای آزادی مردم ایران آمده‌ای، اما چرا داری تاریخ ایران را هم وارد داستان دشمن می‌کنی؟» حتی اگر گوینده اصلاً چنین منظوری نداشته باشد، مخاطب ممکن است این دو را کنار هم بگذارد. در چنین شرایطی آمریکا ممکن است بخواهد بگوید «جمهوری اسلامی با ایران فرق دارد.» اما اگر در روایت جنگ مرتب از «محو تمدن ایران»، «مهاجمان پارسی» و.. همان مرزی را که می‌خواست بین حکومت و کشور بکشد، کمرنگ می‌کند. و به واسطه این شکاف این گزاره قوت می‌گیرد که «دیدید؟ اینها مشکلشان فقط جمهوری اسلامی نیست. با خود ایران مشکل دارند. با تاریخ ایران مشکل دارند. با هویت ایران مشکل دارند.» و اینجاست که روبیو دوزاری و ترامپ دارند دقیقاً با همان سیمی ور می‌روند که برنارد لوئیس و برژینسکی سال‌ها قبل درباره‌اش هشدار داده بودند. حرف لوئیس اساساً این بود که جمهوری اسلامی مالک وطن‌پرستی ایرانی‌ها نیست. این سرمایه را مجانی نریزید توی جیب حکومت. برژینسکی هم هشدار می‌داد که ستیز با جمهوری اسلامی را نباید طوری پیش برد که بنیادگرایی و میهن‌پرستی ایرانی در ذهن مردم به هم گره بخورند و یکی شوند.

#AS
  • 👏 16
  • 👍 7
  • 👎 5
  • ❤ 4
  • 😁 1
  • 🗿 1
Post #11039 698
سروستان سایمون سیبگ: واقعیت اینه اگر قبل از حمله نظامی هم ایرانی‌ها رو با یک محاصره مسلحانه تحت فشار قرار میدادن، شاید اصلاً نیازی به حمله نظامی پیدا نمی‌کردن. چون همون‌طور که خلیج فارس و تنگه هرمز بزرگ‌ترین دارایی ایران هستن، می‌تونن به بزرگ‌ترین نقطه‌ضعف ایران هم…
پرولتاریا عیال‌بار است.

قباد فخیمی: در هفته‌‌های اول بعد از کودتا، روزی حدود ساعتی که وقت تعطیل کارگران روزکار پالایشگاه بود، از جلو گاراژ مرکزی که محل توقف تریلرهای حمل کارگران بود عبور می‌کردم، عده‌ای از طرفداران گروه چپ با پخش اعلامیه‌هایی، کارگران بیکار پالایشگاه آبادان را که تعطیل بود دعوت به اعتصاب می‌کردند و دسته‌جمعی شعار می‌دادند:«پرولتاریای قهرمان آبادان با اعتصاب خود کودتا را نابود کنید.» از درون تریلرها کارگران دسته‌جمعی پاسخ می‌دادند:«پالایشگاه تعطیل است، پرولتاریا عیال‌بار است.» با این شعارها کاملاً معلوم بود که در آبادان اتفاقی نمی‌افتد و آنچه که در پیش است، شکار بی‌رویه و آزار و اذیت طرفداران ملی شدن نفت می‌باشد.

https://t.me/Sarvestan_z
Post #11038 758
بانی لین: آیا چین از طولانی شدن جنگ بیشتر سود می‌برد یا از تمام شدنش؟ یکی از مهمانان پادکستم در قسمت قبلی، یک کارشناس چینی بود که قبلاً یکی از سردبیران روزنامه South China Morning Post بوده است. او گفت هنوز داخل چین درباره همین موضوع بحث وجود دارد. تعدادی از کارشناسان ارشد چینی معتقدند طولانی شدن درگیری در خاورمیانه، با توجه به شرایط فعلی و هزینه‌هایی که ایجاد می‌کند، در مجموع به نفع چین است. چون برای آمریکا هزینه ایجاد می‌کند، حواسش را پرت می‌کند و اجازه نمی‌دهد تمام تمرکزش را روی منطقه آسیا ـ اقیانوسیه بگذارد. اما نمی‌دانم آیا درباره این موضوع اجماعی وجود دارد یا نه. حتی اگر اجماعی هم وجود داشته باشد، نمی‌دانم ما اصلاً می‌توانیم از وجودش مطمئن شویم یا خیر، چون فکر می‌کنم اگر چنین اجماعی وجود داشته باشد، به نفع چین نیست که آن را با صدای بلند اعلام کند.

مونا یعقوبیان: طرف اصلی دیگری که طبیعتاً باید در این محاسبات در نظر گرفت، کشورهای عربی خلیج فارس هستند. فکر می‌کنم اعتبار چین تا حدی آسیب دیده، یا دست‌کم این احساس به وجود آمده که چین آن نقش مثبت و سازنده‌ای را که می‌توانست با استفاده کامل از نفوذش ایفا کند، بازی نمی‌کند. برای کشورهای عربی خلیج فارس، این موضوع خیلی مهم است. آنها دارند سناریوی کابوس خودشان را تجربه می‌کنند و فکر می‌کنم چین در نهایت با هزینه‌های واقعی مواجه خواهد شد. جالب است که تجارت کشورهای شورای همکاری خلیج فارس با چین به حدود ۳۰۰ میلیارد دلار در سال رسیده؛ رقمی که از مجموع تجارت آنها با آمریکا و اتحادیه اروپا بیشتر است. بنابراین این موضوع مهم است. در بلندمدت برای چین، بازارهایش و منابع انرژی‌اش ـ به‌خصوص با حرکت ما به سمت انرژی‌های تجدیدپذیر ـ این منطقه برای توسعه بیشتر حیاتی است. اگر این جنگ طولانی شود و چین به‌عنوان متحد و شریک اصلی ایران در این جنگ دیده شود، همه این موارد می‌تواند زیر سوال برود. در حال حاضر سوال اینجاست که در چه نقطه‌ای چین به این نتیجه می‌رسد که گسترش، تشدید و طولانی شدن این درگیری دیگر به هیچ شکلی به نفعش نیست؟ و آیا در آن مرحله تصمیم می‌گیرد نفوذش بر ایران را به شکل موثرتری به کار بگیرد؟ تا اینجا هیچ نشانه‌ای نداریم که چنین کاری کرده باشد، اما می‌دانیم که نفوذ قابل‌توجهی دارد.

