🍃🌸| نشـرمعارف اهلبیت علیهـمالسـلام
و پاسـخ به شبهات
♥️«یا محمدُ، یا علیُ یا فاطمةُ یا صاحبَ الزمان أدركنی و لا تُهْلِكْنِی»♥️
Post #12084
173
#فضائل_علوی #معرفت_امام
💛عجایب امیرالمومنین علی علیه السلام در حدیث سلمان فارسی (قسمت سوم 3) ::
🟨 و ما بر قصر مشرف شدیم. ناگهان دریایی سیاهرنگ دیدیم که موجهایش همچون کوههای استوار بهشدت متلاطم بود. آن حضرت ، با گوشه چشم به آن نگریست و دریا از خروش خود آرام گرفت، تا آنجا که مانند «مذنّب» شد. عرض کردم: ای سرور من، دریا به سبب نگاه شما از خروش خود آرام گرفت. فرمود: ترسید که به آن دستوری بدهم. ای سلمان، آیا میدانی این چه دریایی است؟ عرض کردم: نه، ای سرور من. فرمود: این همان دریایی است که فرعون و سپاهیانش در آن غرق شدند. «مذنّبه» را بال جبرئیل حمل کرد و سپس آن را در این دریا افکند؛ از آن پس همچنان در حال سقوط است و تا روز قیامت به قعر آن نخواهد رسید. عرض کردم: ای امیرالمؤمنین، آیا ما دو فرسخ حرکت کردهایم؟ حضرت فرمود: ای سلمان، من پنجاه هزار فرسخ پیمودهام و ده بار گرداگرد دنیا چرخیدهام. عرض کردم: ای سرور من، چگونه چنین چیزی ممکن است؟ فرمود: هنگامی که ذوالقرنین شرق و غرب آن را پیمود و به سد یأجوج و مأجوج رسید، چگونه چنین کاری برای من دشوار باشد، در حالی که من امیرالمؤمنین و خلیفه پروردگار جهانیان هستم؟ ای سلمان، آیا سخن خداوند عزوجل را نخواندهای که میفرماید: «او دانای غیب است و هیچکس را بر غیب خود آگاه نمیکند، مگر فرستادهای را که برگزیده باشد»؟ عرض کردم: آری، ای امیرالمؤمنین. فرمود: من همان برگزیدهای هستم که خداوند عزوجل او را از جانب رسول، بر غیب خویش آگاه ساخته است. من عالم ربانی هستم؛ من کسی هستم که خداوند سختیها را برایم آسان کرده و دوردست را برای او درنوردیده است. سلمان گفت: در این هنگام صدایی را شنیدم که در آسمان ندا میداد. صدا را میشنیدم، ولی صاحب صدا را نمیدیدم. او میگفت: «راست گفتی؛ تو راستگو و تصدیقشدهای، درود خدا بر تو باد.»
🟡 سپس آن حضرت برخاست، سوار اسب شد و من نیز همراه او سوار شدم. بر آن دو اسب بانگ زد و آن دو در هوا به پرواز درآمدند. سپس در کنار دروازه کوفه فرود آمدیم. تمام این ماجرا در حالی رخ داد که تنها سه ساعت از شب گذشته بود. آن حضرت به من فرمود: ای سلمان، وای، تمام وای، بر کسی که ما را آنگونه که شایسته است نشناسد و ولایت ما را انکار کند. کدام یک برتر است: محمد یا سلیمان؟ عرض کردم: بلکه محمد. سپس آن حضرت فرمود: این آصف بن برخیاست که توانست تخت بلقیس را در یک چشم برهم زدن از فارس [یمن] حاضر کند، در حالی که علم کتاب نزد او بود؛ آیا من نمیتوانم چنین کاری انجام دهم، در حالی که نزد من صد و بیستوچهار کتاب است؟ خداوند متعال بر شیث بن آدم پنجاه صحیفه، بر ادریس پیامبر سی صحیفه، بر نوح بیست صحیفه و بر ابراهیم بیست صحیفه نازل کرد و نیز تورات، انجیل، زبور و فرقان را نازل فرمود. عرض کردم: راست گفتی، ای امیرالمؤمنین؛ امام باید چنین باشد. آن حضرت فرمود: همانا کسی که در امور و علوم ما شک کند، مانند کسی است که در شناخت ما و حقوق ما تردید کند؛ حقوقی که خداوند عزوجل در کتاب خود در موارد متعدد واجب کرده و در آن، آنچه را عمل به آن واجب است بیان فرموده است، و آن امر، پوشیده و پنهان نیست. (پایان)
📚بحارالأنوار مجلسی ج 42 ص 53
🆔@samsaamakbar
💛عجایب امیرالمومنین علی علیه السلام در حدیث سلمان فارسی (قسمت سوم 3) ::
