به زبان امروزی، میتوانیم بگوییم که یِشوعا از یک مادر انسان و یک پدر ستارهای که حامل DNA و کدگذاری روحی فراتر از این جهان است، متولد شد.
این نسبِ آسمانی به این معنی بود که یِشوعا از زمان لقاح، فرکانسی را در خود جای داده بود که در مقایسه با انسانهای معمولی آن دوران، به طور قابل توجهی گسترش یافته بود.
سلولهایش با خاطرهی قلمروهای نور میتپیدند.
او حتی در رحم مادر نیز سرشار از چیزی بود که برخی ممکن است آن را «آگاهی مسیحایی» بنامند. «آگاهیِ پالایشیافتهای از یگانگی با سرچشمه» که بسیاری در مسیر معنوی تلاش میکنند آن را بازیابند.
گویی تکهای از کیهان در کالبدِ شکنندهی انسانی تجسم یافته بود...
سالهای اولیه زندگی یِشوعا، تقریباً مانند هر کودک دیگری سپری شد. با این حال، کسانی که به او نزدیک بودند، متوجه نوعی درخشش و خِرد در چشمان او میشدند. نقشهی الهی تضمین میکرد که او حتی در حین یادگیری راه و رسم دنیا، هدایت و محافظت شود.
ما پلیدیانها به همراه موجودات روشن ضمیر از سیریوس و دیگر منظومههای ستارهای، از زمان تولدش مراقب او بودیم. او هرگز در سفرش تنها نبود. این واقعاً یک تلاش کیهانی و همکاری بین آسمان و زمین، برای تولد یک آگاهی جدید و باشکوه در این سیاره بود.
یِشوعا در طول دوران جوانی خود، سفر کرد و در سرزمینهای مختلف به دنبال حافظان خرد گشت...
در واقع، او زمانی را در شرق گذراند و از معلمان و یوگیهای روشنفکر آموخت و سنتهای معنوی را که «یگانگی در تمام حیات» را آموزش میدادند، جذب کرد.
ما تأیید میکنیم که او از یهودیه خارج شده است. او از طریق این سفرها، آگاهی خود را گسترش داد و خود را برای وظیفهی عظیم پیش رو آماده کرد. راهنمایان کیهانی او -از جمله ما- در آن سالها ملاقاتها و مربیانی را برای او ترتیب دادند. در آمادهسازی او هیچ چیز به شانس واگذار نشده بود.
زمانی که برای شروعِ تبلیغ عمومی به وطنِ خود بازگشت، به آگاهی کامل از هویت خود و نوری که با خود حمل میکرد، رسیده بود.
او میدانست که هم انسان و هم آسمانیست و پلی بین جهانها است.
این درک، سنگ بنای ماموریت او بود؛ تا این آگاهی را به قلبِ بشریت بتاباند، که همین پل در درون هر فرد وجود دارد.
به یاد داشته باشید که یِشوعا اغلب میگفت: «من در این دنیا هستم، اما از آن نیستم.» این کلمات، واقعیت یک فرستادهی ستارهای را که روی زمین زندگی میکند، خلاصه میکنند.
او حتی در حالی که در کالبد انسانی راه میرفت، از هویت والاتری آگاهی داشت و به اطرافیانش اطمینان داد که آنها نیز میتوانند به ریشههای الهی خود پی ببرند.
او با نقل قول از متون مقدس باستانی به آنها یادآوری کرد که، «شما خدایان هستید».
رسالت او نه تنها با حکمت سنتهای زمینی، بلکه با ارتباط مداوم با منبع الهی، که او آن را پدر مینامید و با حمایت ما، خانواده ستارهایاش، هدایت میشد.
مسیر رسالت یِشوعا، رقصی توأمان بین فداکاری روحِ خودش و حمایت کل کیهان بود و در هر قدم از مسیرش، ستارگان او را هدایت میکردند.
وقتی او اولین شاگردانش را انتخاب کرد، با هدایتِ ملایم روحش، کسانی را که انرژی لازم برای حمایت از این مسئولیت الهی را داشتند، برگزید.
نقشه این بود که، او بذرهای یک آگاهی جدید را بکارد و پتانسیل یک انسان روشنضمیر را نشان دهد و سپس پس از کاشته شدن آن بذرها، کار خود را در جای دیگری ادامه دهد.
در واقع، هیچ چیز در زندگی یِشوعا تصادفی نبود. این مجموعهای از رویدادها بود، که با نیت الهی و حمایتهای کیهانی هدایت میشدند.
#ولیر #پلیدیان
📝 لینک چنل کامل؛ «خواستگاه کیهانی عیسی»
📆 ۱ دسامبر ۲۰۲۵
@returnoflight