بانی لین: اگر بخواهم خیلی کوتاه جمع‌بندی کنم، تو حمایت چین از ایران را «حمایت پنهان» توصیف کردی. همچنین بهترین تصویر ممکن از تلاش‌های چین برای پایان دادن به جنگ ایران را بررسی کردی، اما همچنان تردیدهای زیادی درباره آن وجود دارد. ما چیز ملموسی برای دیدن نداریم و همان‌طور که گفتی، شواهد ملموسی هم نداریم که نشان دهد چین واقعاً می‌خواهد این جنگ هرچه سریع‌تر تمام شود. در مورد حمایت چین از ایران، چه در سطح راهبردی، چه نظامی و چه اقتصادی، بخش زیادی از آنچه می‌بینیم صرفاً بر اساس گزارش‌های رسانه‌ای است. ممکن است این حمایت بیشتر یا کمتر از چیزی باشد که منتشر شده است. اما به‌خصوص در حوزه کالاهای دوکاربردی نظامی و در بخش اقتصادی، این حمایت قابل‌توجه به نظر می‌رسد. با این حال، همان‌طور که اشاره کردی، واردات نفت چین از ایران هم به شکل چشمگیری کاهش پیدا کرده است. تو فهرستی از سوالات اصلی ارائه کردی که باید در هفته‌ها و ماه‌های آینده دنبالشان کنیم. از جمله اینکه آیا تغییراتی در رفتار چین خواهیم دید که نشان دهد این کشور واقعاً می‌خواهد جنگ ایران به‌موقع پایان پیدا کند یا خیر...

https://youtu.be/bDn6lLWAb6o?si=3bzp48B6nmePviTO
YouTube China's Stealth Support of Iran: A Conversation with Mona Yacoubian In this episode, Mona Yacoubian joins Bonny Lin to discuss the current state of the war in Iran, the economic ramifications of the war, and Beijing's evolving relationship with Tehran. The conversation explores China's "stealth support" for Iran and the extent…
  • ❤ 2
  • 👍 2
Post #11036 902
سروستان ما از سقوط شاه درس چندانی نگرفته‌ایم. وقتی دولت کارتر با اکثریتی بسیار شکننده در سنا توانست فروش جنگنده‌های F-15 به عربستان سعودی را به تصویب برساند، آرای تعیین‌کننده را با یک وعده صریح به دست آورد: اینکه این هواپیماها هرگز به تجهیزاتی مجهز نخواهند شد که…
واقعیت این است که اگر این ۱۵ فروند F-15 اضافی حتی به‌صورت رایگان هم در اختیار اسرائیل قرار بگیرد، اسرائیل توان پرداخت هزینه نگهداری آنها را ندارد. کل این وضعیت فشار ناعادلانه‌ای بر اسرائیل وارد می‌کند، چرا که بخش تورم‌زای بودجه سرسام‌آور این کشور، حاصل مسابقه تسلیحاتی‌ است که نه‌فقط به‌دلیل مسلح شدن کشورهای عربیِ تحت حمایت شوروی، بلکه به‌دلیل تسلیح بیش از حد عربستان سعودی از سوی آمریکا، به اسرائیل تحمیل شده است. پس از سقوط شاه، باید روشن شده باشد که عربستان سعودی بسیار بیشتر از آنکه در معرض خطر تهاجم مستقیم قرار داشته باشد، با خطر نفوذ و ضعف داخلی روبه‌روست. در صورتی که ساختار داخلی این کشور فروبپاشد، F-15ها بی‌فایده خواهند بود.

https://t.me/Sarvestan_z
Telegram سروستان گَهی پِیدا گَهی پِنهان https://twitter.com/Amirsalar__?s=09
  • 👎 2
  • ❤ 1
  • 👍 1
  • 🤣 1
Post #11035 876
سروستان در ۷ اوت ۱۹۷۶، هنری کیسینجر، وزیر خارجه آمریکا، در جلسه‌ای محرمانه در اقامتگاه ریچارد هلمز، سفیر وقت آمریکا در تهران، با حضور هلمز، آلفرد آترتون، هرمان آیلتس، توماس پیکرینگ و رابرت اوکلی، درباره سیاست آمریکا در خاورمیانه صحبت می‌کند. در بخشی از این گفت‌وگو،…
ما از سقوط شاه درس چندانی نگرفته‌ایم.

وقتی دولت کارتر با اکثریتی بسیار شکننده در سنا توانست فروش جنگنده‌های F-15 به عربستان سعودی را به تصویب برساند، آرای تعیین‌کننده را با یک وعده صریح به دست آورد: اینکه این هواپیماها هرگز به تجهیزاتی مجهز نخواهند شد که آنها را به سلاح‌های تهاجمی تبدیل کند. پیش از انتخابات، نشانه‌هایی وجود داشت که اگر کارتر در انتخابات پیروز شود، دولتش خیلی زود این وعده را زیر پا خواهد گذاشت. اما کارتر انتخابات را باخت و حالا به نظر می‌رسد این وعده قرار است توسط جانشین او شکسته شود؛ جانشینی که البته اساساً چنین وعده‌ای نداده است. به نظر می‌رسد دولت ریگان امیدوار است با فروش ۱۵ فروند F-15 دیگر به اسرائیل، آن هم با شرایط مالی بسیار سنگین، کسانی را که به‌شدت نگران این مسئله‌اند آرام کند...

