🅾️ تقدسزدایی عصر مدرن (مورد جسد سالم راهبه «ویلهلمینا لنکستر»)
✍️ دکتر حمیدرضا سعادت نیاکی
✝️ صومعۀ «مریم ملکه حواریون» متعلق به فرقۀ «سنت بندیکت» در شهر گاور در ایالت میسوری امریکا در بیانیهای اعلام کرد جسد راهبه «ویلهلمینا لنکستر» (Sister Wilhelmina Lancaster)،مؤسس این عبادتگاه، که در سال ۲۰۱۹ فوت شد، در ماه گذشته (آوریل) و در چارچوب طرح توسعۀ زیارتگاه سنت جوزف این مجموعه نبش قبر شد؛ اما پس از گذشت چهار سال از مرگ راهبه مسئولان با جسدی سالم که به میزان بسیار کمی تجزیه شده است، مواجه شدند. شهر گاور تنها ۱۸۰۰ نفر جمعیت دارد، ولی از زمان اعلام این کشف صدها نفر از سراسر امریکا به آنجا رفتهاند و با صفهای طولانی، دیدن و لمس جسد و توسل و شفاگرفتن از آن را انتظار میکشند (ویدئو). صومعه از فرصت گرایش جمعی از مردم به معجزهپنداری و قداستانگاری این رویداد استفاده کرد و در بیانیهای اعلام داشت که جسد راهبه لنکستر روز دوشنبه (پنجم ژوئن) در یک زیارتگاه شیشهای قرار خواهد گرفت. بازدیدکنندگان همچنان خواهند توانست جسد او را ببینند و خاک را از قبرش بردارند و ببرند، اما دیگر نخواهند توانست او را لمس کنند. کلیسای کاتولیک سنت جوزف کانزاسسیتی با انتشار بیانیهای گفته است: «وضعیت بقایای خواهر ویلهلمینا لنکستر بهطور قابلدرکی علاقهای گسترده را ایجاد کرده است». همچنین، روندی کاملاً تثبیتشده برای اعلام تقدس فرد وجود دارد. صومعه میگوید حداقل پنج سال باید از زمان مرگ بگذرد تا فرآیند مقدسسازی آغاز شود.
💥مقدسانگاریِ (Sanctity) یک پدیده از دلِ پنداشتنِ آن بهمثابۀ راز (Mystery) برمیخیزد. رازآلودگی یکی از مؤلفههایِ زیستِ جهانِ سنتی بوده؛ از اینرو، چنانچه اتفاقی نظیر آنچه در مورد جسد راهبه «ویلهلمینا لنکستر» افتاده است، در دورۀ پیشامدرن میافتاد، تفسیری جز مقدسدانستنِ این فرد به اذهان متبادر نمیشد. اما در دورۀ مدرن که با مشخصۀ راززدایی (demystification) شناخته میشود، دیگر هیچ امری مقدس پنداشته نمیشود. همانطور که #کانت در نقد عقل محض (A738, B766) میگوید: «هیچ چیز آنقدر مقدس نیست که خود را مصون نگه دارد از پژوهش و بررسى موشكافانهاى كه هيچ ملاحظه و اعتبار شخصى را برنمىتابد.».
جدا از تحولات تاریخیای که از رنسانس آغاز و به مدرنیته منتهی شد، اصل معروف به «تیغ/ اُستُرۀ اوکام» (Occam's razor) نیز بر روند راززدایی تأثیر بسزایی گذاشت؛ اصلی که میگوید موجودیتها و فرضیهها نباید بیدلیل اضافه شوند؛ بین دو نظریۀ رقیب که از سایر جهات به یک اندازه مؤثر هستند، نظریهای که سادهتر است ترجیح داده میشود. این اصل بیان میکند که شرح هر پدیدهای باید تا حد ممکن دارای فرضهای کمتری باشد و آنهایی را که هیچ تفاوتی در پیشبینی قابلمشاهدۀ نظریه ندارند حذف کند.
⛪️ در واقعۀ ذکرشده نیز مقدسانگاشتنِ راهبه، نهفقط تنها تفسیر نیست، بلکه تفسیر غالب و پذیرفتهشدهتر در مجامع، مقابلِ آن قرار دارد. برای نمونه، عدهای مانند ربکا جورج، استاد مردمشناسی در دانشگاه کارولینای غربی، این پدیده را نادر نمیدانند. وی با اشاره به اینکه تابوت و لباس نیز به حفظ اجساد کمک میکنند، میگوید: «معمولاً وقتی افراد را دفن میکنیم، به فاصلۀ چند سال آنها را نبش قبر نمیکنیم تا بتوانیم ببینیم چه تغییری کردهاند. با گذشت ۱۰۰ سال ممکن است چیزی باقی نماند، اما اگر فقط چند سال گذشته باشد، مشاهدۀ چنین پدیدهای غیرمنتظره نیست». برخی نیز اینگونه توجیه میکنند که گاه پروسهای به نامصابونیشدنِ (saponification) چربی زیرِ پوست- بهویژه اگر شخص در حالتِ تبدار بمیرد- اتفاق میافتد که حاصلِ آن نوعی مومیاییشدنِ جسد است.
تمام این توجیهات که با محوریت تیغ اوکام تبیینی سادهتر از تبیین رازآلود را ارائه میدهند، نتیجه میگیرند که هیچ معجزه و کرامتی رخ نداده و هیچ تقدسی در کار نیست.
⚛️ @ReverseMatrix
Post #570
614