TGViewer
Channel Public Channel
روزگار قدیم

روزگار قدیم

@roozgaregadim

این کانال به تاریخ، فرهنگ، هنر، ادبیات، موسیقی، خوشنویسی، عکاسی و معرفی و اطلاع رسانی آثار مهدی نورمحمدی اختصاص دارد.

ID ادمین:
@Noormohammadi135
Subscribers
1.07K
Photos
299
Videos
61
Links
84
Recent Posts 19 shown
Post #620 154

Forwarded from آثار روزگاران

💠 قطعۀ ثلثِ سفیدآب‌نویسی با رقم عبدالله

🔹اندازه: ۲۰ در ۳۰

🔸خوشنویس در پایان قطعه، چنین رقم زده است: «کتبه‌الفقیر عبدالله، امتثالاً لامرالمطاع الملاذه استاذ، احسن‌الله تعالی حاله و اعلی‌الله مدارج کماله ۱۲۴۹»

🔹ترجمه: «این [قطعه] را بندهٔ فقیر، عبدالله، در امتثال و اطاعت از فرمان استادِ پناهگاه و ملجأ، که خداوند متعال حال او را نیکو گرداند و مراتب کمالش را بلند و والاتر فرماید، نگاشت.»

🔸 این نوشته، نشانگر این است که خوشنویس این قطعه را به امر استادش نگاشته است.

🔹این قطعه در یک سال مانده به پایان سلطنت فتحعلیشاه قاجار نگاشته شده و از عمر آن، حدود دو قرن می‌گذرد.

🔸قیمت: 🌷


#جهت_فروش
@roozgaregadim
@asareroozgharan
Post #619 290

Forwarded from آثار روزگاران

💠 قطعه‌ای نفیس از درویش عبدالمجید طالقانی
(با دو امضا و دو تاریخ)

[تاریخ اول]: «به تاریخ اوایل شهر شوال در دارالسلطنۀ اصفهان ۱۱۸۴ [قمری]»
[تاریخ دوم]: «به تاریخ عَشر اوسط* شهر شوال در دارالسلطنۀ اصفهان به جهت دوستی تحریر شد.»

🔹اندازه: ۱۳ در ۲۱

🔸قیمت: 🌷

🔹درویش علیه‌الرحمه این قطعه را کمتر از یک سال از درگذشت خود کتابت نموده و از عمر این قطعه، ۲۶۴ سال قمری می‌گذرد.

* یعنی روزهای ۱۱ تا ۲۰ شوال ۱۱۸۴ قمری

#جهت_فروش

@asareroozgharan
Post #618 254

Forwarded from آثار روزگاران

💠 نظر عارف قزوینی دربارۀ درویش عبدالمجید طالقانی:
🔹«میرعماد کسی است که در آسمان خوشنویسی در خط نستعلیق راه بلندپروازی را جز خود به روی هر کسی غیر از خود بست. پس به همین جهت عبدالمجيد طالقانی معروف به درویش، آفریننده و خلاق خط شکسته، چون درست معلومش شد که راه خط سیر در خط نستعلیق را میر از هر جهت مسدود کرده است، با تحریف این شعر خواجه: «گر تو نمی‌توانی تغییر ده قضا را» خط سیرِ سعی و کوشش خویش را تغییر داده، منتهی او هم به این خط افتاد که کسی درویش نشود.»
🔸خاطرات عارف قزوینی، انتشارات سخن، چاپ دوم ۱۳۹۵، ص ۳۱۲.
@asareroozgharan
Post #617 244

Forwarded from عکس نگار

‍ ‍ 💠 درويش عبدالمجيد طالقانی
🔹درویش عبدالمجید طالقانی استاد چيره‌‏دست و نابغۀ بزرگ خط شكسته، بين سال‌‏های ۱۱۴۷ تا ۱۱۵۰ قمری در قريۀ مهرانِ طالقان متولد شد.
🔸در عنفوان جوانی به كسوت فقر و درويشی درآمد. سپس به قزوين و از آنجا به اصفهان رفت و شوقی فراوان به تحصيل كمالات و فضايل و از جمله خوشنويسی پيدا كرد.