وأشرفنا على القصر فإذا بحر أسود يغطمط أمواجه كالجبال الراسيات ، فنظر صلوات الله عليه شزرا فسكن من غليانه حتى كان كالمذنب ، فقلت : يا سيدي سكن البحر من غليانه إلى نظره إليه فقال : خشي أن آمر فيه بأمر ، أتدري يا سلمان أي بحر هذا؟ فقلت : لا يا سيدي ، فقال : هذا الذي غرق فيه فرعون وملؤه المذنبة ، حملها جناح جبرئيل ثم زجها في هذا البحر ، فهو يهوي لا يبلغ قراره إلى يوم القيامة. فقلت : يا أميرالمؤمنين هل سرنا فرسخين؟ فقال : يا سلمان لقد سرت خمسين ألف فرسخ ودرت حول الدنيا عشر مرات ، فقلت : يا سيدي وكيف هذا؟ قال : إذا كان ذو القرنين طاف شرقها وغربها وبلغ إلى سد يأجوج ومأجوج فأنى يتعذر علي وأنا أميرالمؤمنين وخليفة رب العالمين؟ يا سلمان أما قرأت قول الله عزوجل حيث يقول : «عالم الغيب فلا يظهر على غيبه أحدا إلا من ارتضى من رسول»؟ فقلت : بلى يا أميرالمؤمنين ، فقال : أنا ذلك المرتضى من الرسول الذي أظهره الله عزوجل على غيبه ، أنا العالم الرباني ، أنا الذي هون الله علي الشدائد فطوى له البعيد. قال سلمان : فسمعت صائحا يصيح في السماء أسمع الصوت ولا أرى الشخص ، وهو يقول : صدقت أنت الصادق المصدق صلوات الله عليك ، قال : ثم نهض فركب الفرس وركبت معه وصاح بهما فطارا في الهواء ثم خطونا على باب الكوفة ، هذا كله وقد مضى من الليل ثلاث ساعات
🟨 و ما بر قصر مشرف شدیم. ناگهان دریایی سیاهرنگ دیدیم که موجهایش همچون کوههای استوار بهشدت متلاطم بود. آن حضرت ، با گوشه چشم به آن نگریست و دریا از خروش خود آرام گرفت، تا آنجا که مانند «مذنّب» شد. عرض کردم: ای سرور من، دریا به سبب نگاه شما از خروش خود آرام گرفت. فرمود: ترسید که به آن دستوری بدهم. ای سلمان، آیا میدانی این چه دریایی است؟ عرض کردم: نه، ای سرور من. فرمود: این همان دریایی است که فرعون و سپاهیانش در آن غرق شدند. «مذنّبه» را بال جبرئیل حمل کرد و سپس آن را در این دریا افکند؛ از آن پس همچنان در حال سقوط است و تا روز قیامت به قعر آن نخواهد رسید. عرض کردم: ای امیرالمؤمنین، آیا ما دو فرسخ حرکت کردهایم؟ حضرت فرمود: ای سلمان، من پنجاه هزار فرسخ پیمودهام و ده بار گرداگرد دنیا چرخیدهام. عرض کردم: ای سرور من، چگونه چنین چیزی ممکن است؟ فرمود: هنگامی که ذوالقرنین شرق و غرب آن را پیمود و به سد یأجوج و مأجوج رسید، چگونه چنین کاری برای من دشوار باشد، در حالی که من امیرالمؤمنین و خلیفه پروردگار جهانیان هستم؟ ای سلمان، آیا سخن خداوند عزوجل را نخواندهای که میفرماید: «او دانای غیب است و هیچکس را بر غیب خود آگاه نمیکند، مگر فرستادهای را که برگزیده باشد»؟ عرض کردم: آری، ای امیرالمؤمنین. فرمود: من همان برگزیدهای هستم که خداوند عزوجل او را از جانب رسول، بر غیب خویش آگاه ساخته است. من عالم ربانی هستم؛ من کسی هستم که خداوند سختیها را برایم آسان کرده و دوردست را برای او درنوردیده است. سلمان گفت: در این هنگام صدایی را شنیدم که در آسمان ندا میداد. صدا را میشنیدم، ولی صاحب صدا را نمیدیدم. او میگفت: «راست گفتی؛ تو راستگو و تصدیقشدهای، درود خدا بر تو باد.»
🟡 سپس آن حضرت برخاست، سوار اسب شد و من نیز همراه او سوار شدم. بر آن دو اسب بانگ زد و آن دو در هوا به پرواز درآمدند. سپس در کنار دروازه کوفه فرود آمدیم. تمام این ماجرا در حالی رخ داد که تنها سه ساعت از شب گذشته بود. آن حضرت به من فرمود: ای سلمان، وای، تمام وای، بر کسی که ما را آنگونه که شایسته است نشناسد و ولایت ما را انکار کند. کدام یک برتر است: محمد یا سلیمان؟ عرض کردم: بلکه محمد. سپس آن حضرت فرمود: این آصف بن برخیاست که توانست تخت بلقیس را در یک چشم برهم زدن از فارس [یمن] حاضر کند، در حالی که علم کتاب نزد او بود؛ آیا من نمیتوانم چنین کاری انجام دهم، در حالی که نزد من صد و بیستوچهار کتاب است؟ خداوند متعال بر شیث بن آدم پنجاه صحیفه، بر ادریس پیامبر سی صحیفه، بر نوح بیست صحیفه و بر ابراهیم بیست صحیفه نازل کرد و نیز تورات، انجیل، زبور و فرقان را نازل فرمود. عرض کردم: راست گفتی، ای امیرالمؤمنین؛ امام باید چنین باشد. آن حضرت فرمود: همانا کسی که در امور و علوم ما شک کند، مانند کسی است که در شناخت ما و حقوق ما تردید کند؛ حقوقی که خداوند عزوجل در کتاب خود در موارد متعدد واجب کرده و در آن، آنچه را عمل به آن واجب است بیان فرموده است، و آن امر، پوشیده و پنهان نیست. (پایان)
📚بحارالأنوار مجلسی ج 42 ص 53
🆔@samsaamakbar
- ❤ 2