۸ مارس ۱۹۸۱ - هفته‌نامه The Jewish Week نیویورک



https://t.me/Sarvestan_z
  • ❤ 2
  • 👍 2
Post #11034 941
سروستان تئوری جنگ مسلحانه آمریکا اینگونه نیست که مثلاً آمریکا کامیون اسلحه وارد کند و بگوید«هر ایرانی مخالف جمهوری اسلامی، یکی بردارد.» اگر در یک سناریوی فرضی، آمریکا بخواهد به مخالفان حکومت ایران سلاح بدهد، نیروهای نظامی سابق و افراد دارای آموزش نظامی واجد شرایط…
این «بعدش چه می‌شود» صرفاً مختص به اتفاقات محدود به مرزهای ایران نیست. همسایه‌ای که قرار است عمق جغرافیایی‌اش را در اختیار چنین پروژه‌ای بگذارد هم باید فردای آن را حساب کند. نمونه آن مورد شاه و کُردهای عراق است. شاه از ملامصطفی بارزانی و شورش کردهای عراق حمایت می‌کرد و این حمایت برای تهران ابزار فشار بر بغداد بود. اما شاه اساساً دنبال پیروزی بی‌قیدوشرط کُردها نبود. کردهای عراق برای ایران وقتی مفید بودند که علیه بغداد بجنگند، اما نه آن‌قدر موفق که یک الگوی سیاسی جدید در منطقه ایجاد کنند که خودش به ایران سرایت کند. این دقیقاً همان مسئله‌ای است که در بحث امروز هم باید دید. به همین دلیل همسایه ممکن است بخواهد از آن به‌عنوان اهرم فشار استفاده کند، اما نمی‌خواهد الزاماً شاهد تولد یک مسئله قومی فرامرزی جدید، به واسطه تغییر موازنه، و سرایت آن به مرزه‌های خود باشد. دقیقاً همین‌جاست که «بعدش چه می‌شود؟» از یک سوال مربوط به فردای جنگ، تبدیل می‌شود به یکی از محدودیت‌های اصلی خود تصمیم به حمایت از پروژه قومی. از طرف دیگر بعد از ۲۰۰۳، محیطی که در آن می‌شد از یک گروه کردی به‌عنوان اهرم فشار علیه ایران استفاده کرد، برای آمریکا پیچیده‌تر شد. آمریکا دیگر با عراقِ تحت کنترل یک حکومت مرکزی دشمن روبرو نبود. به همین دلیل برای آمریکا یا هر دولت دیگری که بخواهد امروز از گروه‌های کردی مرزی علیه ایران استفاده کند، مسئله فقط ایران نیست. باید همزمان به حساسیت‌های بغداد، اربیل، آنکارا و خود کردهای منطقه فکر کند.

#AS
  • 👍 8
  • ❤ 2
Post #11033 1.24K
تئوری جنگ مسلحانه آمریکا اینگونه نیست که مثلاً آمریکا کامیون اسلحه وارد کند و بگوید«هر ایرانی مخالف جمهوری اسلامی، یکی بردارد.» اگر در یک سناریوی فرضی، آمریکا بخواهد به مخالفان حکومت ایران سلاح بدهد، نیروهای نظامی سابق و افراد دارای آموزش نظامی واجد شرایط هستند. این‌ها برای یک دولت خارجی جذاب‌ترند چون لازم نیست از صفر آموزش ببینند. آنها دنبال نیروی ایرانی‌ می‌گردند که که هم حاضر به جنگ باشد، هم قابلیت نظامی داشته باشد، هم بتوان آن را شناسایی و راستی‌آزمایی کرد، و هم بتوان فهمید بعد از دریافت سلاح چه می‌کند.

در ایران داستان نظامیان جدا شده و ساخت چیزی شبیه ارتش آزاد سوریه منتفی است، یعنی ما یک جریان علنی و سازمان‌یافته از افسران ارتش یا سپاه که دسته‌جمعی جدا شده باشند و داخل ایران یک فرماندهی نظامی مخالف ساخته باشند نداریم. درنتیجه گزینه‌ها محدود به گروه‌های قومی مسلح به علاوه مجاهدین خلق است. این موضوع هم برای اثبات خودش نه سند محرمانه می‌خواهد، نه اینکه فلان مقام آمریکایی یک چیزی بگوید و فلان مقام اسرائیلی تأییدش کند یا فردایش تکذیبش کنند. اینجا دیگر پای اطلاعات پشت پرده وسط نیست. پای عقل سلیم نظامی وسط است.

در این چارچوب پیوند قومی می‌تواند به گروه انسجام، انگیزه و پایگاه اجتماعی بدهد. یعنی آدم‌هایی هستند که به‌خاطر یک هویت مشترک راحت‌تر دور یکدیگر جمع می‌شوند و حاضرند برای یک مسئله مشترک هزینه بدهند. اما همان چیزی که آنها را در منطقه خودشان منسجم می‌کند، می‌تواند سقف نفوذشان در کل ایران هم بشود.

مشکل از جایی جدی‌تر می‌شود که پای پول و سلاح خارجی وسط بیاید. از آن لحظه به بعد حکومت خیلی راحت می‌تواند اصل دعوا را عوض کند. به‌جای اینکه مردم را با این سوال روبه‌رو کند که «آیا از جمهوری اسلامی ناراضی هستی یا نه؟»، می‌تواند بحث را ببرد سمت اینکه «آیا می‌خواهی یک گروه قومی با کمک خارجی مسلح شود و کشورت تجزیه شود؟»

ممکن است کسی شدیداً مخالف حکومت باشد، ولی در عین حال حاضر نباشد از گروهی حمایت کند که تصور می‌کند دنبال پروژه قومی خودش است. بنابراین یک گروه مسلح می‌تواند از نظر نظامی علیه حکومت مفید باشد، اما از نظر سیاسی ناخواسته به خود حکومت امکان بدهد که مخالفان مختلف را دوباره پشت یک ترس مشترک جمع کند. در گذشته هم پیشه‌وری در آذربایجان و قاضی محمد در کردستان توانستند روی نارضایتی و شرایط خاص بعد از اشغال ایران در جنگ جهانی دوم سوار شوند، اما مسئله این بود که این پایگاه محلی به یک مشروعیت سراسری منجر نشد.

