«۱۷۶»
آه از غنچهٔ کوچک عشق
که لابهلای برگهای جوانیمان شکفت
در هیاهوی شبهای سرد زندگی
میان نمنم خاطرات...
و به هنگام گشودن بال آرزوها
آنجا که آسمان صبح خوشبختی
بیپروا اسممان را میخواند
"من نمیتوانم تشخیص دهم"
اما سیاهچالهای نامعلوم، همهچیز را به خود کشید
پروازمان درهم شکست و قاصدک آرزوهای در دستمان پرپر شد...
و چه ماندگار بود
یادی که بهجا ماند
از دلهای سادهی عاشقمان
آنزمان که شبنم اشک با خندههایمان بر گونههایت جاری میشود...
🕊 روحشان شاد؛ همیشه در قلب ما خواهند بود.
@Rayanesh_ce
Post #475
1.8K