▫️ متنی که در ویرگول رایانش قرار گرفته، متنی از یاسمین کدخدایی از اعضای قدیمی رایانشه. امیدواریم از خوندنش لذت ببرید.
«منهتن؟ قشنگه، خب؛ ولی تهران من نمیشه.🔹 این متن را در شمارهی نوزدهم رایانش هم خواهید خواند. به امید روزهایی بهتر و قدمزدن در تهران در آرامش.
این نوشته، روایتیست شخصی از زیست من در شهری که از همان اول در دل شلوغیهایش جا شدم. من در تهران قد کشیدم؛ در کوچهها، خیابانها، اتوبوسها، آرایشگاههای شلوغ، مغازهها، پارکها، خانهها و حتی زیر پلها. تهران برای من فقط یک شهر نیست؛ خانهی من است. همیشه هم خواهد بود.
هر روز، بعد از مهدکودک و بعدتر مدرسه، بعد از یک ناهار سریع، دست در دست مادرم به بهانهای در شهر راه میافتادیم. مادرم، بیآنکه بداند، تهران را برایم به مدرسهای از زندگی تبدیل کرده بود. هر صندلی تاکسی، هر نیمکت پارک، هر سکوی کنار خیابان برای من یک نیمکت کلاس بود. از محلهی ۱۷ شهریور تا خیابان گوته، از میدان شکوفه تا پارک ملت، از دروس تا ونک، از غرب تا شرقیترین نقطههای شهر. شهر را از دل تیتر روزنامهها، از ویترین مغازهها، از دیالوگ رانندههای تاکسی یاد گرفتم.»
#رایانش_نوزدهم
@rayanesh_ce