یک مشکل دیگر هم این است که گروه قومی الزاماً همان چیزی را نمی‌خواهد که حامی خارجی می‌خواهد. فرض کن یک دولت خارجی به گروهی کمک می‌کند چون می‌خواهد فشار روی حکومت مرکزی بیشتر شود. آن گروه ممکن است اساساً هدف‌های دیگری هم داشته باشد. مثلاً خودمختاری بیشتر، تغییر مرزهای قدرت، حقوق قومی یا حتی تجزیه یا اسم شیک‌ترش استقلال. اینجا دیگر رابطه خیلی ساده من پول و سلاح می‌دهم، تو هم کاری را که من می‌خواهم انجام بده، برقرار نیست. هرچه گروه مسلح‌تر و مستقل‌تر شود، قدرت چانه‌زنی خودش هم بیشتر می‌شود و حامی خارجی باید با نیرویی کنار بیاید که لزوماً اهدافش با او یکی نیست.

بعد از همه اینها، یک مسئله بزرگ‌تر وجود دارد که معمولاً در بحث‌های هیجانی فراموش می‌شود. اگر چنین گروهی واقعاً قدرت بگیرد، فردای تضعیف حکومت چه می‌شود؟ سلاح و سازمانی که امروز برای جنگ با تهران مفید است، فردا الزاماً خودبه‌خود ناپدید نمی‌شود. گروهی که سال‌ها با اسلحه و ساختار نظامی زندگی کرده، ممکن است بعد از سقوط یا عقب‌نشینی حکومت هم منافع و مطالبات خودش را داشته باشد. بنابراین حامی خارجی فقط با مسئله چطور این گروه را علیه حکومت به کار بگیریم روبه‌رو نیست، باید از همان ابتدا با مسئله بعدش چه می‌شود هم مواجه باشد.

در واقع طنز ماجرا همین‌جاست. چیزی که یک گروه قومی را برای جنگیدن مناسب می‌کند، ممکن است دقیقاً همان چیزی باشد که استفاده سیاسی از آن را سخت می‌کند. هویت مشترک به آن انسجام می‌دهد، ولی همان هویت می‌تواند دامنه پذیرش ملی‌اش را محدود کند. پایگاه محلی به آن نیرو می‌دهد، ولی الزاماً به آن مشروعیت سراسری نمی‌دهد. حمایت خارجی منابع می‌دهد، ولی همزمان می‌تواند برچسب «مهره خارجی» به آن بزند. و قدرت نظامی می‌دهد، ولی مشکل فردای جنگ را هم بزرگ‌تر می‌کند.

#AS
  • 👍 9
  • ❤ 8
Post #11032 881
سروستان جورج فریدمن: ایران به دنبال گرفتن امتیازهای مهم از ترامپ است و تصور می‌کند هرچه این وضعیت طولانی‌تر شود، فشار سیاسی بیشتری بر او وارد خواهد شد و نیازش به پایان دادن به جنگ افزایش پیدا می‌کند. البته به گمان من خود ایرانی‌ها هم می‌دانند که ترامپ تحت هیچ شرایطی،…
جورج فریدمن: سرنوشت جنگ در ایران را در نهایت میزان آمادگی افکار عمومی آمریکا برای پذیرفتن هزینه‌ها و دشواری‌های آن تعیین خواهد کرد. هزینه‌ها و دشواری‌هایی که اگرچه بسیار کمتر از آن چیزی است که بر مردم ایران تحمیل می‌شود، اما در عوض، در اینجا منافع و پیامدهای بسیار بیشتری در میان است. از سوی دیگر، در نظام سیاسی آمریکا، مخالفت با جنگ نه‌تنها مجاز است، بلکه سابقه‌ای نسبتاً طولانی دارد و می‌تواند در تعیین چگونگی پایان جنگ‌ها نقش داشته باشد. انتخابات میان‌دوره‌ای ترکیب کنگره را تعیین خواهد کرد، اما احتمالاً توانایی کنگره برای رسیدن به توافق بر سر پایان جنگ و وادار کردن طرف‌های درگیر به خاتمه آن محدود خواهد بود. در عین حال، انتخابات میان‌دوره‌ای آغاز کارزار انتخاباتی برای تعیین رئیس‌جمهور بعدی نیز هست و بعید است افراد زیادی از هر دو حزب بخواهند با موضعی در حمایت از جنگ با ایران وارد رقابت شوند. این مسئله نیز فشار افکار عمومی برای پایان دادن به جنگ را افزایش خواهد داد.

https://geopoliticalfutures.com/thinking-about-how-the-iran-war-ends/
Geopolitical Futures Thinking About How the Iran War Ends - Geopolitical Futures All wars end, and they do so in one of two ways: Either one side defeats the other, or both sides negotiate a settlement. A negotiated settlement
  • 👍 2
  • 😁 1
Post #11031 1.06K
می‌گویند بیماری به نسخه پزشکی گیر داد که «مبتلا» را با «ت»دونقطه می‌نویسند، نه با «ط»دسته‌دار. پزشک جواب داد:«آدم که مبتلا شد، چه با «طین» و چه با «ت»، عاقبت هر دو یکی است. خدا کند کسی مبتلا نشود.» حکایت هفت اکتبر هم همین است. چه با سنوار چه مختار نتیجه یکی بود.

این گزاره که «اگر هفت اکتبر اتفاق نمی‌افتاد، اسرائیل این‌طور نمی‌توانست به محور مقاومت ضربه بزند». در ظاهر برای تحقیر جمهوری اسلامی تبلیغ می‌شود، اما در بطن خودش پروژه ماستمالی سوراخ‌سنبه‌هایی است که پیش از عملیات سنوار پیدا شده بود. اگر همه‌چیز را از هفت اکتبر شروع کنیم، دیگر لازم نیست درباره آنچه قبل از هفت اکتبر کشف شده بود سوال کنیم. لازم نیست بپرسیم اسرائیل چگونه سال‌ها به شبکه ایران در سوریه و لبنان نزدیک شد، چگونه مسیرهای انتقال، فرماندهی، ارتباطات و نقاط آسیب‌پذیر این شبکه را شناخت. در این روایت، هفت اکتبر تبدیل می‌شود به یک پرده که همه‌چیز قبل از خودش را می‌پوشاند. بعد هم هر ضربه‌ای که اسرائیل می‌زند به حساب اشتباه سنوار در هفت اکتبر نوشته می‌شود. انگار اگر آن عملیات انجام نمی‌شد، هیچ‌کدام از این شکاف‌ها وجود نداشت. درحالیکه سیستم از پیش آلوده شده بود و هفت اکتبر صرفاً تبدیل به یک کاتالیزور برای عملی‌کردن برنامه‌های از پیش طراحی شده شد.