🔹او ابتدا چندی به مشق نستعليق پرداخت و درصدد بود که در اين خط، رتبۀ ميرعماد را به دست بياورد، اما چون خود را بيش از اين مستعدّ پيشرفت نديد، دست از نستعليق كشيد و به طور جدی به فراگيری خط شكسته پرداخت.
🔸وی در آغاز، به شيوۀ اساتيدی چون مرتضی‌قلی خان شاملو، ميرزا حسن كرمانی و محمدشفيع حسينی (معروف به شفيعا) می‌‏نوشت، اما مدتی بعد، در اثر نبوغ و استعداد ذاتی و پشتكار فراوان، خود شيوه‌‏ای مستقل آورد و خط شكسته را از لحاظ فنی و زيبايی‏‌شناسی به تكامل رساند و استاد مسلّم و سرآمد معاصرين خود گرديد، به طوری كه رونق خط شفيعا و ساير اساتيد خط شكسته را بشكست. همچنان كه كمال خط نستعليق به دست ميرعماد صورت گرفت، خط شكسته را نيز درويش به بالاترين درجه رساند.
🔹اوج شكوفايی و خلاقيت درويش عبدالمجيد به سال‏‌های ۱۱۷۹ تا ۱۱۸۵ بازمی‌‏گردد. او در اين سال‌‏ها چنان آثار با ارزشی خلق كرده است كه نمی‏‌توان برای آن‌‏ها عديلی جُست.
🔸درويش عبدالمجيد در مدت اقامت در اصفهان، مورد احترام فضلا و امرا قرار داشت و از جمله اشخاصی كه به وی ارادت می‌‏ورزيدند و در رعايت حالش می‌‏كوشيدند، فضلعلی خان دنبلی و محمدرشيد بيك پسر فتحعلی خان ارشلوی افشار بودند. درويش نيز به پاس مهربانی و مهمان‌‏نوازی‌‏های آنان، قطعاتی برايشان می‌نوشت و به نام آنان رقم می‌‏كرد. همين مهربانی‌‏ها بود كه سودای وطن را از سر درويش بيرون برده و او را تا آخر عمر در اصفهان نگاه داشته بود.
🔹با وجود این، درويش در اواخر عمر خود، با تنگدستی و پريشان‌احوالی و بيماری نوبۀ ربع* روبرو بود. قطعاتی از وی در دست است كه نشان می‌‏دهد كه در برخی موارد، برای گذران زندگی به شدت در مضيقه بوده است. بيماری و تنگدستی درويش در پنج سال آخر عمر او شدت يافت، تا اين كه در سال ۱۱۸۵ قمری جان به جان‌آفرين تسليم كرد و در تخته‌پولاد اصفهان، مقابل تكيۀ ميرفندرسكی به خاك سپرده شد.
* نوبۀ ربع: نوبهٔ ربع در اصطلاح پزشکی قدیم به نوعی تب دوره‌ای گفته می‌شد که حمله‌های آن با فاصله‌های مشخص، معمولاً حدود سه روز یک‌بار، رخ می‌داده و با الگوی تب مالاریایی مرتبط بوده است.
🔸(تصویر زمینه: یادمان و مقبرۀ نمادین درویش عبدالمجید طالقانی بر فراز تپه‌ای مُشرف به روستای مهران طالقان، زادگاه درویش عبدالمجید طالقانی)
@asareroozgharan
Post #615 1.06K
💠توشۀ آخرت
🔹️محمد مقتدر مژدهی در سال ۱۳۱۷ به ریاست شهرداری قزوین منصوب شد. یکی از مهم‌ترین اقدامات او در هنگام تصدی این منصب، این بود که یک دستگاه مبال عمومی در این شهر احداث کرد. محمدامین یمین‌الملک خاقانی معروف به امیرمحترم، از شاهزادگان قاجاری قزوین، دربارۀ این اقدام چنین سرود:
