🔹 دانشگاه واقعی
کافی است که به لیست اسامی اساتید بعضی از دانشگاه های موفق آسیایی نگاه کنید. یکی از دلایل موفقیت این دانشگاه ها موفقیت در جذب پژوهشگران بین المللی است. نمیشود در رتبه بندی های بین المللی در صدر قرار بگیریم بدون اینکه استانداردهای بین المللی پژوهش و آموزش و کلا دانشگاه داری را رعایت کنیم. مثلا در دانشگاه های سنگاپورکه بالاترین رتبه را در این جداول دارند چیزی حدود 80 درصد از اساتید غیر بومی هستند. همین دانشگاه ها صنایع دانش بنیان سنگاپور را پشتیبانی میکنند. همین دانشگاه ها اقتصاد مبتنی بر صادرات فناوری های پیشرفته را در سنگاپور پایه گذاشته اند. 80 درصد غیر سنگاپوری در ساختن سنگاپور سهیم اند و برای کشور سنگاپور و مردمش زندگی بهتر و غرور ملی میافرینند.
درمقابل در کشور ما نگاهی به کارکرد دانشگاه وجود دارد که هر روز دانشگاه های خودمان را منزوی تر کرده ایم. دانشمندان خارجی به کنار حتی امکان جذب و نگهداشت ایرانیان موفقی که در دنیا اکنون ریاست دانشگاه ها، دپارتمان ها یا پژوهشکده های نام آور را بر عهده دارند، نداریم. حتی نمیتوانیم مدیریت دور افتاده ترین دانشگاه های کشور را به آنها بسپاریم.
برای ساده کردن موضوع با فوتبال مقایسه کنیم. چرا برای ارتقای کیفیت فوتبال، تیم های ما میتوانند بازیکنان خارجی و مربیان بین المللی داشته باشند آنهم فقط برای اینکه چند گل بیشتر بزنند؟ چرا میشود برای برد تیم ملی و تقویت حس غرور و ملی گرایی از مربیان خارجی استفاده کرد؟ ولی برای ساختن آینده علم و صنعت کشور دانشگاه های ما نیمیتوانند درهای خود را برای استخدام دانشمندان و مدیران در کلاس بین المللی بگشایند؟ چرا برای آموزش گل زدن، بهترین مربی را استخدام میکنیم ولی برای آموزش فیزیک و شیمی و ریاضیات هزار مولفه دیگر برایمان مهم تر از دانش و توانایی استاد است؟
یادم میاید که سالها پیش یکی از وزاری علوم گفته بود که اگر فردوسی در زمان حال زندگی میکرد، و برای استخدام در دانشگاه تهران درخواست میداد، در حال حاضر امکان استخدام او به دلایل گزینشی وجود ندارد. چندی بعد هم از رییس دانشگاهی دیگر شنیدیم که اگر انیشتن برای تدریس فیزیک در دانشگاهش درخواست استخدام دهد نمیتواند او را استخدام کند. دانشگاهی که نتواند فردوسی و انیشتن را استخدام کند دانشگاه نیست.
@RezaEjtehadi
Post #235
13.8K