#AS
  • 👍 20
  • ❤ 2
  • 👎 1
  • 🤔 1
Post #11030 1.08K
سروستان داریوش همایون: عامل اصلی انقلاب، تسلیم شاه بود. – یعنی به نظر شما باید سرکوب می‌کرد؟ + نه… – کار دیگری نمی‌توانست بکند، وقتی میلیون‌ها نفر به خیابان ریختند. + هزار جنبش انقلابی در دنیا هر روز شکل می‌گیرد؛ جنبش انقلابی ایران چه بود؟ مثلاً تظاهرات قم بود.…
نوشته: به نظر شما بهتر بود که محمدرضا شاه در سال ۵٧ ده‌هزار نفر رو در خیابان می‌کشت و جلوی وقوع انقلاب رو می‌گرفت تا دو سال بعدش جنگ تحمیلی رخ نده و یک میلیون ایرانی در دهه آینده کشته نشن؟

به نظرم این‌که ماجرای ۵۷ رو با جمله‌ی کلیشه‌ای مثل «شاه نمی‌خواست روی خون حکومت کنه» جمع کنیم، یه جور ساده‌سازی و حتی ماستمالیه. شاه یک آدم معمولی نبود که بگیم خب دلش نیومد چند هزار نفر رو بکشه. مسئول یک کشور بود و باید درباره تبعات تصمیمش برای خود ایران هم حساب می‌کرد. جالب اینجاست که خودشم می‌گفت اگر من برم، ایران ممکنه تبدیل به «ایرانستان» بشه. یعنی خودش خطر خلأ قدرت، تجزیه و آشوب رو می‌فهمید. ولی اینجا یه تناقض جالب وجود داره. شاه از یه طرف اون آدم سفت و سختی که تصویر می‌کنن نبود. از طرف دیگه ارتشی هم ساخته بود که اساساً قرار نبود تبدیل به یک بازیگر سیاسی مستقل بشه و خودش تصمیم بگیره حکومت رو نجات بده و وابسته به اراده و سایه خود شاه بود.

این البته به این معنی نیست که اگر شاه ده هزار نفر رو می‌کشت، انقلاب حتماً شکست می‌خورد. ممکن بود سرکوب گسترده انقلاب رو متوقف کنه، ممکن بود فقط چند ماه یا چند سال عقبش بندازه و حتی ممکن بود کشور رو وارد جنگ داخلی کنه. این قسمت رو نمی‌شه با قطعیت گفت. اما یه نکته دیگه درباره رفتار خود شاه وجود داره که به نظرم مهم‌تره. اگر به بحران‌های بزرگ دوران سلطنتش نگاه کنیم، می‌بینیم اولین واکنش شاه در چند مقطع مهم، عقب کشیدن از صحنه بود. البته نه دقیقاً به یک شکل. در ۲۸ مرداد ۳۲ از ایران خارج شد و بعد از تغییر موازنه برگشت، در خرداد ۴۲ این اسدالله علم و دستگاه دولت و نیروهای امنیتی بودن که بحران رو جمع کردن و در ۵۷ هم دوباره شاه به جای اینکه خودش تصمیم نهایی رو برای سرکوب یا حفظ قدرت بگیره، تسلیم شد. این نشون میده یه الگوی رفتاری قدیمی‌تر هم وجود داشت. شاه در بحران‌های تعیین‌کننده، خیلی وقت‌ها انتظار داشت آدم‌ها و نهادهای دیگه بحران رو جمع کنن. اما چون این نهادها هم قرار نبود مستقل از شاه درباره سرنوشت حکومت تصمیم بگیرن، وقتی خود شاه در ۵۷ عقب نشست، نه دیگر عَلَم در قید حیات بود، نه شرکای خارجی دلخوشی از شاه داشتند، به همین خاطر عملاً مرکز تصمیم‌گیری هم از کار افتاد.

#AS
  • 👍 17
  • 👏 1
Post #11027 1.45K
باستانی پاریزی: یک وقت در میدان مخبرالدوله دو تا ساعت بود که شهرداری نصب کرده بود؛ یکی رو به جنوب و یکی رو به شمال. آن وقت‌ها هنوز ساعت الکترونیکی نبود. این دو تا ساعت هیچ‌وقت نمی‌شد که با هم مطابق باشند. اغلب یکی دو دقیقه و گاهی یکی دو ساعت با هم تفاوت داشتند. خدا رحمت کند مرحوم محمد مسعود را. یک وقت در روزنامه مرد امروز نوشت:«هر وقت این دو ساعت با هم میزان بشوند، کار این مملکت هم میزان خواهد شد.»

این نکته آن‌قدر ظریف بود که دهان‌به‌دهان می‌گشت. شهرداری هم چون دید که واقعاً نمی‌تواند این نقص را رفع کند، برای رهایی از شماتت مردم، اول کاری که کرد آن ساعت‌ها و ستون ساعت را از میدان برداشت. شتر مرد و حاجی خلاص! بهترین راه‌حل یک مسئله ریاضیِ حل‌نشدنی، پاک کردن صورت مسئله از روی تخته‌سیاه است.

به عقیده من معجزه کشور سوئیس در بانکداری و ثبات اقتصادی آن نیست، در ثروت مردمش نیست، در اینکه تورم در آنجا از همه کشورها کمتر است هم نیست، در بی‌طرفی نیست، در عدم شرکت در جنگ نیست، در عدم قبول عضویت اتحادیه اروپا هم نیست، در اینکه سالی یک دسته سرباز داوطلبانه می‌فرستد که پاپ را در واتیکان نگهبانی کنند هم نیست، در آب‌وهوا و نظافت و لطافت و ادب مردم آن هم نیست؛ در هیچ‌کدام نیست.

معجزه سوئیس در این است که بیش از پنجاه عدد ساعت با شکل و شمایل‌های مختلف، فقط و فقط در سالن فرودگاه آن هست و هیچ‌کدام از این ساعت‌ها حتی یک ثانیه با هم تفاوت ندارند و همه یک وقت را نشان می‌دهند. توفیق سوئیس در همین امر جزئی، ما را آگاه می‌کند که چنین ملت‌هایی می‌توانند معجزه اقتصادی و سیاسی هم داشته باشند.