مقتدر مژدهی مبالی ساخت
تا ثنایش کنند خلق از پس
بهر تاریخ او خرد گفتا
توشۀ آخرت همینش بس
🔸این شعر یک انتحال* ادبی است و در اصل برای علی خان حاجب‌الدوله گفته شده است. وی برای رفع احتیاج مردم تهران، مبالی در معبر ساخت و از آنجا که به دلیل دست داشتن در قتل امیرکبیر مورد نفرت عامه قرار داشت، شاعری گمنام در وصفش چنین گفته بود:
حاجب‌الدوله یک مبالی ساخت
تا که خلقش کنند یاد از پس
هر که آنجا برفت و ...د بگفت
توشۀ آخرت همینش بس
🔹️ تاریخ شهرداری قزوین، مهدی نورمحمدی، ص ۱۰۴.
*به خود نسبت‌دادن
(تصویر زمینه: حاج علی خان مقدم مراغه‌ای معروف به حاجب‌الدوله)
@roozgaregadim
Post #614 3.69K
💠نظر کلنل وزیری دربارۀ تصنیف‌های عارف
(کلنل وزیری در گفتگو با فوزیه مجد و محمدرضا لطفی، از خدمت عارف به مشروطیت و آموختن حسّ وطن‌پرستی به مردم از طریق ساختن تصنیف‌های وطنی می‌گوید.)
🔹شایان ذکر است که بر مبنای نوشتۀ عارف، کلنل وزیری پیش از رفتن به اروپا، به عنوان نوازندۀ تار در کنسرت‌های عارف حضور داشته است. از جملۀ این کنسرت‌ها، کنسرت بسیار مهیج و باشکوه در گاردن‌پارتی پارک امین‌الدوله بوده که عارف در مهر سال ۱۲۹۰ خورشیدی به مناسبت شکست‌های پیاپی محمدعلیشاه از مشروطه‌خواهان، تصنیف «از خون جوانان وطن لاله دمیده» را اجرا کرده و علینقی وزیری، شکرالله قهرمانی و رکن‌الدین مختاری از جمله نوازندگانی بوده‌اند که عارف را در این کنسرت همراهی کرده‌اند. وزیری در هنگام حضور در این کنسرت تاریخی ۲۴ ساله بوده است. (برای اطلاعات بیشتر، بنگرید به: خاطرات عارف قزوینی، ص ۹۴ و عارف موسیقی‌دان، ص ۳۸۱)
🔸به طوری که از این گفتگو برمی‌آید، عارف پس از برگزاری این کنسرت، همچنان تا سه ماه تصنیف «از خون جوانان لاله دمیده» را در محافل مختلف تهران اجرا می‌کرده است.
🔹۱۸ شهریور سالروز درگذشت کلنل علینقی وزیری
@roozgaregadim
Post #613 1.16K
💠 درگذشت دکتر جواد مجابی
(۲۲ مهر ۱۳۱۸ قزوین _ ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ تهران)
شاعر، نویسنده، منتقد ادبی و هنرهای تجسمی، نقاش، طنزپرداز و روزنامه‌نگار
🔹وی از دهۀ ۱۳۴۰ فعالیت ادبی و هنری خود را آغاز کرد. در طول بیش از شش دهه فعالیت، در حوزه‌های شعر، داستان، رمان، طنز، نقد ادبی و هنری و نقاشی آثار متعددی خلق کرد و از چهره‌های شناخته‌شدۀ فرهنگ معاصر ایران بود.
@roozgaregadim
Post #612 692
💠 آلبوم ضرب‌آهنگ قجری

