🅾️ چند نکته درباره مقاله «جنگ خلیج فارس اینبار رخ داد»
مقاله آرین رسولی را خواندم. به نظرم نکات قابل تأملی در آن وجود دارد، اما در عین حال چند اشکال مهم هم به چشم میخورد که بد نیست دربارهشان فکر کنیم.
نخست اینکه به نظر میرسد نویسنده از بودریار شروع میکند اما در نهایت از بودریار فاصله میگیرد. ایده اصلی بودریار در «جنگ خلیج فارس رخ نداد» این نبود که جنگ واقعی وجود نداشته یا آدمها کشته نشدهاند. مسئله او بیشتر به نحوه بازنمایی جنگ در رسانهها مربوط میشد؛ اینکه چگونه جنگ به مجموعهای از تصاویر کنترلشده و روایتهای از پیش آماده تبدیل میشود و فاصله ما با واقعیت افزایش پیدا میکند.
اما در این مقاله، گاهی چنین به نظر میرسد که بودریار به شکلی تفسیر شده که انگار اساساً وقوع جنگ را انکار میکرده است. در نتیجه وقتی در پایان گفته میشود «اینبار جنگ رخ داد»، این سؤال پیش میآید که دقیقاً کدام بخش از نظریه بودریار رد شده است؟ چون اگر منظور از رخ دادن جنگ، وجود تلفات، ویرانی و آثار واقعی آن باشد، بودریار هم منکر این مسائل نبود.
نکته دوم این است که مقاله در نیمه اول بیشتر حالت تحلیلی دارد اما هرچه جلوتر میرود، رنگ و بوی بیانیه سیاسی پیدا میکند. این موضوع به خودی خود ایرادی ندارد؛ هر نویسندهای حق دارد موضع سیاسی داشته باشد. اما از جایی به بعد تشخیص اینکه کدام بخش تحلیل است و کدام بخش داوری سیاسی دشوار میشود.
مثلاً جایی که گفته میشود هر کس در یک گزاره خاص تردید کند یا «هوش زیر متوسط» دارد یا فریبکار است، عملاً مسیر گفتوگو بسته میشود. در تفکر انتقادی معمولاً تلاش میکنیم استدلالها را نقد کنیم، نه اینکه مخالفان را به دو دسته کمهوش و فریبکار تقسیم کنیم.
نکته سوم به ادعاهای بزرگی برمیگردد که در متن مطرح میشود. مثلاً اینکه «ایماژ ابرقدرتی آمریکا فرو ریخت» یا «حقیقت بر وجدانهای بیدار جهان آشکار شد». ممکن است نویسنده شخصاً چنین برداشتی داشته باشد، اما اینها گزارههایی هستند که برای پذیرفته شدن به شواهد نیاز دارند. بدون ارائه شواهد، بیشتر با یک برداشت سیاسی مواجهیم تا یک نتیجه تحلیلی.
نکته دیگری که به نظرم جای بحث دارد، مسئله «پیروزی» است. نویسنده در بخشهایی از متن، تصویری ارائه میکند که گویی نتیجه جنگ به شکلی روشن و قطعی به سود ایران رقم خورده است. اما این ادعا نیز نیازمند شواهد بسیار بیشتری است. اگر معیار پیروزی را خسارات اقتصادی، آسیب به زیرساختها، کاهش امنیت، تلفات انسانی، فشارهای سیاسی و هزینههای بلندمدت بدانیم، دستکم برای من دشوار است که چنین وضعیتی را «پیروزی» بنامم.
اصلاً یکی از مشکلات رایج در تحلیلهای جنگی همین است که هر طرف تلاش میکند صرفاً به این دلیل که نابود نشده یا ضربه متقابلی وارد کرده، خود را پیروز معرفی کند. در حالی که گاهی واقعیت بسیار تلختر از این روایتهاست. گاهی هر دو طرف هزینههای سنگینی میپردازند و بازنده اصلی مردم عادی هستند. به همین دلیل، روایت پیروزی قاطع ایران در این جنگ برای من چندان قانعکننده نیست و بیش از آنکه یک نتیجه تحلیلی به نظر برسد، شبیه یک داوری سیاسی است.
شاید جالبترین نکته این باشد که مقاله در تلاش برای رد بودریار، ناخواسته بخشی از حرف او را تأیید میکند. بخش مهمی از متن نه درباره خود جنگ، بلکه درباره روایتها، تصاویر، رسانهها و بازنمایی جنگ است؛ یعنی دقیقاً همان موضوعی که بودریار بر آن تمرکز داشت. از این منظر، شاید مسئله اصلی این نباشد که «جنگ رخ داد یا نه»، بلکه این باشد که ما چگونه و از طریق چه روایتهایی آن را تجربه میکنیم.
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
Post #655
1.18K
آرین رسولی جنگ خلیج فارس اینبار رخ داد! عاقبت باک بنزین بر توییت پیروز خواهد شد! ✍ آرین رسولی مقدمه در سال ۱۹۹۱، ژان بودریار فیلسوف فرانسوی، با انتشار مقالاتی مدعی شد که «جنگ خلیج فارس هرگز رخ نداد». نگاه بودریار ناظر به جنگ خلیج فارس در همان سال بود؛ یعنی جنگی که…
- 👍 4
- ❤ 1