اينهمه حاکی از اهمیت نیایش و تأثیرات سازنده ی آن است؛ نیایش هرچه خالصانه تر و توام با تضرّع و زاری باشد، لطیف تر و نیروبخش تر است؛ از نظر #حضرت_مولانا دل های لطیف و قلب های مهربان و چشمانِ تر، موهبت خداوندی است و همان طور که آب روان، موجب روییدن سبزه ها و سرسبزی می شود؛ اشکِ دوان نیز باعث لطافت روح و خرّمیِ جان ها می گردد و اگر رحمت خداوندی زیاد شود و میل ما را به زاری زیاد کند، اثربخشیِ آن نیز بیشتر می شود. به قول خود ایشان: ((آخر هر گریه، آخر خنده ای است)):
چون خدا خواهد که مان یاری کند
میل ما را جانب زاری کند
ای خُنُک چشمی که آن گریان اوست
ای همایون دل که آن بریان اوست
هرکجا آب روان، سبزه بُوَد
هرکجا اشکی دوان، رحمت شود
باش چون دولاب، نالان، چشمِ تر
تا زِ صحن جانت، بر روید خُضَر [۱۴]
در بیت فوق ((دولاب)) چرخ چاه است و ((خُضَر)) سبزه های اطرافِ چرخ چاه.
ایشان دعا و زاری ما را به گریه کردن طفل تشبیه می کند که موجب توجه دایه یا مادر و برآوردن آن دعا یا حاجت می شود:
دایه و مادر، بهانه جُو بُوَد
تا که کی آن طفلِ او گریان شود؟
طفل حاجات شما را آفرید
تا بنالید و شود شیرش پدید
گفت: اُدعُوالله، بیِ زاری مباش
تا بجوشد شيرهای مِهرهاش [۱۵]
جای دیگر اشاره به آن دارد که غم ها و شادی ها در هم پیچیده اند و چه بسا غم ها و گریه ها که در نهایت منجر به خنده و شادی می شوند و چه بسا گنج ها که باید آن ها را در ویرانه ها جُست:
خنده ها در گریه ها آمد کتیم*
گنج در ویرانه ها جو ای سلیم [۱۶]
*کتیم به معنای پوشیده، پنهان
گاه دعا به اجابت نمی رسد به خاطر آنکه به مصلحت دعا کننده نیست؛ مولانا در این باب تمثیلی زیبا آورده و آن، حکایت مارگیری است كه مارش را دزدِ ابلهی ربوده بود و آن را غنیمت می شمرد؛ مارگیر در دعا می خواست که دزد را بیابد تا مارش را از او بستاند، اما هنگامی که دزد را یافت دزد مرده بود زیرا:
دزدکی از مارگیری، مار بُرد
ز ابلهی آن را غنیمت می شمرد
وارهید آن مارگیر از زخم مار
مار، کُشت آن دزدِ او را زارِ زار
مارگیرش دید، پس بشناختش
گفت: از جان، مارِ من پرداختش
در دعا می خواستی جانم از او
کِش بيابم مار، بستانم از او
شُکرِ حق را کان دعا مردود شد
من زیان پنداشتم، و آن سود شد
بس دعا ها کان زیان است و هلاک
وز کَرَم می نشنود یزدانِ پاک [۱۷]
گاه هم اجابت دعا به تأخیر می افتد چون دعا و تضرّع، موجبِ نرمیِ دل و رقیق شدن احساسات و شست و شوی بیشتر دعا کننده در لحظات و حالات معنوی دعا می گردد والّا همان حاجت یا نیازی که باعث روی آوردنِ بنده به سوی خدایش شده اگر زود برآورده شود، می تواند موجبِ رجعت دوباره به خطا ها یا بازیچه های سابق شود؛ بنابراین تاخير در اجابت دعا به دلیلِ خواری نیایشگر نیست بلکه:
حق بفرماید که نه خواریِّ اوست
عینِ تأخیر دعا، یاریِّ اوست
حاجت آوردش ز غفلت، سوی من
آن کشیدش مو کِشان در کویِ من
گر بر آرم حاجتش، او وا رَوَد
هم در آن بازیچه مستغرق شود...
بی مرادی مؤمنان از نیک و بد
تو یقین می دان که بهرِ این بُوَد [۱۸]
آری، تاخیر اجابت و تداوم دعا باعث تنبّه و بیداریِ وجدانِ خفته ی انسان ها می شود؛ به ویژه اگر توام با سوز درونی و ندامت و درد و دل باشد؛ #حضرت_مولانا در مثنوی معنوی و در حکایت ((ابلیس و معاویه)) در این خصوص، تمثیلی زیبا آورده است، آنجا که ابلیس در جواب معاویه می گوید که می دانی چرا از خواب بیدارت کردم؟ زیرا برای نماز جماعت حاضر شوی. چون اگر نمازت قضا می شد، آن سیلابِ اشکی که از چشمانت سرازیر می شد و آن ندامت و سوزِ درونی که از وجودت بر می خاست از ده ها نماز بالاتر و ارجمند تر بود، پس تو را بیدار کردم تا به این حال لطیف و روحانی نرسی:
گر نمازت فوت می شد آن زمان
می زدی از دردِ دل آه و فغان
آن تأسف و آن فغان و آن نیاز
درگذشتی از دو صد ذکر و نماز [۱۹]
دعا کردن نه تنها برای خودِ نیایش کننده بلکه می تواند برای دیگران نیز مفید باشد، در دعای خیر، انرژی مثبت و خاصیتی است که نه تنها برای نیایشگر بلکه برای آن که او را دعا می کنیم نیز می تواند مفید باشد، البته دعای بد یا نفرین هم موجد انرژی منفی و خاصیتی است که باید از آن پرهیز کرد به ویژه اگر نفرین از تهِ دل و با درد و گداز باشد علی الخصوص اگر از جانب نزدیکان یا کسانی باشد که حقّ زیادی بر گردنِ ما دارند، بی دلیل نیست که از قدیم می گویند: ((خدا هیچ کس را به آق والدین گرفتار نکند)).
@Rumi_house
ادامه ی مطلب 👇👇👇
Post #18635
264
- ❤ 2