حالِ مرا خوب کن،
بیـا و جهانم را از نو بچرخان،
با نگاهی
که مثل نسیمِ صبح
دلِ یخزدهٔ من را آب میکند.
بوسهات را
چنان بر لبانم بریز
که عسلِ لبانت
در جانم جاری شود،
و من
در آغوشِ صبحگاهیِ تو
تمامِ مرزهای تنم را فراموش کنم.
بازوانت حصاریست
که میخواهم در آن حبس شوم،
آتشِ درونم را شعلهور کن؛
تو میدانی
چقدر استادِ شیطنت و دلبریام!
هر بوسهات
مرا به شوقی تازه میکشاند،
و هیهات
از این همه دلدادگی
که آرامم نمیگذارد.
#آناستازیانا ✍
Post #5129
386
- 🔥 1