هزارستان


#پاریزی_م_ا

https://t.me/Sarvestan_z
Telegram سروستان گَهی پِیدا گَهی پِنهان https://twitter.com/Amirsalar__?s=09
  • 👍 14
  • ❤ 7
  • 👎 2
Post #11026 968
سروستان مسائل دینی‌ هم وجود داره که البته احساس نمی‌کنم صلاحیت یا جایگاه صحبت کردن درباره‌شون رو داشته باشم. ولی فکر می‌کنم یک نوع پایه اخلاقی برای جامعه‌مون مهمه. این دوره برای این مسئله، در هر دو طرف سیاسی، دوره سختی بوده. البته به‌خصوص با توجه به ویژگی‌های شخصیتی…
https://t.me/Sarvestan_z/11022
Telegram سروستان کنت روگوف، استاد اقتصاد دانشگاه هاروارد: حاکمان و نخبگان سیاسی ایران اگر قدرت رو از دست بدن، تو خیابون کشته میشن. بنابراین خودشون رو در موقعیتی می‌بینن که راه برگشتی ندارن. حاکمیت ایران چیزی برای از دست دادن نداره. صرف اینکه بتونن زنده بمونن، برنده‌اند. از…
Post #11025 847
سروستان ما ثروتمندتر از هر کشوری هستیم که در تاریخ وجود داشته. ثروتمون فوق‌العاده زیاده. می‌تونیم مقدار زیادی بدهی داشته باشیم و از پسش بربیایم. ولی این به این معنی نیست که نمی‌تونیم دچار مشکل بشیم. آدم‌های ثروتمند هم دائماً ورشکست می‌شن. بدهی ما نسبت به درآمد در…
مسائل دینی‌ هم وجود داره که البته احساس نمی‌کنم صلاحیت یا جایگاه صحبت کردن درباره‌شون رو داشته باشم. ولی فکر می‌کنم یک نوع پایه اخلاقی برای جامعه‌مون مهمه.

این دوره برای این مسئله، در هر دو طرف سیاسی، دوره سختی بوده. البته به‌خصوص با توجه به ویژگی‌های شخصیتی رئیس‌جمهور ترامپ. ولی یک سوال اساسی وجود داره که پایه اخلاقی جامعه ما چیه.

فکر می‌کنم این مسئله خیلی مهمه. وقتی درباره ۲۵۰ سالگی آمریکا صحبت می‌کنی، یکی از چیزهایی که برای ما خیلی مهم بوده اینه که احساس می‌کردیم جامعه‌ای با بنیان اخلاقی هستیم. من طرفدار پر و پا قرص مجموعه «Star Trek» هستم.

اساساً ایده اصلی این مجموعه این بود که انسان‌ها تلاش می‌کنن در سراسر جهان و حتی در فضا کار درست و خوبی رو انجام بدن. فکر می‌کنم این مهمه.

از نظر اقتصادی، اگر بتونیم فعلاً اوضاع رو سرپا نگه داریم، فکر می‌کنم باید یک سیستم مالیاتی خیلی ساده‌تر داشته باشیم؛ چیزی شبیه مالیات بر ارزش افزوده‌ای که در اروپا وجود داره. نوعی مالیات بر فروش که روی همه‌چیز اعمال می‌شه.

این مالیات ذاتاً به ضرر اقشار کم‌درآمده. ولی بعد می‌تونی یک نوع درآمد پایه همگانی داشته باشی که به همه یک درآمد پایه بده. فکر می‌کنم این می‌تونه سیستم ساده‌تر و بهتری باشه.

نمی‌گم از نظر سیاسی حتماً می‌شه به چنین سیستمی رسید. و حتی اگر بهش برسید، نمی‌دونم از نظر سیاسی می‌تونید حفظش کنید یا نه، ولی فکر می‌کنم سیستم خوبی خواهد بود.

ما باید در نظام آموزشی از پایه و تقریباً در همه سطوح بازنگری کنیم. من خودم در دانشگاه تدریس می‌کنم و معتقدم باید آدم‌ها رو برای زندگی آماده کنیم. یادگیری باید جذاب‌تر و جالب‌تر باشه، چون این هم بخشی از شهروند بودنه؛ اینکه آدم احساس کنه توانایی اثرگذاری داره و می‌تونه نقشی داشته باشه. در این زمینه خیلی از مسیرمون منحرف شدیم. البته احتمالاً ده مورد دیگه هم هست که دارم از قلم میندازم... در نهایت می‌خوایم در جامعه‌ای زندگی کنیم که آدم‌ها در اون ریشه و ثبات داشته باشن، احساس رضایت کنن، بتونن خانواده تشکیل بدن...

رهبری کردن واقعاً خیلی سخته؛ رهبری کردن در دنیای واقعی، با آدم‌های واقعی و مشکلات واقعی. ولی دست‌کم در حوزه اقتصاد، مدت خیلی زیادیه که ما واقعاً با مشکلات بنیادین دست‌وپنجه نرم نکردیم.

بیل کلینتون به نظرم از بعضی جهات درگیر این موضوع بود. رونالد ریگان هم به نظرم این کار رو کرد. ولی واقعاً مدت زیادیه که چنین اتفاقی نیفتاده. اوباما هم در حوزه مراقبت‌های درمانی، به نظرم کار خیلی مهمی انجام داد.

فکر می‌کنم ترامپ هم در یک مورد واقعاً نکته درستی رو مطرح کرده... اینکه باید بپرسیم توازن درست بین دولت و بخش خصوصی چیه.

این وسوسه وجود داره که فکر کنیم دولت همیشه باهوش‌تره و باید به بخش خصوصی بگیم چکار کنه و کلی قانون و مقررات وضع کنیم... مشکل اینه که این رویکرد همیشه جواب نمی‌ده.

