دین و اخلاق در جامعه ایران.
در اینجا روزنوشتهای اینجانب دربارهی دین و اخلاق در جامعهی ایران به اشتراک گذاشته میشود.
مهراب صادقنیا
برای ارتباط با مدیر روی پیوند زیر کلیک کنید:
@DrMsadegh
Post #1242
1.46K
🔹 در سوگ آیتالله
✅ آن سالها، در حرم حضرت معصومه (س) دو نماز جماعت صبح خوانده میشد؛ اولی به امامت "سید جواد"، آقازادهی حضرت آیتالله نجفی مرعشی که بلافاصله بعد از اذان برپا میشد و دومی به امامت "آ سید موسی" که بیست دقیقه پس از اذان. من و سید مجتبی معمولا پشت سر "آ سید موسی" نماز میخواندیم. فاصله بین اذان و نماز جماعت را مباحثه میکردیم. بعد از نماز با ایشان هممسیر میشدیم. منزل آ سید موسی کنار مدرسهی علمیهی (حقانی) ما بود و همراهی هر روز صبح برای ما مغتنم. دو طلبهی سیوطی خوان سؤال خاصی نداشتند که از استاد برجستهی حوزه بپرسند؛ ولی هر چه به ذهنمان میرسید میپرسیدیم و ایشان هم با حوصله و فروتنی جواب میداد. بعد از درگذشت حضرت آیتالله اراکی، با تکیه بر همان آشنایی قبلی، یک شب بعد از نماز مغرب و عشا با ایشان همقدم شدم. بعد از کمی احوالپرسی از ایشان خواستم که نظرشان را در بارهی "اعلم" بگویند. اولش نمیپذیرفت ولی با اصرار من، گفت " شما از آقای بهجت تقلید کنید." از ایشان پرسیدم آقای بهجت "اعلم" هستند یا "اتقی"؟ نمیخواستند جواب روشنی بدهند. در لابلای همان چند جملهای که گفتند دو سه بار از توان علمی و روش فقهی آقای بروجردی و منتظری ستایش کردند. بعد از کمی این پا آن پا کردن، از ایشان پرسیدم در مقایسه با خودتان اعلم چه کسی هست؟ باز هم نخواستند پاسخ بدهند ولی من اصرار کردم و ایشان به این یک جمله بسنده کردند: " در باب حج من خوب کار کردهام." قبل از این که ایشان به داخل منزل تشریف ببرند، از ایشان پرسیدم که "آیا تقلید، تقلیدی است؟" این دفعه صریح جواب دادند که خیر! لازم نیست بر اساس نظر من از کسی تقلید کنید."
✅ در بیش از چهل سالی که من یک طلبهی سادهام و "آقا سید موسی" را به عنوان یک مجتهد و مرجع تقلید پرآوازه میشناسم، نام ایشان، دستکم سه چیز را در ذهن من زنده میکند: نخست این که ایشان همواره فروتن، خاکافتاده، و بدون نمایش بود. بیآلایش و سادهزیست و گریزان از نام و آوازه. دوم این که هیچ وقت از میانهروی خارج نشد. آسید موسی در ذهن هیچ کس تصویری از تندی و خشم از خود باقی نگذاشت. حتی وقتی مرحوم آیتالله شیخ محمد یزدی آن نامهی عتابآلود را خطاب به ایشان نوشت، نه تندی کرد و نه در مقام پاسخ برآمد. شنیدهام که فرزندان و شاگردان را نیز از هر واکنشی پرهیز داد. و سوم این که هیچ وقت فقاهت را با "امر سیاسی" آلوده نکرد. البته مروری ساده بر آنچه از جنابشان در دست است، نشان میدهد او از سیاست و جامعه آگاه بود و به آن اشراف داشت، ولی در برخورد با "امر سیاسی" پرهیزکار بود. به همین سبب شخصیت و بیت ایشان خیمهگاه امن هر جریان و شخص سیاسیِ دیندار وفادار به نظام بود. همواره هویّت روحانیّت و حوزههای علمیّه را هویّتی اخلاقی، معنوی، و علمی معرفی میکرد. شاید وجود این ویژگیها سبب شده است که اینک همه خود را سوگوار ایشان بدانند. سوگی که وامدار هیچ رسانه، حزب، گروه، و یا جنبش اجتماعیای نیست. سوگی که بیش از هر چیز به از دست دادن یک مرجع تقلید بیادّعا، عالم، دغدغهمند، هشیار، و دقیق معطوف است. مرجع تقلیدی که تلاش کرد دین را در پیوند با فرهنگ، جامعه، و تاریخ بفهمد و توضیح دهد.
⚫️ این سوگ بزرگ و فقدان مرجع بیادّعا و خیمهگاه اخلاق و معنویّت، حضرت آیتالله شبیری زنجانی را به بیت شریف ایشان، فرزندان بافضل و فضیلتشان، شاگردان، و عموم شیعیان تسلیت میگویم.
مهراب صادقنیا
۱۴۰۵/۶/۳۱
@sadeghniamehrab
https://t.me/sadeghniamehrab
Telegram اخلاق در حوزه اجتماع دین و اخلاق در جامعه ایران.
