🅾️ از بورژوازی تا «شیادی»: بررسی انتقادی استدلالهای موسی غنینژاد دربارهٔ فوکو (۱)
✍️ حمیدرضا سعادت نیاکی
دکتر موسی غنینژاد، اقتصاددان لیبرال ایرانی، اخیراً در جریان یک مناظره به شرح زیر سخنانی انتقادی علیه میشل #فوکو مطرح کرد:
«میشل فوکو را فکر میکنم در کشور ما از همه بیشتر من خودم میشناسم. چون کتابهاش رو به فرانسه نوشته و کتابهاش انقد مغلق هست که اصلاً قابلترجمه نیست. یعنی کسی کتاب فوکو رو به انگلیسی بخونه، هیچی نمیفهمه که فوکو چی گفته. فوکو داستانش چیه؟ دغدغهش اینه که بورژوازی سلطه داره، نهادهای سلطه درست کرده، این نهادهای سلطه توو حوزۀ اندیشه، توو فرهنگ، جلوی اندیشۀ انتقادی رو گرفته و نمیذاره که این منطق استثماری و غلط بورژوایی مورد نقد قرار بگیره. محض اطلاع شما بگم که میشل فوکو در بالاترین، مهم ترین و بزرگترین مدرسه، دانشگاه ، آکادمی کولژ دو فقرانس، کرسی داشت، تدریس می کرد، ولی منتقد بود. منتقد چی بود؟ معلوم نیست؛ منتقد فقط وضع موجود بود، منتقد اینکه بورژوازی بده، بورژوازی یه چیزی تحمیل کرده.
شما میخواید توضیح بدید چیه داستان، فقط در حوزۀ اندیشه نباید بمونیم. انسانها یه حرفایی میزنن که مربوط میشه به زندگی واقعی خودشون. چه بسا از اون نشأت می گیره. میدونید؟ ... . این شیادی در میشل فوکو هم هست. چرا اون شیادی رو میکنه؟ دغدغۀ میشل فوکو چیه؟ خب؟ دغدغۀ میشل فوکو رو زندگینامهنویسای میشل فوکو رفتن درآوردن. دغدغۀ میشل فوکو اینه که همجنسبازه و اون زمان که دهۀ 50 ، دهۀ 60 داره اون کتاباشو مینویسه، بهشدت همجنسبازی در جامعۀ فرانسه بد دیده میشه. درسته؟ این تحت فشاره و میخواد انتقامشو از این جامعه بگیره که چرا شما مسئلۀ همجنسبازی رو ممنوع کردید. این یه ساختار درست می کنه، با یه فرانسۀ فوقالعاده، به نظر من، میشل فوکو بهجای اینکه خیلی فیلسوف باشه، ادیبه. فرانسهای که اون مینویسه، تقریباً میشه گفت که هیشکی بلد نیست؛ انقدر قشنگ، دقیق، و پیچیده میتونه بنویسه حرفاشو. خب، حالا، اینه داستان. اینو من نمیگم، زندگینامهنویسا میگن که آقا چه مشکلی داشتی تو؟ این انتقادت چی بود؟، تو که آزادانه هرچی دوس داشتی، می گفتی!».
ادامه دارد...
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
Post #666
557
- 👍 6
- 👎 1