TGViewer
Channel Public Channel
اشعار رایانش

اشعار رایانش

@rayanesh_poems

شعرهایی که می‌خونیم رو قرار می‌دیم که همه ببینن :)
انتقاد و پیشنهاد:
@Mr_Nakhjavani
@Kh_mer
ارسال شعرهایی که خوندید:
@BaniHuygens
Subscribers
348
Photos
0
Videos
1
Links
29
Recent Posts 20 shown
Post #546 202
بیم است که سودایت دیوانه کند ما را
در شهر به بدنامی افسانه کند ما را

من می زدۀ دوشم شاید که خیال تو
امروز به یک ساغر مستانه کند ما را

بهر تو ز عقل و دین بیگانه شدم آری
ترسم که غمت از جان بیگانه کند ما را

در هجر چنان گشتم ناچیز که گر خواهد
زلفت به سر یک مو در شانه کند ما را

زان سلسلۀ گیسو منشور نجاتم ده
زان پیش که زنجیرت دیوانه کند ما را

#امیرخسرو_دهلوی


"شعرخوانی ۵۱ ام ۰۴/۱۲/۱۵"
  • ❤ 4
Post #545 180
من آن صبحم که ناگاهان چو آتش در شب افتادم
بیا ای چشمِ روشن‌بین که خورشیدی عجب زادم

ز هر چاکِ گریبانم چراغی تازه می‌تابد
که در پیراهنِ خود آذرخش‌آسا درافتادم

چو از هر ذرهٔ من آفتابی نو به چرخ آمد
چه باک از آتشِ دوران که خواهد داد بر بادم؟

تنم افتاده خونین زیرِ این آوارِ شب، اما
دری زین دخمه سوی خانهٔ خورشید بگشادم

الا ای صبحِ آزادی! به یاد آور در آن شادی
کزین شب‌های ناباور مَنَت آواز می‌دادم

در آن دوری و بدحالی نبودم از رُخَت خالی
به دل می‌دیدمت، وز جان سلامت می‌فرستادم

سزد کز خونِ من نقشی برآرد لعلِ پیروزت
که من بر دُرجِ دل، مُهری به جز مِهرِ تو ننهادم

به جز دامِ سَرِ زلفت که آرامِ دلِ سایه‌ست
به بندی تن نخواهد داد هرگز جانِ آزادم

#سایه


"شعرخوانی ۵۱ ام ۰۴/۱۲/۱۵"
  • ❤ 5
Post #544 142
دلم از نرگس بیمار تو بیمارتر است
چاره کن درد کسی کز همه ناچارتر است

من بدین طالع برگشته چه خواهم کردن
که ز مژگان سیاه تو نگون‌سارتر است

گر تواَش وعدهٔ دیدار ندادی امشب
پس چرا دیدهٔ من از همه بیدارتر است

طوطی اَر پستهٔ خندان تو بیند گوید
که ز تَنگ شکر این پسته شکربارتر است

هر گرفتار که در بند تو می نالد زار
می برد حسرت صیدی که گرفتارتر است

به هوای تو عزیزان همه خارند، اما
گل به سودای رخت از همه‌کس خوارتر است

گر کشانند به یک سلسله طراران را
طرهٔ پرشکنت از همه طرارتر است

گر نشانند به یک دایره عیاران را
چشم مردم‌فکنت از همه عیارتر است

گر گشایند بتان دفتر مکاری را
بت حیلت‌گر من از همه مکارتر است

عقل پرسید که دشوارتر از کشتن چیست
عشق فرمود فراق از همه دشوارتر است

تیشه بر سر زد و پا از در شیرین نکشید
کوه کن بر در عشق از همه پادارتر است

در همه شهر ندیده‌ست کسی مستی من
زان که مست می عشق از همه هشیارتر است

دوش آن صف‌زده مژگان به فروغی می‌گفت
که دم خنجر شاه از همه خون‌خوارتر است

سر شاهان جوان بخت ملک ناصر دین
که به شاهنشهی از جمله سزاوارتر است

#فروغی


"شعرخوانی ۵۱ ام ۰۴/۱۲/۱۵"
  • ❤ 2
Post #543 117
آن لحظه‌ها جوانی ما بود
آن لحظه‌ها که روح در آن‌ها
مثلِ نگاهِ آهوی کوهی
بر دشت و بر گریوه رها بود

