#گزیده_کتاب
بخش پنجم
🔸فاطمه بر ورودی خیمه ظاهر شد. برای قدم زدن به میان نخل ها رفتند.جوان میدانست این کار بر خلاف سنت است،
اما در آن لحظه هیچ اهمیتی نداشت.گفت:《دارم میروم؛ و میخواهم بدانی که بر میگردم؛ و تو را دوست دارم چون ...》فاطمه به میان حرفش پرید:《دوست داری چون دوست داری برای عشق ورزیدن هیچ دلیلی وجود ندارد》
اما جوان ادامه داد:
《دوستت دارم چون رویایی دیده ام، با پادشاهی ملاقات کرده کرده ام، بلور فروختم ،صحرا را پیمودم، قبایل به هم اعلان جنگ کردند، و برای یافتن مکان اقامت یک کیمیاگر به کنار چاهی آمدم، دوستت دارم چون سراسر کیهان برای رساندن من به تو همدست شد》
🔹کیمیاگر-پائولو کوئیلو
(آتوسا چگینی)
🔸شعر میخونیم،چون هرکدوم از ما عضوی از نوع بشر هستیم و نوع بشر سرشار از شور و شوقه! پزشکی،حقوق،تجارت، اینها همهشون برای بقای زندگی لازماند. اما شعر،عشق و زیبایی... اینها چی؟ اینها چیزهاییاند که ما به خاطرشون زندگی میکنیم!
🔹انجمن شاعران مرده-کلاین بام
(ارغوان رضوانی)
پ.ن: با تشکر از حجم ارسالهای شما، سعی میکنیم هر ۳ روز یک بار باقیمانده گزیده کتابهایی که فرستادهاید را منتشر کنیم!
#نمایشگاه_کتاب
#روزی_۳۴_صفحه_کتاب_بخوانیم
Post #261
1K