Panah Farhadbahman 🎒
فاطمه شمس:
آقای روبیو،
این متن را در مقام مدرس یکی از دانشگاههای آیوی لیگ آمریکا، دانشگاه پنسیلوانیا، و بهعنوان کسی مینویسم که سالها به تدریس تاریخ و فرهنگ ایران و پیوندهای آنها با تاریخ و فرهنگ یونان و غرب پرداخته است.
روایت بهشدت اروپامحور و خطرناک شما از تاریخ روابط ایران و یونان، نهتنها تحریفشده و گمراهکننده است، بلکه ابتداییترین واقعیتهای مربوط به قرنها تبادل فرهنگی میان تمدنهایی را نادیده میگیرد که شما آنها را ذاتاً در تقابل با یکدیگر معرفی میکنید.
تمدن یونان جدا از همسایگان شرقی خود شکل نگرفت، همانطور که آنچه امروز «تمدن غرب» مینامیم نیز مستقل از جهانهای فکری و فرهنگی شرق پدید نیامد. ایرانیان و یونانیان صرفاً دشمنانی نبودند که در نبردی ابدی میان دو تمدن گرفتار شده باشند. آنها همسایگانی نیز بودند که جهانهایشان از طریق دیپلماسی، تجارت، هنر، دین، ادبیات، فلسفه، علم و اندیشه سیاسی با یکدیگر پیوند داشت.
امپراتوری هخامنشی خود جهانی پهناور و چندفرهنگی بود که مدیترانه را به آسیای مرکزی پیوند میداد. اندیشمندان یونانی در گستره جهان ایرانی زندگی و سفر میکردند و در مقابل، دانش، هنر و اندیشههای سیاسی یونانی در سراسر شرق مدیترانه و فراتر از آن جریان داشت. این مواجههها پیچیده و دوسویه بودند و اغلب هم از درگیری و هم از همکاری تأثیر میپذیرفتند.
بله، میان ایرانیان و یونانیان جنگهای امپراتوریمحور رخ داد، همانطور که میان دیگر امپراتوریهای باستان نیز جنگهایی درگرفت. اما تقلیل تاریخ روابط آنها به تهاجمات نظامی و در عین حال پاک کردن قرنها ارتباط و تبادل فرهنگی، تحلیل تاریخی نیست؛ اسطورهسازی ایدئولوژیک است.
اگر تاریخ فلسفه، ریاضیات، نجوم، اسطورهشناسی، هنر و ادبیات ایران و یونان را جدی مطالعه کرده بودید، شاید درمییافتید که بازتولید دوگانهسازیهای خام تمدنی، از همان نوعی که فیلم «۳۰۰» با نژادپرستی آشکار و بدنام خود رواج داد، تا چه اندازه نارسا و خطرناک است.
استناد به چنین تصویر کاریکاتوری و تحریفشدهای از تاریخ باستان برای بسیج حمایت از تجاوز نظامی در جهان امروز، یک اشتباه تاریخی ساده و بیغرض نیست. این شیوهای برای دشمنتراشی است؛ برای تبدیل یک تمدن کامل به تهدیدی موجودیتی.
تاریخ به ما نشان میدهد که چنین ادبیاتی میتواند به کجا ختم شود. نازیها پس از جنگ جهانی اول، با بهرهبرداری از اسطورههای تحقیر ملی و خیانت، یهودیان را سپر بلا کردند تا طرد، آزار و سرکوب و در نهایت نسلکشی آنها را مشروع جلوه دهند. شرایط تاریخی متفاوت است، اما هشدار اساسی همچنان پابرجاست: ساختن آگاهانه دشمنان تمدنی میتواند به عادیسازی انسانیتزدایی و خشونت گسترده کمک کند.
وقتی یک مقام بلندپایه آمریکایی، تاریخی پیچیده را بهشکلی گزینشی به سلاحی سیاسی تبدیل میکند، آن هم تاریخی که آشکارا آن را تحریف کرده است، کاری فراتر از انتشار اطلاعات نادرست انجام میدهد. او به ترویج جهانبینیای کمک میکند که در آن، جنگ میان تمدنها اجتنابناپذیر جلوه میکند و تجاوزگری قابل دفاع میشود.
روایتهای سیاسی خطرناک اینگونه ساخته میشوند و به همین شکل است که توجیه فجایع انسانی آسانتر میشود.
سخنرانی شما از نظر تاریخی ناآگاهانه، بهشدت اروپامحور و عمیقاً نگرانکننده است.
در شرایطی که پیامدهای تشدید تنشهای نظامی با جان انسانها سنجیده میشود، آنچه به آن نیاز داریم، شناخت درست تاریخ و مسئولیتپذیری فکری است، نه تصاویر کاریکاتوری نژادپرستانهای که در پوشش تاریخ تمدنها عرضه میشوند.
@Rasad_Fa
Post #5925
9