اروپایی‌ها هم از این وضعیت راضی نیستن و احساس می‌کنن واقعاً از آمریکا عقب افتادن. البته اگر اوضاع برای ما خوب پیش نره، قرار نیست یک‌شبه تبدیل به یک کشور فقیر و درحال‌توسعه بشیم. بحث این نیست. بحث اینه که جایگاه کشورها نسبت به هم می‌تونه در طول زمان تغییر کنه.

اروپا فقط در فاصله ۲۰ یا ۲۵ سال، از جایی که فکر می‌کرد با ما هم‌سطحه، رسید به جایی که حتی از ما جلو زد و بعد دوباره عقب موند. بنابراین به نظرم کمی ساده‌لوحانه است اگر فکر کنیم چنین تغییراتی هیچ‌وقت نمی‌تونه برای ما اتفاق بیفته.

یک زمانی نگران بودیم چین از ما جلو بزنه. من می‌گم هنوز به اون نقطه نرسیدیم. قبل از چین هم نگران ژاپن بودیم. واقعاً فکر می‌کردیم ژاپن ممکنه از ما جلو بزنه. ولی از این هم نتیجه نمی‌گیرم که چنین اتفاقی هیچ‌وقت برای آمریکا نخواهد افتاد. فقط می‌گم قرار نیست فردا اتفاق بیفته.

https://t.me/Sarvestan_z
Telegram سروستان گَهی پِیدا گَهی پِنهان https://twitter.com/Amirsalar__?s=09
  • ❤ 3
Post #11024 630
سروستان پیش از این خاورمیانه نسبت به گذشته اهمیت خیلی بیشتری پیدا کرده بود، اقتصادش رشد کرده بود. عربستان رشد کرده بود و صحبت از این بود که کره بعدی میشه. اما الان این کشورها ممکنه با مشکلات خیلی جدی روبه‌رو بشن، چون مردم دیگه حاضر نیستن به راحتی در اونجا سرمایه‌گذاری…
ما ثروتمندتر از هر کشوری هستیم که در تاریخ وجود داشته. ثروتمون فوق‌العاده زیاده. می‌تونیم مقدار زیادی بدهی داشته باشیم و از پسش بربیایم. ولی این به این معنی نیست که نمی‌تونیم دچار مشکل بشیم. آدم‌های ثروتمند هم دائماً ورشکست می‌شن.

بدهی ما نسبت به درآمد در بالاترین سطح تاریخی قرار داره و مسئله خیلی مهم‌تر اینه که نرخ‌های بهره هم بالا رفته. من تا همین کتاب اخیرم، یعنی تا سال گذشته، اصلاً درباره بدهی آمریکا صحبت نمی‌کردم. من آدمی نبودم که مدام درباره بدهی آمریکا هشدار بده.

من درباره تورم نگران بودم، ولی نمی‌گفتم قراره بحران بدهی آمریکا اتفاق بیفته. اصلاً چرا باید چنین بحرانی اتفاق بیفته؟ بدهی می‌تونه رشد رو کند کنه، می‌تونه مشکل ایجاد کنه، قطعاً چیز مثبتی نیست. من این‌ها رو هم گفته بودم. ولی فکر نمی‌کردم بحران بدهی در راه باشه.

اما الان به نقطه‌ای رسیدیم که پرداخت بهره بدهی از هزینه‌های دفاعی بیشتر شده. دوست‌مون نیل فرگسون یه چیزی داره به اسم «قانون فرگسون» که می‌گه این نقطه، پایان یه قدرت بزرگ به عنوان قدرت مسلطه. البته این حرف اغراق‌آمیزه، ولی نکته خوبی پشتش هست.

ترکیب افزایش شدید بدهی و افزایش شدید نرخ بهره، واقعاً مشکل‌زاست. می‌تونیم حلش کنیم، ولی در هیچ‌کدوم از دو حزب اراده‌ای برای این کار وجود نداره.

مهم نیست جمهوری‌خواهان سر کار باشن یا دموکرات‌ها، فرقی نمی‌کنه. حتی اگر ممدانی هم که اصلاً نمی‌تونه رئیس‌جمهور بشه، چون متولد آمریکا نیست، چند سال دیگه به عنوان رئیس‌جمهور ممدانی سر کار بیاد و دموکرات‌ها همه‌جا رو ببرن، باز هم مشکل بدهی خواهیم داشت. چون رأی‌دهنده آمریکایی مدت خیلی خیلی زیادیه که بحران بزرگ بدهی دولت رو ندیده.

در واقع، اگر بخوایم خیلی عقب بریم، شاید بشه گفت باید به نکول آمریکا در دهه ۳۰ برگردیم تا چیزی شبیه به اون پیدا کنیم. البته تغییر قیمت طلا هم به نوعی شکل دیگه‌ای از نکول بود. کشورهای دیگه چنین بحران‌هایی رو تجربه کردن، ولی ما نکردیم. ما شبیه نوجوان‌هایی هستیم که فکر می‌کنن جاودانه هستن.

این واقعیت که مردم در سراسر دنیا از دلار استفاده می‌کنن، باعث شده خارجی‌ها مقدار خیلی زیادی دلار نگه دارن. اگر بر اساس ارزش بازار حساب کنی، تقریباً نزدیک به یک‌سوم اوراق خزانه آمریکا در خارج از کشور نگهداری می‌شه. این اجازه می‌ده بیشتر قرض بگیریم، ولی نه سه برابر بیشتر. شاید ۵۰ درصد بیشتر.

ما الان تقریباً در همون نقطه‌ای هستیم که داریم ۵۰ درصد بیشتر قرض می‌گیریم. از طرف دیگه، اقتصاد ما بسیار موفق بوده. عملکرد خوبی داشتیم. بنابراین از نظر تئوری می‌تونیم بدهی رو پرداخت کنیم.

ولی باید تلاش کرد مالیات‌ها رو افزایش داد. من همین تازگیا با یک سناتور جمهوری‌خواه دیدار داشتم که گفت «در زمان این دولت به هیچ وجه قرار نیست مالیات‌ها افزایش پیدا کنه.»

یک سناتور دموکرات هم گفت«خب، ما همه هزینه رو از یک درصد ثروتمند جامعه می‌گیریم.» این حرف واقعاً بی‌معنیه. ما در عین حال که نمی‌خوایم از بقیه مالیات بگیریم، حاضر هم نیستیم هیچ چیزی رو کاهش بدیم.