زان لحظه‌ها چه‌گونه توانیم
جز با درود و تلخیِ بدرود
یاد کرد
آن لحظه‌ها که خوب‌ترین‌ها
از سال‌های عُمرِ خدا بود
آن لحظه‌ها جوانیِ ما بود

#شفیعی_کدکنی


"شعرخوانی ۵۱ ام ۰۴/۱۲/۱۵"
  • ❤ 2
Post #542 96
ای کاش که جای آرمیدن بودی
یا این ره دور را رسیدن بودی

یا از پس صدهزار سال از دل خاک
چون سبزه امید بردمیدن بودی

#خیام


"شعرخوانی ۵۱ ام ۰۴/۱۲/۱۵"
  • ❤ 3
Post #541 88
یک روز به شیدایی در زلف تو آویزم
زان دو لب شیرینت صد شور برانگیزم

گر قصد جفا داری اینک من و اینک سر
ور راه وفا داری جان در قدمت ریزم

بس توبه و پرهیزم کز عشق تو باطل شد
مِن بعد بدان شرطم کز توبه بپرهیزم

سیم دل مسکینم در خاک درت گم شد
خاک سر هر کویی بی‌فایده می‌بیزم

در شهر به رسوایی دشمن به دفم برزد
تا بر دف عشق آمد تیر نظر تیزم

مجنون رخ لیلی چون قیس بنی عامر
فرهاد لب شیرین چون خسرو پرویزم

گفتی به غمم بنشین یا از سر جان برخیز
فرمان برمت جانا بنشینم و برخیزم

گر بی‌تو بود جنت بر کنگره ننشینم
ور با تو بود دوزخ در سلسله آویزم

با یاد تو گر سعدی در شعر نمی‌گنجد
چون دوست یگانه شد با غیر نیامیزم

#سعدی


"شعرخوانی ۵۱ ام ۰۴/۱۲/۱۵"
  • ❤ 3
Post #540 75
دو چشم مست میگونت ببرد آرام هشیاران
دو خواب‌آلوده بربودند عقل از دست بیداران

نصیحتگوی را از من بگو ای خواجه دم درکش
چو سیل از سر گذشت آن را چه می‌ترسانی از باران

گر آن ساقی که مستان راست هشیاران بدیدندی
ز توبه توبه کردندی چو من بر دست خماران

گرم با صالحان بی‌دوست فردا در بهشت آرند
همان بهتر که در دوزخ کنندم با گنهکاران

چه بوی است این که عقل از من ببرد و صبر و هشیاری
ندانم باغ فردوس است یا بازار عطاران

تو با این مردم کوته‌نظر در چاه کنعانی
به مصر آ تا پدید آیند یوسف را خریداران

الا ای باد شبگیری بگوی آن ماه مجلس را
تو آزادی و خلقی در غم رویت گرفتاران

گر آن عیار شهرآشوب روزی حال من پرسد
بگو خوابش نمی‌گیرد به شب از دست عیاران

گرت باری گذر باشد نگه با جانب ما کن
نپندارم که بد باشد جزای خوب‌کرداران

کسان گویند چون سعدی جفا دیدی تحول کن
رها کن تا بمیرم بر سر کوی وفاداران

#سعدی


"شعرخوانی ۵۱ ام ۰۴/۱۲/۱۵"
  • ❤ 2
Post #539 69
خیام اگر ز باده مستی خوش باش
با ماه‌رخی اگر نشستی خوش باش

