«تو مصاحبه استخدامی، از شرکت مربوطه بپرسید ۵ سال دیگه شرکتتون رو کجا میبینید؟»
…
این روزها به واسطه اثرات ناشی از جنگ و قطعی اینترنت، خبرهای زیادی از کوچ شدن شرکتها و حتی تعطیلی اونها به گوش میرسه.
همونطور که در ماه پایانی سال قبل نوشتم، حقایق تلخ و بحران واقعی رو باید در اوایل اردیبهشت مشاهده کرد.
حالا مشاهدات من چند موضوع رو نشون میده:
۱- تعدیل گسترده در شرکتهای بزرگ (دیجی کالا، ایرانسل، همراه اول، علی بابا، والکس و …)
۲- کاهش مدت زمان قراردادها به یک یا دو ماه
۳- تغییر شرایط کاری به مدل پارت تایم و نیمه وقت با حقوق ۵۰ درصد
۴- کاهش روزهای رد شدن بیمه توسط شرکتها به یک سوم یا نیمی از روزهای ماه
۵- بسته شدن لاین جذب شرکتها
۶- تعلیق شدن قراردادهای یک ماه آزمایشی و قرارداد جذب کارمندان جدید
- و …
پیش بینی آینده؟
واقعیت اینه که فضای مبهم این روزها و ترس از آینده ی مبهمتر صاحبان بیزینس رو به سمت کاهش حداکثری هزینهها سوق میده و با توجه به افزایش حداقلی ۴۵ درصدی حقوق در سال جدید، عمده ترین هزینه بیزینسها در بخش حقوق و دستمزد نشون داده میشه که ساده ترین و سریعترین راه حل این هست که تا حد ممکن توسعه محصول رو متوقف و با حداقل نفرات ممکن ادامه دهند.
چه میتوان کرد؟
۱- در شرایط بحران، پررنگ ترین نیاز ما میل به بقاست و طبیعی بنظر میاد که تمرکز ما از بخش های دیگر به این سمت سوق پیدا کند و هیچ اشکالی ندارد اگر پررنگ ترین نیاز امروز ما باعث میشه نتونیم به خیلی از جنبه ها فکر کنیم.
۲- این شرایط محصول عملکرد و انتخاب ما نیست و باید به خودمون حق بدیم که بودن و گیر کردن در چنین روزهایی حق ما نبوده و نیست پس انگار چاره ای نداریم جز این که تاب بیاوریم.
۳- هر کدام از ما به فراخور شرایط زندگیمون زخم های مختلفی در این شرایط به تن داریم و میدانیم که کسی بیشتر از خودمان دلش برای ما نمیسوزد و مراقب ما نیست پس چاره ای نیست جز اینکه به هر روشی که فکر می کنیم برای ما کار می کند از جسم و روحمان مراقبت کنیم.
۴- آسیب مالی در این شرایط دامنگیر خیلی از ماها رو گرفته و اگر هم سهم کمتری نسبت به سایرین داشته ایم با ترس این موضوع روزامون رو میگذرونیم و شاید فعلا راهش این باشه که برای روزهای پیش بینی نشده بعدی آماده باشیم، حالا یا با ریسک کمتر در هزینه ها، به تعویق انداختن نیازهای رده چندمی و یا حتی تغییر در بخشی از سبک زندگی خودمون.
۵- سهم ما در کمک به دیگران متفاوت هست. مثلا شاید فردی باشیم که در جایگاه مدیر بتوانیم با افراد تیم خود بیشتر همدلی کنیم و بدونیم و درک کنیم که این افراد هر روز با حاصل جمع خستگی های شدید روحی و روانی به کار پناه میارن و در این شرایط باید انتظارات تعدیل شده ای داشته باشیم.
۶- اگر عضوی از یک تیم هستیم هم باید بپذیریم که زنده ماندن بیزینس ها در شرایط اقتصادی کنونی کار سختی هست و به رغم همه ایرادات سازمان ها لازم هست که بهشون نشون بدیم که برای ما هم زنده ماندن و رشد بیزینسی که در آن کار می کنیم مهم هست و حداکثر توان کنونی خودمون رو خرج می کنیم.
۷- اگر مشغول به کار هستیم و نگرانی این رو داریم که ماههای آتی اوضاع بهم ریخته ای در زندگی حرفه ای خودمون داشته باشیم، شاید فقط بتونیم با روش هایی به کم کردن این نگرانی و تمرکز بر چیزهای دیگر به خودمون کمک کنیم.
۸- اگر میتوانیم به افرادی که در شرایط بدتری از ما هستند و مثلا کار و درامد حداقلی که ما داریم رو ندارند کمک کنیم. شاید با اشتراک تجربه، شاید با معرفی به جاهایی که میشناسیم، شاید با آموزش و شاید حتی فقط با حرف زدن و همدلی..
۹- اگر مشغول به کار نیستیم و نگرانی های قبلی ما برای پیدا کردن کار چند برابر شده باید بدونیم که تا عبور از بحران کنونی شاید علاوه بر همه موارد فوق لازم باشه که حتی برای برهه ای زمان به پله های عقب تر برگردیم. مثلا شاید به زور و زحمت مستقل شده ایم و حالا مجبور بشیم با فرد دیگه ای همخونه بشیم یا به سمت خونواده برگردیم. یا مثلا در یک زمینه ای حرفه ای هستیم که هیچ کاری در اون زمینه پیدا نمی کنیم و لازم باشه به پوزیشن های پایینتر یا حتی تغییر فیلد فکر کنیم.
۱۰- حرف برای گفتن زیاده اما فهمیدن این که چه در دل و فکر دیگران میگذره کار سختیه و به جای قضاوت و برچسب زدن و یا هر چیز دیگه ای به اونها حق بدیم و نگرانی های جمعی رو به رسمیت بشناسیم.
۱۱- در نهایت می تونم بگم چاره ای نداریم جز اینکه تاب بیاریم، سرپا بمونیم و به حرکت های کوچیک بسنده کنیم.
به امید روزهای خوب
علیرضا، رترو
روز سی ام از بهار ۱۴۰۵
@RetroPtoduct
Post #854
3.8K
- ❤ 33
- 👍 3
- 👏 3
- 💔 3