🔹ضرب‌گیر و تصنیف‌خوان: جمشید ابراهیم‌خانی

🔸این قطعات به گونه‌ای انتخاب شده است تا تمام الگوهای ریتمیک تصانیف قاجاری را شامل شود. الگوهایی از قبیل دو ضربی، چهار ضربی و مانندشان. همچنین در شش ضربی‌های سنگین، تمام ورودهای مختلف ملودیک نیز در این قطعات گنجانده شده است. مهم‌ترین عامل در تشخیص تفاوت این ورودها در شش‌ضربی سنگین، مؤانست همیشگی با این تصانیف است تا زمانی که احساس متفاوت هر ورود برای نوازنده مکشوف گردد. همچنین تلاش شده تا از هر آواز و دستگاهی نیز یک تصنیف در مجموعه گنجانده شود.
تعدادی از این قطعات برای نخستین بار اجرا شده‌اند، از جمله تصنیف «دل دادم و دل»، «شب‌ها ز اشتیاقت» و «دوشینه پی گلاب می‌گردیدم»


ارتباط با آقای جمشید ابراهیم‌خانی @Jamshidebrahimkhani
@roozgaregadim
Post #610 1.05K
💠 تصنیفی از عارف با دو مطلع
🔹تا پیش از این، بر مبنای نوشتۀ دکتر صادق رضازادۀ شفق چنین تصور می‌شد که تصنیف مشهور به «اتحاد اسلام» را عارف در دوران اقامت در استانبول ساخته است ولی با دستیابی نگارنده به این نکتۀ تازه‌یاب که این تصنیف در ۱۱ صفر سال ۱۳۳۳ قمری برابر با ۹ دی ۱۲۹۳ خورشیدی در روزنامۀ نوبهار (به مدیریت ملک‌الشعرای بهار) به چاپ رسیده، مشخص شد که این تصنیف حدود ۱۰ ماه قبل از سفر مهاجرت در تهران ساخته شده است. این دستاورد جدید مشخص می‌سازد که این تصنیف، علاوه بر مطلع «ترک چشمش ار فتنه کرد راست» دارای مطلع دیگری با عنوان «چشم شوخش ار فتنه کرد راست» نیز بوده است.
🔸این بدین معنی است که عارف مدتی پس از انتشار اولیۀ این تصنیف، مطلع آن را تحت تأثیر جنگ جهانی اول و در طرفداری از ترک‌های عثمانی که همگام با قوای آلمان با روس‌ها و انگلیسی ‌ها می‌جنگیدند تغییر داده است.
🔹شایان ذکر است عارف مدتی بعد، پس از پی بردن به نیات ترک‌های عثمانی در قبال آذربایجان، تصنیف «چه شورها» را ساخته است.

🔸رک: اخبار عارف قزوینی در مطبوعات، صص ۴۶ و ۱۰۶؛ عارف موسیقی‌دان، ص ۸۶.
@roozgaregadim
Post #609 2.58K