باز هم مثل نوجوان‌هایی هستیم که فکر می‌کنن جاودانه‌اند، مست رانندگی می‌کنن یا با سرعت خیلی زیاد رانندگی می‌کنن و متوجه نیستن که این کار خطرناکه. فکر می‌کنم بالاخره با یک مشکل روبه‌رو خواهیم شد.

ما مجبور نیستیم این راه رو انتخاب کنیم، ولی این‌طور هم نیست که من بتونم به یک سیاستمدار بگم چکار باید بکنه، چون اگر این حرف‌ها رو بزنه، انتخاب نمی‌شه. رأی‌دهنده‌ها هنوز این مسئله رو باور نکردن. پس من فکر می‌کنم ما قطعاً مشکل بدهی داریم. این در نهایت مسئله رهبریه؛ مسئله توانایی آموزش دادن به افکار عمومیه.

ولی من واقعاً باور دارم که آدم درست و رهبری درست می‌تونه از راه برسه. اما احتمالاً چنین فردی تا زمانی که یک بحران اتفاق نیفته و مردم آماده نشن که حرفش رو بشنون، از راه نخواهد رسید. الان اگر کسی بیاد و این حرف‌ها رو بزنه، کنار گذاشته می‌شه و مردم می‌گن«باید مالیات کمتری بدیم. باید بیشتر خرج کنیم. راستی باید ارتش‌مون رو هم تقویت کنیم.»

https://t.me/Sarvestan_z
Telegram سروستان گَهی پِیدا گَهی پِنهان https://twitter.com/Amirsalar__?s=09
Post #11023 831
سروستان کنت روگوف، استاد اقتصاد دانشگاه هاروارد: حاکمان و نخبگان سیاسی ایران اگر قدرت رو از دست بدن، تو خیابون کشته میشن. بنابراین خودشون رو در موقعیتی می‌بینن که راه برگشتی ندارن. حاکمیت ایران چیزی برای از دست دادن نداره. صرف اینکه بتونن زنده بمونن، برنده‌اند. از…
پیش از این خاورمیانه نسبت به گذشته اهمیت خیلی بیشتری پیدا کرده بود، اقتصادش رشد کرده بود. عربستان رشد کرده بود و صحبت از این بود که کره بعدی میشه. اما الان این کشورها ممکنه با مشکلات خیلی جدی روبه‌رو بشن، چون مردم دیگه حاضر نیستن به راحتی در اونجا سرمایه‌گذاری کنن. اعتمادشون به اون محیط از بین می‌ره. چیزی که سعی دارم بهش برسم، بیشتر اثر روانی این جنگه. اینکه مردم بعد از این جنگ چه حسی خواهند داشت؟ فکر می‌کنن قدم بعدی چیه؟ من فکر می‌کنم این موضوع اثر ماندگاری خواهد داشت.

من با فعالان بازار صحبت می‌کنم و این نگرانی‌ها رو بهشون می‌گم. جواب میدن«نه، مشکلی نیست.» مثلاً می‌پرسم قطر این همه خسارت دیده، خسارت زیادی به میدان نفت و گازش وارد شده. نگران نیستید که ایرانی‌ها خطوط لوله و چیزهای دیگه رو هم بمباران کنن؟ می‌گن«بازسازیشون می‌کنیم. چیز مهمی نیست.» در مجموع خیلی خونسرد با این موضوع برخورد می‌کنن. ولی من فکر می‌کنم اثرش در ارقام و داده‌ها خودش رو نشون میده.

چین و رئیس‌جمهور شی قبلاً در جنگ تعرفه‌ای مقابل ترامپ ایستادند، ولی بقیه ترسیده بودن. اگر مردم ببینن ایران، این قدرت خیلی کوچیک‌تر هم مقابل ترامپ ایستاده و موفق شده، خب، ترامپ از این خوشش نمیاد.

مسئله اینه که کل رویکرد ترامپ نسبت به مذاکره بر پایه همین اعتمادبه‌نفس و نمایش قدرت بنا شده. در هر مذاکره‌ای می‌گه:«من برنده می‌شم، لهت می‌کنم، تو باید توافق کنی.» ایران می‌گه:«نه، نمی‌کنیم.»

هر آدمی که در یک باند مافیایی مسئول اعمال فشار باشه این رو می‌فهمه.که اگر کسی پولش رو نده و در عین حال اتفاقی براش نیفته، بقیه هم دیگه پول نمی‌دن. پس باید اون فرد حذف بشه. همین نوع ذهنیت اینجا هم وجود داره.

اگر ترامپ بتونه این وضعیت رو به نفع خودش جمع کنه، یک تغییر واقعاً معنادار ایجاد کنه، اونوقت میشه داستان رو از چند زاویه مثبت تعریف کرد. می‌شه گفت بالاخره یک نفر حاضر شد مقابل ایرانی‌ها بایسته و موفق هم بشه.

فکر می‌کنم تمام دنیا می‌تونن بگن «من از اول می‌دونستم! بله، آفرین، کار خوبی بود.» خیلی‌ها واقعاً همین‌طور فکر می‌کنن. اینکه ترامپ اولین کسی بود که حاضر شد مقابل ایرانی‌ها بایسته و تلاش کنه امکان دستیابی اون‌ها به سلاح هسته‌ای رو از بین ببره. و این هدف، به نظرم، هدف کاملاً ارزشمندی به نظر می‌رسه... همه‌چیز بستگی داره به این داره که در نهایت چطور پیش بره.

ترامپ داره یک ریسک بزرگ میکنه، اگر جواب بده، همه از نابغه بودن و شطرنج چهاربعدی صحبت میکنن اما خیلی راحت ممکنه نتیجه کاملاً متفاوتی در پیش داشته باشه. مثلاً چیزی شبیه نتیجه ویتنام هم از توش دربیاد.

https://t.me/Sarvestan_z
  • ❤ 2
  • 👌 2
  • 🤔 1
Older posts →

About this channel

How can I read @sarvestan_z without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for سروستان: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does سروستان have?
سروستان (@sarvestan_z) has 5.55K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does سروستان know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →