پگاه برخیز و فریضهی خدای عزّ و جل بگزار و آنگاه آغازِ شغلهای خویش کن. پس بامداد اگر شُغلیت نباشد و خواهی که به نخجیر و تماشا روی، روا باشد که بدان مشغول باشی.
پس موبدان پیش ابومسلم آمدند و از بِهْآفرید شکایت کردند و گفتند که دین بر شما و بر ما تباه کرد. پس ابومسلم مَر بهآفرید را بگرفت و بر دار کرد و قومی را که بِدو گرویده بودند، بِکُشت.
اگر طاعتی ببینیم بیریا و شبهت، در برابر آن، عدلی کنیم و نیکوداشتی که از آن تمامتر نباشد و پس اگر به خلافِ آن باشد، از ما دریافتن* ببینید فراخورِ آن، و نزدیکِ خدای عزّ و جل معذور باشیم که شما کرده باشید. و ناحیتِ سپاهان** و مردمِ آن، جهانیان را عبرتی تمام است.
*دریافتن: برخورد ** ناحیتِ سپاهان: منطقۀ اصفهان
توضیح صحنه: مسعود غزنوی هنگام اتمام حجت با اعیانِ رِی و بیعت گرفتن از آنها پس از قتل عامی که از مردم اصفهان کرده بود به سبب همراهی نکردنشان.
#حدیث_خداوندی_و_بندگی گزیده و تحلیل تاریخ بیهقی دکتر محمد دهقانی
اینْتْ حسنک و روزِ دارَش! و گفتارش رحمةُالله علیه، این بود که گفتی مرا دعای نشابوریان بسازد و نساخت. و اگر زمین و آبِ مسلمانان به غصب بستد، نه زمین ماند و نه آب؛ و چندان غلام و ضیاع و اسباب و زر و سیم و نعمت، هیچ سود نداشت. او رفت و آن قوم که این مکر ساخته بودند، نیز برفتند، رحمةُ الله علیهِم. و این افسانهای است با بسیار عبرت. و این همه اسبابِ منازعت و مکاوحت از بهرِ حُطامِ دنیا به یک سوی نهادند. احمق مردا که دل در این جهان بندد که نعمتی بدهد و زشت بازستانَد.
#حدیث_خداوندی_و_بندگی گزیده و تحلیل تاریخ بیهقی دکتر محمد دهقانی
اِنصافِ پیری بیش از آن بده که انصاف جوانی*؛ که جوانان را اومیدِ پیری بُوَد و پیران را جز به مرگ، اومید نباشد. و جز به مرگْ اومید داشتنِ وی مُحال* باشد، از آنکه چون غلّه سپید گشت، اگر نَدرَوَند*، خود بریزد؛ و همچُنین میوه که پخته گشت، اگر نچینند، خود از درخت بیوفتد*.
#قابوسنامه - باب نهم
*انصافِ چیزی را دادن: حقّ چیزی را به جا آوردن -> انصاف پیری بیش از آن بده که انصافِ جوانی: آن چنان که شایستۀ پیری است، پیری کن؛ بیشتر از آن جوانی که در جوانیات میکنی. *محال: ناگزیر - پیرْ ناگزیر فقط میتواند انتظارِ مرگ داشته باشد *اگر ندروند: اگر درو نکنند *بیوفتد: در تلفظهای قدیم، امید را گاهی اومید و افتادن را گاهی اوفتادن میگفتهاند.
کُهَن زباناو چون امیر رضی به دارُالمُلک* قرار گرفت و جفاها و استخفافهای** بوعلی سیمجور از حد بُگذشت، به امیر سَبُکتَگین نامه نبشت و رسول*** فرستاد و درخواست تا رنجه شود**** و به دشتِ نَخْشَب آید تا دیدار کنند و تدبیرِ این کار بسازند. #حدیث_خداوندی_و_بندگی گزیدۀ تاریخ…
قسمتِ برجسته (bold) بخشِ زیبای جمله است که از لحاظ لفظی میتوان به اجزایش دقت کرد و از آن، فارسی آموخت:
١- استفاده از فعل «درخواستن» به جای «درخواست کردن» ٢- رنجه شدن ٣- تدبیر کاری را ساختن
و چون امیر رضی به دارُالمُلک* قرار گرفت و جفاها و استخفافهای** بوعلی سیمجور از حد بُگذشت، به امیر سَبُکتَگین نامه نبشت و رسول*** فرستاد و درخواست تا رنجه شود**** و به دشتِ نَخْشَب آید تا دیدار کنند و تدبیرِ این کار بسازند.
#حدیث_خداوندی_و_بندگی گزیدۀ تاریخ بیهقی - دکتر محمد دهقانی
* دارالملک: پایتخت ** استخفاف: اهانت *** رسول: قاصد، پیک، فرستاده **** رنجه شود و بیاید: زحمت بکشد و بیاید
How can I read @sadrafr_poetry without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for کُهَن زبانا: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does کُهَن زبانا have?
کُهَن زبانا (@sadrafr_poetry) has 4.14K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does کُهَن زبانا know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.