Forwarded from عکس نگار

‍ 💠 کتابدارِ کتاب‌رُبا*
🔹 میرزا علی‌خان لسان‌الدوله از چهره‌های بسیار بدنام تاریخ و فرهنگ ایران در دورۀ قاجار است.
🔸 او در دوران ولیعهدی مظفرالدین‌شاه در تبریز، کتابدار و از نزدیکان او بود. پس از به سلطنت رسیدن مظفرالدین‌شاه، همراه او به تهران آمد و به ریاست کتابخانۀ سلطنتی منصوب شد و لقب «لسان‌الدوله» گرفت.
🔹 لسان‌الدوله حدود یازده سال ریاست کتابخانۀ سلطنتی را بر عهده داشت. بر اساس اسناد و گزارش‌های تاریخی، در این مدت، شمار قابل‌توجهی از نسخه‌های خطی، قرآن‌ها، مرقعات و کتاب‌های نفیس از کتابخانه خارج و با کمک همدستانش به فروش رسید.
🔸 شیوۀ کار او تنها به خارج کردن کتاب‌های کامل محدود نمی‌شد. در برخی موارد، اوراق و صفحات نفیس از نسخه‌ها جدا می‌شد و پس از تغییر صحافی یا ظاهر اثر، کتاب‌ها با شکل و شمایلی تازه به فروش می‌رسیدند. حتی در مواردی گفته شده است که مهر کتابخانه نیز از روی آثار برداشته می‌شد تا منشأ سلطنتیِ آن‌ها پنهان بماند.
🔹 پس از مرگ مظفرالدین‌شاه و به سلطنت رسیدن محمدعلی‌شاه، لسان‌الدوله مورد سوءظن قرار گرفت و از ریاست کتابخانه برکنار شد. مدتی بعد، با افزایش سوءظن‌ها درباره ناپدید شدن آثار سلطنتی، خانۀ او مورد تفتیش قرار گرفت.
🔸 نتیجۀ بازرسی قابل‌توجه بود: بیش از ۱۵۰ نسخه خطی متعلق به کتابخانۀ سلطنتی در خانۀ وی کشف و به کتابخانه بازگردانده شد.
🔹 لسان‌الدوله نیز مدتی بازداشت شد. در جریان بازجویی‌ها، نام چند نفر دیگر به‌عنوان همکار یا خریدار آثار مطرح شد که در اسناد، دربارۀ شیوۀ انتقال کتاب‌ها از کتابخانه، از جمله حمل آن‌ها با کیف و صندوق، توضیحاتی آمده است.
🔸 با این حال، درباره تعداد دقیق آثاری که در دوران ریاست لسان‌الدوله از کتابخانه خارج شد، روایت‌ها و اعداد متفاوتی وجود دارد و نمی‌توان با قاطعیت گفت چه میزان از این آثار، بعدها به موزه‌ها و مجموعه‌های خارج از ایران راه یافته است.
🔹 ماجرای لسان‌الدوله یکی از تلخ‌ترین نمونه‌های تعرض به اموال عمومی و سرقت میراث مکتوب ایران در تاریخ معاصر کشور است؛ لسان‌الدوله با این اقدام، نه‌تنها به میراث فرهنگی ایران خیانت کرد، بلکه نام خود را برای همیشه با ننگ و رسوایی همراه ساخت.
🔸باید به یاد داشت که سرقت لسان‌الدوله، آخرین سرقت فرهنگی در ایران نخواهد بود. تا هنگامی که از میراث فرهنگی و مکتوب کشور با نظارت و حفاظت کافی پاسداری نشود، خطر تکرار چنین فجایعی توسط لسان‌الدوله‌های دیگری همواره وجود دارد.
🔹(برای اطلاع بیشتر از ابعاد این فاجعۀ تلخ به کتاب: «اسنادی از تاراج کتابخانۀ سلطنتی، به تصحیح و پژوهش: فاطمه قاضیها، سازمان اسناد و کتابخانۀملی، ۱۳۹۰» مراجعه نمائید.)
*عبارت «کتابدارِ کتاب‌رُبا» برگرفته از عبارتی است از شادروان استاد ایرج افشار در مقدمۀ کتاب «خاطرات عارف قزوینی»، انتشارات سخن، ص ۲۹۱.
@roozgaregadim
Post #608 1.86K
💠یادی از استاد ملک‌الشعرای بهار
(شاعر، پژوهشگر، مصحح متون کهن، ادیب، سخنور، تصنیف‌سرا، سیاستمدار، روزنامه‌نگار، استاد دانشگاه، نمایندۀ مجلس)
🔹سمت راست: شعر تصنیف مرغ سحر به خط ملک‌الشعرای بهار
به طوری که مشاهده می‌شود، بهار در این تاریخ، هنوز عبارت «شام ما شام ما را سحر کن» را به «شام تاریک ما را سحر کن» تغییر نداده بود و مدتی بعد، از ذوق و سلیقۀ عامه تأثیر گرفت و بر اساس زمزمۀ یک رهگذر ناشناس، این عبارت را به صورتی که اکنون رایج است تغییر داد. (تصنیف مرغ سحر: آهنگ، شعر، خوانندگان، ص ۲۹)
🔸سمت چپ: بهار در ایام بیماریِ منجر به فوت
@roozgaregadim
Post #607 1.05K
Audio
🔹تصنیف «جان برخی آذربایجان باد»
🔸تار: سیاوش دیهیمی
🔹با اجرای: شخصی به نام قاری (از معاشران عارف در همدان)
🔸مکان اجرا و ضبط: همدان (محفل خصوصی) - ۱۳۶۷
🔹انتشار عمومی برای نخستین بار
🔸با تشکر از جناب آقای دکتر بهمن کاظمی که این فایل صوتی ارزشمند را در اختیار نگارنده قرار دادند.
🔹توضیحات دکتر بهمن کاظمی دربارۀ این تصنیف به نگارنده: «ایشان این تصنیف را به طور مستقیم از عارف فرا گرفته بود. من اسم کوچک‌شان را نمی‌دانم. همه ایشان را آقای قاری صدا می‌کردند و در ارائۀ اطلاعات‌شان هم چندان دست و دل‌باز نبودند. در آن سفر، آقای سیاوش دیهیمی زحمت بسیاری کشیده بودند که ایشان را در آن مجلس آورده بودند تا این تصنیف را بخواند. این سفر در سال ۶۷ بود. ایشان ساکن همدان بود. دقیقاً نمی‌دانم در چه سالی فوت کردند. ترکی هم می دانست یا شاید هم ترک بود. چون یک سفری که به منزل من آمدند، یک گوشۀ شکسته‌ای را خواندند که آن را تبدیل به حالتی ترکی کردند و یکی دو بیتش را هم ترکی خواندند.»
@roozgaregadim
Post #606 860

Forwarded from عکس نگار

‍ 💠 جان برخی آذربایجان باد
🔹تا کنون در تمامی منابع مربوط به زندگی و آثار عارف چنین تصور می‌شد که این تصنیف در سال ۱۲۹۹ و در هنگام اقامت عارف در تهران ساخته شده است. با به دست آمدن سندِ تازه‌یابِ اشعار عارف به خط علی بیرنگ مشخص می‌شود که وی این تصنیف را در استانبول ساخته ولی آن را در سال ۱۲۹۸ در تهران منتشر کرده است. این نسخۀ تازه‌یاب، صورت غزل‌ها و تصنیف‌های کنسرت آذربایجان است که علی بیرنگ از روی نوشتۀ عارف رونویس کرده و در هشتم مهر ۱۳۰۵ برای وی از تبریز به بروجرد فرستاده است. عارف در این خصوص نوشته است: «این تصنیف را باز در همان اوقات مهاجرت ننگین در اسلامبول با یک روح نفرت راجع به ترک‌ها[ی عثمانی] در همان موقعی که می‌نوشتند تبریز را قشون ما اشغال کردند ساخته، در مراجعت به ایران هنگام قدرت وثوق‌الدوله و اوقات زمامداری و ریاست وزرایی او در طهران منتشر کرده، بعد به طرف اصفهان و از آن جا به عراق مسافرت کردم. در شب دویم نمایش آذربایجان در پردۀ اول کنسرت بعد از غزل قبل خوانده شد.»
🔸جواد بدیع‌زاده دربارۀ تأثیر شگرف این تصنیف در ایرانِ آن روز گفته است: «این از آن تصانیف عجیبی بود که کنسرت داد و واقعاً مثل خمپاره در آسمان ایران پخش شد.
🔹مأخذ: عارف موسیقی‌دان، انتشارات ماهور، چاپ دوم، ص ۹۷.
🔸از مجموعۀ استاد ناصرالدین حسن‌زادۀ تبریزی
@roozgaregadim
Post #604 777
💠 تاج اصفهانی و شاگردش رضا قرنیان
🔹تاریخ عکس: ۱۳۵۸
🔸عکس از مجموعۀ آقای محمدعرفان رفیعی
🔹مأخذ: مرغ سحر (آهنگ، شعر و خوانندگان)، انتشارات ماهور، ۱۴۰۵، ص ۱۶۳.
@roozgaregadim
Post #603 1.45K
💠نشست پژوهشی شاعر مردم
(یادی از اشرف‌الدين حسینی روزنامه‌نگار، شاعر و طنزپرداز عصر مشروطه)
🔹به مناسبت یکصد و بیستمین سالگرد صدور فرمان مشروطیت
🔸یکشنبه ۱۸ مرداد/ ساعت ۱۸ تا ۲۰ سالن حمدالله مستوفی

🔹با حضور:
▫️مهدی نورمحمدی (سخنران)
▫️دکتر مسعود آتشگران (دبیر نشست)

ای وای وطن وای
گردیده وطن غرقۀ اندوه و محن وای/ای‌ وای وطن وای
خیزید و روید از پی تابوت وکفن وای/ای وای وطن وای
از خون جوانان که شده کشته در این راه/رنگین طبق ماه
خونین شده صحرا و تل و دشت و دمن وای/ ای وای وطن وای

کو همت و کو غیرت و کو جوش فتوت؟/کو جنبش ملت؟
دردا که رسید از دو طرف سیل فتن وای/ای وای وطن وای
افسوس که اسلام شده از همه جانب/ پامال اجانب
مشروطۀ ایران شده تاریخ زمن وای/ای وای وطن وای
تنها نه همین گشت وطن ضایع و بدنام/گمنام شد اسلام
پژمرده شد این باغ و گل و سرو و سمن وای/ای وای وطن وای
بلبل نبرد نام گل از واهمه هرگز/نرگس شده قرمز
سرخند ازین غصه سفیدان چمن وای/ای وای وطن وای
بعضی وزرا ملکشان راهزنی شد/سری علنی شد
گشته علما غرقه در این لای و لجن وای/ای وای وطن وای ...
اشرف‌الدین حسینی
@roozgaregadim
Post #601 779

Forwarded from روزگار قدیم

🔹«هر کس شیفتۀ چیزی است و من شیفتۀ دلیری و غیرتم.»
احمد کسروی، «تاریخ هیجده‌سالۀ آذربایجان»، بخش دوم، چاپ یکم، ص ۲۳۶ و ۲۳۷.


🔸۱۴ امرداد سالروز صدور فرمان مشروطیت گرامی باد
@roozgaregadim
Older posts →

About this channel

How can I read @roozgaregadim without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for روزگار قدیم: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does روزگار قدیم have?
روزگار قدیم (@roozgaregadim) has 1.07K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does روزگار قدیم know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →