قهرمانی در کار نیست!
تابآوری، مفهومی است مناقشهبرانگیز که آدمی را در عمق احساسی دوگانه رها میکند: به خود افتخار کند که در برابرِ همهٔ پیچوخمهای زندگی، سربلند از نبردی سهمگین با غم بیرون آمده است، یا غصهٔ آن را بخورد که چه بار سنگینی بر دوش کشیده و چه فریادهای زیرآبی را به جان خریده تا دیگران چهرهٔ خسته و بیروحِ او را سرخ ببینند.
دیگری نیز نمیداند از شرم اینکه نتوانسته محکم و ستبر بادی در گلویش بیندازد و بگوید: «من توانستم و در برابر آن همه فشار له نشدم»، به کدام سو پناه ببرد و کجا پنهان شود؟ عرق شرم را با دستمال چه کسی از پیشانیاش پاک کند؟ و صدای چه کسی را نشنود که بلند بگوید: «حیف فلانی، آدم ضعیفی بود و تاب نیاورد».
در این شماره، نیاز است تا بیش از پیش من باب مفهوم تابآوری سخن بگوییم، تا مبادا از خودمان و دیگران، انتظاراتی غیرواقعبینانه و خیالی داشته باشیم، و آنان را بهخاطر ناملایمات روزگار سرزنش کنیم. پس شاید بهتر آن باشد که نگوییم بیایید تا بیش از این تاب بیاوریم، بلکه میبایست در مسیری آگاهانه، همدلانه، و به جهت تغییر، با این مفهوم مأنوس شویم. تا تابآوری بهانهای نشود برای خاموش کردن اعتراض بهحق آدمیانی که رنج، ظلم، نابرابری، و بیعدالتی را برنمیتابند.
📝 سخن سردبیر شمارهٔ دوازدهم، سبحان عائشی.
کانال تلگرام نشریه | کانال تلگرام انجمن علمی مشاوره
Post #99
108
- ❤ 11