TGViewer
اشعار رایانش اشعار رایانش @rayanesh_poems · 351 subscribers
Post #540 115
دو چشم مست میگونت ببرد آرام هشیاران
دو خواب‌آلوده بربودند عقل از دست بیداران

نصیحتگوی را از من بگو ای خواجه دم درکش
چو سیل از سر گذشت آن را چه می‌ترسانی از باران

گر آن ساقی که مستان راست هشیاران بدیدندی
ز توبه توبه کردندی چو من بر دست خماران

گرم با صالحان بی‌دوست فردا در بهشت آرند
همان بهتر که در دوزخ کنندم با گنهکاران

چه بوی است این که عقل از من ببرد و صبر و هشیاری
ندانم باغ فردوس است یا بازار عطاران

تو با این مردم کوته‌نظر در چاه کنعانی
به مصر آ تا پدید آیند یوسف را خریداران

الا ای باد شبگیری بگوی آن ماه مجلس را
تو آزادی و خلقی در غم رویت گرفتاران

گر آن عیار شهرآشوب روزی حال من پرسد
بگو خوابش نمی‌گیرد به شب از دست عیاران

گرت باری گذر باشد نگه با جانب ما کن
نپندارم که بد باشد جزای خوب‌کرداران

کسان گویند چون سعدی جفا دیدی تحول کن
رها کن تا بمیرم بر سر کوی وفاداران

#سعدی


"شعرخوانی ۵۱ ام ۰۴/۱۲/۱۵"
  • ❤ 2
More from @rayanesh_poems
  1. Oct 9, 2026document post
  2. Oct 9, 2026ز اندازه بیرون تشنه‌ام، ساقی بیار آن آب را اول مرا سیراب کن، وآن گه بده اصحاب را من نیز چش…
  3. Oct 9, 2026باران ببار امشب، غم غصه‌ام زیاد است عشقی که بود قبلا کلش به باد باد است باران بزن به شیشه،…
  4. Oct 7, 2026document post
  5. Oct 7, 2026ای باغبان! ای باغبان! آمد خزان آمد خزان بر شاخ و برگ از درد دل بنگر نشان بنگر نشان ای باغب…
  6. Oct 7, 2026document post
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →