🔴تَأمُلی بَر رَوَند پروژه تراستیها؛ ۲ مهرماه
🔴ماجرا از اینجا شروع میشود که ایران برای فروش نفت در شرایط تحریمی، به واسطههایی نیاز دارد که در تجارت بینالملل سابقه، ارتباطات و شبکه لازم را داشته باشند تا بتوانند بخشی از محدودیتهای ناشی از تحریمها را دور بزنند.
🔴حالا پس از کنار گذاشتهشدن صدها تراستی و محدودشدن این شبکه به چند نفر صرفنظر از اینکه کلیت این کار تا چه اندازه درست یا مورد تأیید بوده باید واقعیت موجود را دید و از سطح روایتهای سیاسی و رسانهای عبور کرد.
🔴پس از آنکه این ساختار عملاً از اختیار یک جریان خارج شد و تقریبا همهی تراستیهای سابق کنار گذاشته شدند و مدیریت آن به مجموعه دیگری سپرده شد، برای تسویهحساب با طرف مقابل، اقداماتی در قالب آنچه «القای فساد» و «افشاگری» عنوان میشود را پیش گرفتند در حالی که اگر مسئله واقعاً صرفاً بر سر فساد و منافع اشخاص باشد، یک نکته بدیهی وجود دارد: طبیعتاً یک شبکه چندصدنفره، از نظر دامنه و توزیع منافع و فساد، ظرفیت بیشتری برای منتفعشدن دارد تا ساختاری که منافع آن در اختیار چند نفر محدود قرار گرفته باشد.(هرچند فساد، فارغ از مقیاس و گستره آن، در هیچ سطحی قابل تحمل و توجیه نیست)
🔴تا اینجای کار، میتوان این ماجرا را عمدتاً یک تسویهحساب سازمانی و شخصی دانست؛ اختلافی که در اصل ارتباط چندانی با کشور و منافع عمومی ندارد.
🔴نکته مهم اینجاست که ابعاد و دامنه این تسویه حسابها تنها به سطح رسانه و افکار عمومی محدود نشده و در مواردی، متاسفانه شاهد افشای اطلاعات رقیب به دشمن آمریکایی و متعاقباً تحریم جریان مورد هدف بودهایم.
🔴اما نقطه حساستر زمانی شکل میگیرد که یکی از محورهای این تسویهحسابها به نتیجه نرسیدن توافق اسلامآباد گره زده میشود و حتی تلاش میشود اینگونه القا شود که تصمیمات یا اقدامات نظامی کشور نیز تحت تأثیر منافع یک جریان و اشخاص اقتصادی قرار داشته است.
🔴در حالی که درباره خود توافقنامه، مفاد و تعهدات طرفین، موضوع چندان مبهم نیست. مشخص است که توافق چه بندهایی داشته، طرف آمریکایی به کدام تعهدات عمل کرده و کدام موارد را اجرا نکرده یا متعهد بوده است.
🔴هرچند آن تعهداتی را هم که شیطان بزرگ در حال وفای به آن بود صرفاً با هدف تثبیت نقض سایر تعهدات از جمله موضوع کریدور جنوب، دنبال میشد و قطعا پس از تثبیت آن به سراغ نقض دیگر موارد نیز میرفت.
🔴همچنین، پر واضح است که حمله به سه کشتی، نمیتواند بهتنهایی تبیینکننده این واقعیت باشد که آمریکا بلافاصله پس از آن، چندین موج حمله به خاک کشورمان را آغاز کرده و با شتاب از تفاهمنامه خارج شد؛ آنهم در شرایطی که خود ایالات متحده، با نقضهای مکرر تعهدات و شیطنت در تفسیر مفاد تفاهمنامه، عملاً ناقض ابتدایی و اصلی آن بوده است. این مجموعه رخدادها نشان میدهد که تقلیل مسئله به صرف حمله به سه کشتی، تا چه به معنای نادیده گرفتن سایر عوامل کلان ژئوپلیتکی و سیاسی و امنیتی در منطقه است.
🔴وقتی این مسئله را در کنار گزارش اخیر یکی از نویسندگان نه چندان معتبر نیویورک تایمز در خصوص ماجرای حمله به کشتیهای نقض کننده تفاهم در کریدور جنوبی در نظر بگیریم، به نظر شاهد پازلی هستیم که از یکسو دشمن قرار داشته و طی آن قصد دارد تا با مقصرنمایی ایران، خود را از اتهامات جاری مبری سازد و از سوی دیگر برخی جریانهای داخلی نیز به دنبال استحصال منافع خود در این قضیه هستند.
🔴در این میان، فردی دارای سوء شهرت در فضای رسانهای این بار نیز در نقش ابزار رسانهای یک طیف برای ضربهزدن به طیفی دیگر ظاهر شده است؛ اما مسئله زمانی جدی میشود که وی پروژه کثیف رسانهای خود را به قیمت هزینهکردن از منافع ملی و اعتبار ساختار دفاعی و امنیتی کشور پیش میبرد. اخیراً نیز برخی رسانههای غیررسمی نیز مدعی شده بودند که فرد مورد نظر، چندی پیش از یکی از تراستیهای کنار گذاشته شده بدهکار، یک دسته چک اماراتی دریافت کرده است!
🔴مجموع این مسائل نشان میدهد که نباید اجازه داد اختلافات و تسویهحسابهای رانتی، به روایتی در افکار عمومی تبدیل شود که بر اساس آن، تصمیمات نظامی و راهبردی کشور تابع منافع چند فرد یا جریان خاص تصویرسازی شود؛ چراکه چنین روایتی به اعتبار تصمیمات ملی و امنیتی کشور آسیب میزند و در نهایت جفایی است بر خون پاک شهدایی که جان خود را در راه امنیت، استقلال و منافع ملی ایران فدا کردهاند. همچنین در شرایط دشوار فعلی که دشمنان با جنگ اقتصادی به دنبال بستن هر منفذ تنفس کشور هستند، وظیفه نهادهای امنیتی و قضایی در برخورد با کسانی که موضوعاتی که مستقیما با امنیت ملی و امنیت اقتصادی کشور سر و کار دارند را دستمایه بهرهبرداریهای شخصی، سازمانی یا جناحی خود قرار میدهند، دو چندان میکند.
☑️@razmnegar_ir