Kayvan Hosseini
اهدای جایزه صلح نوبل به ناوی پیلای، یک دهنکجی مستقیم به اسرائیل است که نزدیک به ۲۰ سال است تلاش میکند او را بیاعتبار کند. خانم پیلای به طور مشخص در یکسال گذشته، یکی از اهداف مهم حملات رسانهای اسرائیل بود. چرا که در سازمان ملل، او رئیس همان کمیسیون مستقلی بود که پارسال اعلام کرد اسرائیل در غزه دست به نسلکشی زده.
اما دشمنی اسرائیل با او از یکسال پیش شروع نشد. در فاصله ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۴ که او کمیسر عالی حقوق بشر بود (بالاترین مقام حقوق بشری سازمان ملل)، بارها از نقض حقوق فلسطینیان توسط حکومت اسرائیل انتقاد کرد. حملات شخصی اسرائیل و آمریکا به او از همان زمان آغاز شد. حتی در سال ۲۰۱۴ بیش از ۱۰۰ نماینده کنگره آمریکا به او نامهای سرگشاده فرستادند و بدون خجالت، به دلیل اینکه شورای حقوق بشر سازمان ملل از اسرائیل انتقاد میکند، به او تاختند.
وقتی در سال ۲۰۲۱ خانم پیلای به ریاست «کمیسیون مستقل بینالمللی تحقیق درباره سرزمینهای اشغالی فلسطین، از جمله بیتالمقدس شرقی، و اسرائیل» انتخاب شد، اسرائیل بار دیگر یک کارزار تبلیغاتی قابل توجه به راه انداخت تا او را بیاعتبار کند. و طبیعتا وقتی همین کمیسیون مستقل در سال ۲۰۲۵ اعلام کرد اسرائیل در غزه دست به نسلکشی زده، این حملات ابعادی عجیب و کمسابقه پیدا کرد.
ناوی پیلای کارنامه درخشانی در یک عمر دفاع از حقوق بشر دارد که به هیچ وجه، به مساله نسلکشی اسرائیل خلاصه نمیشود. او از مبارزه با آپارتاید در آفریقای جنوبی در دهه ۶۰ شروع کرد و از دهه ۹۰ به یکی از چهرههای کلیدی مبارزه با تبعیض و خشونت علیه زنان در عالیترین سطوح سازمان ملل تبدیل شد. همچنین سالها در لاهه قاضی دیوان بینالمللی کیفری بود و با همین کارنامه رئیس شورای حقوق بشر شد. بعد از آن دوران هم به فعالیت علیه مجازات اعدام روی آورد و در ۲۰۱۷ رئیس کمیسیون مقابله با مجازات اعدام شد.
به رغم این گذشته پربار و ستایشبرانگیز، دشوار بتوان حملات شدید اسرائیل و هوادارانش را به او - به ویژه در یکسال اخیر - نادیده گرفت. او جایزه صلح را به رغم این کارزار همه جانبه دریافت کرد.
به همین دلیل است که صحبت از بازنگری جدی درباره جایگاه، نفوذ و اعتبار اسرائیل در سطح جهانی، این روزها تا این حد جدی است. چه بسا در این زمینه وارد دورهای استثنایی شدهایم که پنج سال پیش حتی تصورش دشوار بود.
اسرائیل مشخصا بعد از ۱۱ سپتامبر موفق شده بود که خود را بخشی از رویارویی «غرب و اسلام» تعریف کند و از امتیازات این گفتمان برای سرکوب فلسطین بهره ببرد. اتفاقاتی مانند این جایزه نوبل، یا به رسمیت شناخته شدن فلسطین از سوی قدرتهای اروپایی نشان میدهند که ظرفیت غرب برای تحمل تبعات منفی رفتارهای این کشور، بیانتها نیست.
هرچند پیوند اسرائیل و اروپا، همچنان یک پیوند هویتی-ایدئولوژیک است که ریشه در تحولات سیاسی ۲۰۰ سال اخیر در این قاره دارد، اما اروپائیها بارها نشان دادهاند که اگر عضوی از این خانواده به عامل دردسری جدی تبدیل شود، حفظ منافع گستردهتر خود و خانواده را بر حمایت بیقید و شرط از آن عضو مقدم میدانند.
و این روزها نشانههای شکلگیری چنین وضعیتی کم نیستند.
@Rasad_Fa
Post #5896
8