همونطور که شاید خیلیهاتون هم حین دیدن سریال متوجهش شده باشید، سریال Four hands در شخصیت پردازی 90 درصد کرکترهاش یه الگو و پترن یکسان رو به کار برده و با تکرار یه داستان مشابه، با روایت کردنهای متفاوت، تمرکز مخاطب رو از شناختن این الگو، به چگونگی شکلگیری این ارتباطها پرت کرده.
کانگ بیاو، پسربچهای که از روز اول مأنوس شدن با موسیقی، فهمید میخواد چه آیندهای داشته باشه و در همین مسیر، علیرغم چالشهای هولناکی که سر راهش قرار میگرفتن، به راهش ادامه میداد. در ابتدا براش چندان مهم نبود راهی که مصرانه بهش اصرار میکنه درسته یا غلط، اما در ادامه و با فهمیدن رازهایی از گذشته، روندش رو تغییر داد و مسیر سعادت رو پیدا کرد.
کانگ جیهیه، مادر مجردی که پسرش رو هدیهای از طرف خدا میدونست. در یکی از سکانسهای آغازین سریال که جیهیه در حال دعا کردن بود، سکانس مهمی بود که داشت بهمون این رو گوشزد میکرد که جیهیه، خودش رو مثل مریم، مادر مسیحیها میدونه و اینکه مصرانه به این اصرار داشت که بیاو هم هدیهی خدا و معجزهی اونه، این تئوری رو کامل میکنه. جیهیه شاید میخواست ناکامیهای خودش در رسیدن به موفقیت رو با به دنیا آوردن بیاو جبران کنه و در مسیر حمایت و پشتیبانی از اون، از هیچ تلاشی فرو گذار نکرد؛ برای این کرکتر هم مهم نبود کاری که میکنه درسته یا غلط، اون صرفا میخواست در مسیر موفقیت باقی بمونه.
استاد کانگ بزرگ، مردی که تمام عمرش رو وقف موسیقی و نفرت از نوهاش کرده بود. شاید در آخر داستان متوجه علت کارها و رفتارهای این کرکتر شده باشیم، اما نمیشه منکر این شد که در اکثر مواقع، افراد کوچکتر یه خانواده بهخاطر بیمهری و بیتوجهی از سمت بزرگترهاست که به قدم برداشتن در مسیرهای ناپاک و خطرناک، رو میارن. اون مرد باتجربهای بود که میخواست نوهاش رو به بهترین شکل ممکن و به عنوان یه پیانیست ویژه تربیت کنه اما برای اون هم مهم نبود در این مسیر سختگیرانه و افراطی، چه کسانی قربانی میشن.
پدر نانتی چوی جونگیو، یه معتاد الکلی که زمان کوتاهی از زندگیش رو وقف پسری کرد که فکر میکرد پسر خودشه اما بعد از باخبر شدن از خیانت همسرش، تنها فکری که در ذهنش جولان میداد عذاب دادن همسرش بود و برای این کرکتر هم مهم نبود که ادامهی قدم برداشتن در این مسیر، ممکنه حتی به قیمت جان کسی تموم بشه.
و در آخر چوی جونگیو، قربانی اصلی تمام این ماجراها، شخصی که بهخاطر انتقام گرفتن برگشت و هیچکس هم نمیتونه بهخاطر شیوهای که استفاده کرد ازش خرده بگیره اما برای اون هم مهم نبود در این مسیر، چه چیزهایی نابود میشن و از بین میرن.
اما علت تمام این زندگیهای مشابه در قالب یک خط داستانی چیه؟ در یکی از سکانسها استاد کانگ به دخترش میگه: "مهربون باش و برای خودت دشمنهای بیشتری نتراش وگرنه کارماش به بچهات برمیگرده. مثل اینکه هنوز نمیدونی سازوکار دنیا چطوریه؟"
میتونم بگم این جمله، پایاندهندهی سریال بود. پدرها و مادرهایی که در وهلهای از زندگیشون اشتباه کردن و حالا بچههاشون باید تقاص اون اشتباه رو بدن هرچند که بیگناه باشن. شاید علت همین باشه و پیغامی که سریال در قالب چند داستان و با روایت کردنهای متفاوت سعی در القای اونا به مخاطب داشت همین بود که مهم نیست یک شخص چقدر قدرتمند باشه، در نهایت این کار اشتباه شماست که منتظر روز مناسبی میمونه تا بتونه خودش رو آشکار و همه چیز شما رو نابود کنه تا زمانی که متوجه اون اشتباه بشید و طلب بخشش کنید.
#Analysis ˖ #FourHands
#Aralia ੭
⟆ 𝖱𝖺𝗂𝗇𝖻𝗈𝗐𝗌𝖴𝗇𝗍𝗈𝗅𝖽 ༢
Post #23290
2.12K
𝖱𝖺𝗂𝗇𝖻𝗈𝗐 𝖼𝗁𝗂𝗅𝗅 𝗓𝗈𝗇𝖾⁺ Photo
- ❤ 153
- ❤🔥 15
- 🔥 7
- 🍾 4
- 🍓 2