چون عاقبت کار جهان نیستی است
انگار که نیستی، چو هستی خوش باش

#خیام


"شعرخوانی ۵۱ ام ۰۴/۱۲/۱۵"
  • ❤ 2
Post #538 68
هله نومید نباشی که تو را یار براند
گرت امروز براند نه که فردات بخواند؟

در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا
ز پس صبر، تو را او به سر صدر نشاند

و اگر بر تو ببندد همه ره‌ها و گذرها
ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند

نه که قصّاب به خنجر چو سر میش ببُرّد
نهلد کشتهٔ خود را، کُشد آن گاه کشاند

چو دم میش نمانَد ز دم خود کُنَدش پُر
تو ببینی دم یزدان به کجاهات رساند

به مثَل گفته‌ام این را و اگر نه کرَم او
نکُشد هیچ کسی را و ز کشتن برهاند

همگی ملک سلیمان به یکی مور ببخشد
بدهد هر دو جهان را و دلی را نرماند

دل من گرد جهان گشت و نیابید مثالش
به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟

هله خاموش که بی‌گفت از این می همگان را
بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند

#مولانا


"شعرخوانی ۵۱ ام ۰۴/۱۲/۱۵"
  • ❤ 2
Post #537 78
ﺩﻻ‌ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﻪ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺍﺯ ﺷﺐ ﺳﺮﺩ
ﭼﻮ ﺁﺗﺶ ﺳﺮ ﺯ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩ

ﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﺁﺳﻤﺎﻥ گلرنگ ﻭ ﮔﻠﮕﻮﻥ
ﺟﻬﺎﻥ ﺩﺷﺖ ﺷﻘﺎﯾﻖ ﮔﺸﺖ ﺍﺯ اﯾﻦ ﺧﻮﻥ

ﻧﮕﺮ ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺷﺐ ﺧﻮﻧﯿﻦ ﺳﺤﺮ ﮐﺮﺩ
ﭼﻪ ﺧﻨﺠﺮﻫﺎ ﮐﻪ ﺍﺯ دل‌ها ﮔﺬﺭ ﮐﺮﺩ

ز ﻫﺮ ﺧﻮﻥ ﺩﻟﯽ ﺳﺮﻭﯼ ﻗﺪ ﺍﻓﺮﺍﺷﺖ
ﺯ ﻫﺮ ﺳﺮﻭﯼ ﺗﺬﺭﻭﯼ ﻧﻐﻤﻪ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ

ﺻﺪﺍﯼ ﺧﻮﻥ ﺩﺭ ﺁﻭﺍﺯ ﺗﺬﺭﻭ ﺍﺳﺖ
ﺩﻻ‌ ﺍﯾﻦ ﯾﺎﺩﮔﺎﺭ ﺧﻮﻥ ﺳﺮﻭ ﺍﺳﺖ

#سایه


"شعرخوانی ۵۱ ام ۰۴/۱۲/۱۵"
  • ❤ 2
Post #536 60
ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم
وین یک دم عمر را غنیمت شمریم

فردا که از این دیر فنا درگذریم
با هفت هزار سالگان سربه‌سریم

#خیام


"شعرخوانی ۵۱ ام ۰۴/۱۲/۱۵"
  • ❤ 2
Post #535 70
برخیز و مخور غم جهانِ گذران
خوش باش و دمی به شادمانی گذران

در طبع جهان اگر وفایی بودی
نوبت به تو خود نیامدی از دگران

#خیام


"شعرخوانی ۵۱ ام ۰۴/۱۲/۱۵"
  • ❤ 3
Post #534 67
امروز نه آغاز و نه انجام جهان است
ای بس غم و شادی که پس پرده نهان است

گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری
دانی که رسیدن هنر گام زمان است

آبی که بر آسود زمینش بخورد زود
دریا شود آن رود که پیوسته روان است

باشد که یکی هم به نشانی بنشیند
بس تیر که در چلهٔ این کهنه کمان است

از روی تو دل کندنم آموخت زمانه
این دیده از آن روست که خونابه‌فشان است

ای کوه! تو فریاد من امروز شنیدی
دردی‌ست در این سینه که همزاد جهان است

از داد و وداد آن همه گفتند و نکردند
یا رب چقدر فاصلهٔ دست و زبان است

خون می‌چکد از دیده در این کنج صبوری
این صبر که من می‌کنم افشردن جان است

از راه مرو سایه که آن گوهر مقصود
گنجی‌ست که اندر قدم راهروان است

#سایه


"شعرخوانی ۵۱ ام ۰۴/۱۲/۱۵"
  • ❤ 2
Post #533 78
دلا دیدی که آن فرزانه فرزند
چه دید اندر خم این طاق رنگین

به جای لوح سیمین در کنارش
فلک بر سر نهادش لوح سنگین

#حافظ


"شعرخوانی ۵۱ ام ۰۴/۱۲/۱۵"
  • ❤ 3
Post #532 104
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت
کنار آب رکن‌آباد و گلگشت مصلا را

فغان کاین لولیان شوخ شیرین‌کار شهرآشوب
چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را

ز عشق ناتمام ما جمال یار مستغنی‌ست
به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را

من از آن حسن روزافزون که یوسف داشت دانستم
که عشق از پردهٔ عصمت برون آرد زلیخا را

اگر دشنام فرمایی و گر نفرین دعا گویم
جواب تلخ می‌زیبد لب لعل شکرخا را

نصیحت گوش کن جانا که از جان دوست‌تر دارند
جوانان سعادتمند پند پیر دانا را

حدیث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو
که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را

غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ
که بر نظم تو افشاند فلک عقد ثریا را

#حافظ


"شعرخوانی ۵۱ ام ۰۴/۱۲/۱۵"
  • ❤ 2
  • ❤‍🔥 1
Post #531 106
برخیز که غیر از تو مرا دادرسی نیست
گویی همه خوابند، کسی را به کسی نیست

آزادی و پرواز از آن خاک به این خاک
جز رنج سفر از قفسی تا قفسی نیست

این قافله از قافله‌سالار خراب است
اینجا خبر از پیش‌رو و بازپسی نیست

تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خویش
دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست

من در پی خویشم به تو بر می‌خورم اما
آن‌سان شده‌ام گم که به من دسترسی نیست

آن کهنه درختم که تنم زخمی برف است
حیثیت این باغ منم، خار و خسی نیست

امروز که محتاج توام جای تو خالی است
فردا که می‌آیی به سراغم نفسی نیست

در عشق خوشا مرگ که این بودن ناب است
وقتی همهٔ بودن ما جز هوسی نیست

#سایه


"شعرخوانی ۵۱ ام ۰۴/۱۲/۱۵"
  • ❤‍🔥 4
  • ❤ 1
Post #530 306
به قطره‌قطرهٔ این موج خون که راه افتاد
نصیب تک‌تکتان موج درد و محنت باد

نه دشمنان شریفی، که دشمنِ شرفید
مجالِ موعظه تنگ و دهانِ یاوه گشاد

وحوشِ بی‌سروپایید و لاابالی و رذل
شریک و ملعبه و جیره‌خوارِ این بیداد

به خونِ خلق درآمیخت لقمه‌های شما
بسا که نطفهٔ‌تان غرق شبهه شد ایجاد

اگرچه شانهٔ ضحاک گشته آخورتان
اگرچه عدلِ علی‌تان به ظلم شد آباد

جهان همیشه به کام شما نمی‌ماند
یقین که دامنتان را بگیرد این فریاد

از آتشی که به دل‌هاست شعله سر بزند
بنای کاخ شرارت بسوزد از بنیاد

نشانِ تخت ستم می‌رود به باد امّا
ملازمان ستمگر نمی‌روند از یاد

#گمنام
  • ❤ 32
Older posts →

About this channel

How can I read @rayanesh_poems without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for اشعار رایانش: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does اشعار رایانش have?
اشعار رایانش (@rayanesh_poems) has 348 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does اشعار رایانش know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →