Arash Nalchegar
در آستانهی اپیزود سوم جنگ ایستادهایم...
جنگی که چهبسا سنگینتر از دو اپیزود پیشین و برای بخش بزرگی از جامعه، از نظر اقتصادی بهمراتب دردناکتر باشد.
بارها در پادکستم گفتهام و اینجا نوشتهام:
ایران متعلق به همهی ایرانیان است.
من به هیچ هموطنی که از همهجا رانده و درمانده شده، دو دهه صدای اعتراضش را از هر راه ممکنی به گوش حاکمیت رسانده و پاسخش را بدوناستثنا با گلوله گرفته، وطنفروش نمیگویم...
حتی اگر کارد چنان به استخوانش رسیده باشد که دیگر راه نجاتی جز فرود آمدن بمب و موشک بر سر خودش، خانوادهاش و سرمایهاش نبیند...
عامل رسیدن یک شهروند -چه داخل ایران و چه خارج آن- به این نقطه، حاکمیت است.
کسی که چنین انسانی را وطنفروش مینامد، هنوز نفهمیده که وطن بدون مردمش هیچ معنایی ندارد.
حساب شهروندان ایران، چه در داخل و چه در خارج، که نه اختیاری در آغاز این جنگ داشتهاند و نه قدرتی برای پایان دادنش دارند، جداست...
اما خطابم به سیاستمداران طالب و حامی جنگ است. از هر دو سو!
از یک طرف، تندروهای افسار پاره کردهی داخلی که بقای سیاسی و اقتصادیشان را در گرو تداوم وضعیت احمقانهی «نه جنگ، نه صلح» میبینند؛ چراکه خوب میدانند در جنگی تمامعیار خودشان به اهداف بعدی تبدیل خواهند شد و در صورت برقراری صلح و تبدیل ایران به کشوری عادی در بقایای نظم جهانی، دیگر جایی در ساختار قدرت برای لفتولیس منابع کشور نخواهند داشت. کسانی که بهجای نمایندگی و قانونگذاری برای نود میلیون ایرانی، چهبسا خودشان بیش از هر چیز به ارزیابی جدی سلامت روان و پذیرش در دارالمجانین نیاز دارند...
از طرف دیگر، سیاستمداران در اپوزیسیون که برای آغاز جنگ لحظهشماری میکردند و نجات ایران را در مداخلهی نظامی میدیدند و هرچه خورد و نابود شد را اموال حکومت مینامیدند...
اگر اپیزود بعدی جنگ، زندگی میلیونها ایرانی را از آنچه امروز هست ویرانتر کرد، کاسهوکوزه را بر سر دیگری نشکنید.
تندروی حزباللهی متوهم که صبح تا شب از بیضههای مرشایمر آویزان است، فردا آغاز جنگ و فلاکت مردم را به گردن اپوزیسیونی نیندازد که اساساً قدرتی برای تصمیمگیری دربارهی جنگ و صلح نداشته و ندارد!
اپوزیسیونِ حامی مداخلهی نظامی هم با برچسب جنگطلب زدن به بقایای نظم نیمه مستقر، مسئولیت مواضع حمایتی خودش را از یاد نبرد... چون تُف سر بالاست!
در چشم مردم زل بزنید. سرتان را بالا بگیرید و مسئولیت آنچه گفتهاید، خواستهاید و از آن حمایت کردهاید یا میکنید را بپذیرید...
تاکید میکنم: همزمان به چشم مردم زل بزنید!
مردمی که فقط میتوانند بمیرند...
یا در خیابان به ضرب گلوله...
یا بالای دار...
یا از افسردگی...
یا از شرمندگی...
آخرین بار که با مادرم در ایران حرف زدم، از فشار اقتصادی گریه میکرد... و این فقط قصهی مادر من نیست.
@Rasad_Fa
Post #6375
8