در اینجا روزنوشتهای اینجانب دربارهی دین و اخلاق در جامعهی ایران به اشتراک گذاشته میشود.
مهراب صادقنیا
برای ارتباط با مدیر روی پیوند زیر کلیک کنید:
@DrMsadegh ✅ آن سالها، در حرم حضرت معصومه (س) دو نماز جماعت صبح خوانده میشد؛ اولی به امامت "سید جواد"، آقازادهی حضرت آیتالله نجفی مرعشی که بلافاصله بعد از اذان برپا میشد و دومی به امامت "آ سید موسی" که بیست دقیقه پس از اذان. من و سید مجتبی معمولا پشت سر "آ سید موسی" نماز میخواندیم. فاصله بین اذان و نماز جماعت را مباحثه میکردیم. بعد از نماز با ایشان هممسیر میشدیم. منزل آ سید موسی کنار مدرسهی علمیهی (حقانی) ما بود و همراهی هر روز صبح برای ما مغتنم. دو طلبهی سیوطی خوان سؤال خاصی نداشتند که از استاد برجستهی حوزه بپرسند؛ ولی هر چه به ذهنمان میرسید میپرسیدیم و ایشان هم با حوصله و فروتنی جواب میداد. بعد از درگذشت حضرت آیتالله اراکی، با تکیه بر همان آشنایی قبلی، یک شب بعد از نماز مغرب و عشا با ایشان همقدم شدم. بعد از کمی احوالپرسی از ایشان خواستم که نظرشان را در بارهی "اعلم" بگویند. اولش نمیپذیرفت ولی با اصرار من، گفت " شما از آقای بهجت تقلید کنید." از ایشان پرسیدم آقای بهجت "اعلم" هستند یا "اتقی"؟ نمیخواستند جواب روشنی بدهند. در لابلای همان چند جملهای که گفتند دو سه بار از توان علمی و روش فقهی آقای بروجردی و منتظری ستایش کردند. بعد از کمی این پا آن پا کردن، از ایشان پرسیدم در مقایسه با خودتان اعلم چه کسی هست؟ باز هم نخواستند پاسخ بدهند ولی من اصرار کردم و ایشان به این یک جمله بسنده کردند: " در باب حج من خوب کار کردهام." قبل از این که ایشان به داخل منزل تشریف ببرند، از ایشان پرسیدم که "آیا تقلید، تقلیدی است؟" این دفعه صریح جواب دادند که خیر! لازم نیست بر اساس نظر من از کسی تقلید کنید."
✅ در بیش از چهل سالی که من یک طلبهی سادهام و "آقا سید موسی" را به عنوان یک مجتهد و مرجع تقلید پرآوازه میشناسم، نام ایشان، دستکم سه چیز را در ذهن من زنده میکند: نخست این که ایشان همواره فروتن، خاکافتاده، و بدون نمایش بود. بیآلایش و سادهزیست و گریزان از نام و آوازه. دوم این که هیچ وقت از میانهروی خارج نشد. آسید موسی در ذهن هیچ کس تصویری از تندی و خشم از خود باقی نگذاشت. حتی وقتی مرحوم آیتالله شیخ محمد یزدی آن نامهی عتابآلود را خطاب به ایشان نوشت، نه تندی کرد و نه در مقام پاسخ برآمد. شنیدهام که فرزندان و شاگردان را نیز از هر واکنشی پرهیز داد. و سوم این که هیچ وقت فقاهت را با "امر سیاسی" آلوده نکرد. البته مروری ساده بر آنچه از جنابشان در دست است، نشان میدهد او از سیاست و جامعه آگاه بود و به آن اشراف داشت، ولی در برخورد با "امر سیاسی" پرهیزکار بود. به همین سبب شخصیت و بیت ایشان خیمهگاه امن هر جریان و شخص سیاسیِ دیندار وفادار به نظام بود. همواره هویّت روحانیّت و حوزههای علمیّه را هویّتی اخلاقی، معنوی، و علمی معرفی میکرد. شاید وجود این ویژگیها سبب شده است که اینک همه خود را سوگوار ایشان بدانند. سوگی که وامدار هیچ رسانه، حزب، گروه، و یا جنبش اجتماعیای نیست. سوگی که بیش از هر چیز به از دست دادن یک مرجع تقلید بیادّعا، عالم، دغدغهمند، هشیار، و دقیق معطوف است. مرجع تقلیدی که تلاش کرد دین را در پیوند با فرهنگ، جامعه، و تاریخ بفهمد و توضیح دهد.
⚫️ این سوگ بزرگ و فقدان مرجع بیادّعا و خیمهگاه اخلاق و معنویّت، حضرت آیتالله شبیری زنجانی را به بیت شریف ایشان، فرزندان بافضل و فضیلتشان، شاگردان، و عموم شیعیان تسلیت میگویم.
مهراب صادقنیا
۱۴۰۵/۶/۳۱
@sadeghniamehrab
https://t.me/sadeghniamehrab



