اولین چیزی که دربارهی فریدا کالو توجه آدمو جلب میکنه، خودنگارههاشن؛
اما فریدا فقط خودش رو نقاشی نمیکرد،
داشت دردها، ترسها، عشقها و زندگی خودش رو روی بوم میریخت.
فریدا از بچگی با مشکلات جسمی روبهرو بود و در ۱۸ سالگی، بعد از یک تصادف شدید، مدت زیادی مجبور شد در تخت بمونه.
همون دوران بود که شروع کرد به نقاشی کردن.
چون نمیتونست زیاد حرکت کنه،
یه آینه بالای تختش گذاشت تا بتونه خودش رو ببینه و از خودش نقاشی کنه.
پس، خودش تبدیل شد به موضوع نقاشیهاش.
چندتا چیز که جالبه درموردش بدونی:
فریدا در طول زندگیاش حدود ۱۴۰ نقاشی کشید که بخش بزرگی از آنها خودنگاره بودن.
رابطهی فریدا و دیهگو ریورا یکی از معروفترین روابط تاریخ هنر محسوب میشه؛ رابطهای پر از عشق، جدایی، خیانت و دوباره برگشتن.
ابروهای بههمپیوسته و ظاهر متفاوتش رو پنهان نمیکرد؛ برعکس، همون چیزی که بقیه ممکن بود نقص بدوننش، تبدیل شد به بخشی از هویت بصری خودش.
خیلی از نقاشیهاش ترکیبی از واقعیت و نمادن؛ یعنی ممکنه یه گیاه، حیوان یا حتی خون توی اثرش فقط همون چیزی نباشه که میبینیم و معنای شخصی داشته باشه.
<@SAADUSC>




