TGViewer
My Whole Universe... My Whole Universe... @sarinaez · 30.1K subscribers
Post #532 603K
نیاز داشت.
او نیاز داشت؛
به نفس کشیدن.
به دست رو هم گذاشتن.
او نیاز داشت به ترس
به بودن‌های بی‌بهانه
او در مردابِ رویاگون‌اش زندگی را تقلا می‌کرد
او نیاز داشت به زیستن
نیاز داشت که وجود داشته باشد
پس دستش را دراز کرد
نمی‌دانست به چه امیدی
فقط می‌خواست که قدمی بردارد
او یادش رفته بود که در مرداب است
لجن
نزول
تعفن
انزجار
نفرت
غم
فریادی که دهان ندارد
چشمانی که سو ندارد
آسمانی که رنگ ندارد
پاییزی که باران ندارد
و پایانی که پایان ندارد...

1401/6/26
01:19
  • ❤ 11.5K
  • 💩 205
More from @sarinaez
  1. Sep 21, 2022وطنم بوی غربت میده...
  2. Sep 20, 2022یعنی میشه بشه؟
  3. Sep 20, 2022photo post
  4. Sep 20, 2022باز دوباره صبح شد؛ اما من هنوز حوصله‌ی هیچ چیزی رو ندارم؛ و باز شروع تمسخر‌های بی‌پایان؛ ت…
  5. Sep 20, 2022photo post
  6. Sep 20, 2022من به تنهایی معتاد بودم اگر هرروز کمی با خودم خَلوت نمی‌کردم مثل این بود که ضعیف‌تر می‌شدم…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →