سال ۱۴۰۰ بود تقریبا و من و حسام اولین ویدیوهای رترو رو منتشر کرده بودیم و یه چنل و گروه مثلا صد نفره داشتیم، یه روز یکی از بچههای رترو گفت میشه یه پیام بذاری توی گروه رترو و بگی یه پسر با استعدادی هست که میخواد بره دانشگاه و برنامه نویسی یاد بگیره اما توان خریدنش رو نداره؟
یه نفر از بچهها گفت من یه لپتاپ دارم که سالمه اما میخواستم دست دوم بفروشمش و اگر به دردش میخوره حاضرم هدیه بدیم بهشون و به دستشون رسوندن و تمام.
چند روز پیش خیلی حالم گرفته بود و یه استوری گذاشته بودم که خیلی خستهم، که این پیام رسید برام و حالم رو خیلی خوب کرد.
من توی این کار سهم خیلی کوچیکی داشتم و فقط از پیام یه نفر رو توی یه کامیونیتی از آدمایی که مارو میشناختن گذاشتم و یادم هم رفته بود اصلا، تا اینکه حدود ۵ سال بعد که یه شبی حالم با این پیام خوب بشه.
هدفم این نبود پز بدم، فقط میخواستم بگم اگه شما هم جایی دارید که یه جمعی به کار و حرفای شما اعتماد دارن یه کارای کوچیک این شکلی بکنید، شاید قرار باشه ۵ سال بعد یه روزی نجاتتون بده از حال بد..
@AlirezaIsTyping
Post #880
322
