TGViewer
Channel Public Channel
روزنوشت های حامد رحمتی

روزنوشت های حامد رحمتی

@rahmati_hamed

دانش آموخته جامعه شناسی عکاس شاعر و مترجم آثار تالیفی:
عکاس دوره گرد/این ماهی سرخ بند نمی آید/استخوان/پروانه ای زیر پوست ترجمه:مرا زیبا به خاطر بسپار/آینه تنهایی دیگری ست/پروانه سیاه/یکشنبه در بوداپست/ اعترافات واقعی تروریستِ آلبینو/آنتالوژی شعر قبرس
Subscribers
359
Photos
337
Videos
250
Links
97
Recent Posts 20 shown
Post #1059 177
‍ بازار اولسون
✍️#حامد_رحمتی

«بازار اولسون» در فرهنگِ ترکی، دعایی برای رونق و برکت است.یعنی «بازارت پررونق باد».
بازار لزوما محل خرید و فروش نیست، بلکه آینه‌ای از وضعیت اقتصادی اجتماعی جامعه است.گئورگ زیمل در فلسفه پول می گوید: «پول و مبادله در بازار کنش اقتصادی نیستند بلکه در شکل‌گیری روابطِ اجتماعی نیز نقش به سزایی دارند».

رونقِ بازار یعنی گردش پول، امید به آینده و امکان ادامه زندگی برای فروشنده و خریدار.در جامعه‌ای که کاهشِ قدرت خرید و عدم استقلالِ مالی به زندگی روزمره و روابط اجتماعی چنگ می زند،امید نیز در چشم برهم زدنی از کف می رود.

بازار کم‌رونق ایران را نمی‌توان با کلمات وصف کرد.پشتِ ویترین‌هایِ خلوت امید به سادگی رنگ می بازد.در چنین شرایطی «بازار اولسون» دعایی قدیمی نیست،بلکه آرزوی رونق و آرامشِ اجتماعی است.

شاید امروز بیش از همیشه نیاز داریم فریاد برآریم: بازار اولسون..یعنی زندگی باشد.هفت نامه «گاوازنگ» که نامش سراسر خاطره است ما را پرتاب می کند به کودکی هامان. «علی محمد بیانی» با تاسیس گاوازنگ بار دیگر به غنا و‌شکوه این کوه افزود. گاوازنک می کوشد چون مجله «بایرام» بارقه های بومی را بر حافظه عمومی بنگارد.

«جواد کریمی»سردبیر هفته نامه،این تیتر هوشمندانه را برگزیده و این تیتر با روایتِ عکس عجیب گره خورده گویی بازار تقلا می کند برخیزد.بازاری فسرده با قیمت های نجومی.روزی نیست شاهد ثبات قیمت ها باشیم به عبارتی..نه برای سفرهای اروپایی..برایِ دیدار جغرافیایِ ایران عزیزمان همین دیدار دریا و جنگل میسر و مقدر نیست. نه همین که شب آسوده سر بر بالین بگذاریم همانا خواب نیز به مهمانی چشم نمی آید.

چگونه باید زیست! تبعاتِ جنگ‌ و هزینه آن را در تمام ادوار تاریخ مردم پرداخته اند. گمان می کنم زمان آن رسیده با درایت سایه جنگ را از کشور دور کرد.

اما روایت عکس.. این عکس را در ورودی بازار زنجان برداشتم. آهنگِ دلنواز میوه فروشان پرواز می کند زیر رواق هایِ آجری و در چشم خانه ها بیتوته می کند. این «مرد چرخچی» که در فرهنگِ واژگانی بازار زنجان آنان را «حمال چرخی نیز یاد می کنند نومید و عبوس روی چرخ نشسته و موج هایِ متلاطم افکارش معنای ساده ای از زیستن را به ذهن متبادر می کند. او قرار است این بار خودش را براند اما به کجا به کدام چشم انداز اقتصادی نمی دانم.

📸 @rahmati_hamed

.
  • ❤ 13
Post #1057 229
ازقاب پنجره!
✍️#حامد_رحمتی


ماه رمضان بود.. زمستان هاشور زده بود شیشه های خانه را‌.. یک‌دم‌ پرنده های آهنی دیوار صوتی را درهم شکستند.موج انفجار عجیب و‌ غریب بود صدای ربنایِ شجریان از تلوزیون نه از گوشی ها پخش می شد.
ما واقعا روزه دار بودیم،آب از گلو‌ پایین نمی رفت انگار قفل زده بودند،گلو را چیزی پایین نرود.

دست ها بی حرکت! فقط تلوزیون روشن بود و زل زده بودیم به اخبار! به زیرنویس هایِ که مرتب می آمدوُ می رفت. نمی خواهم بگویم ترسیده بودم نه ! موج انفجار مرا گرفته کوبیده بود به اسرار دیوارهای خانه ! دیوارهای خانه همیشه نخستین خفیگاهِ آدمی ست!

ناقوس جنگ بی امان به صدا در آمده بود‌. ستون های دود نمایان شدند،در پی آن بودم با موبایلم این تصویر را آن گونه که هست به تصویر بکشم.جنگ پدیده ای بود که از دوران کودکی و دهه شصت به یاد داشتم پدر و عموهایم شبانه بعد از هفته ها ماه ها می رفتند می آمدند حتی نامه می نوشتند.

من آنگاه می دانستم کسی این نامه ها را بلند بلند می خواند و گویی این پلانِ اکشن تمامی نداشت.اما این جنگ دیگر به معنای جنگ‌کلاسیک نبود بر مدار ابرها و آسمان می چرخید.
  • ❤ 10
Post #1056 358
شعری از دفتر «عکاس دوره گرد»
انتشارات آهنگ دیگر سال ۸۸
#حامد_رحمتی

در این فیلم نسبتا کوتاه برسون را می نگرید با دوربین محبوبِ لایکا که روزهای پیری را سپری می کند.برسون عکاس مستند و‌ خیابانی هیچ گاه صحنه را نمی ساخت بلکه منتظر می ماند زندگی و زمان بهترین لحظه را برای او خلق کند و او تنها دگمه شاتر را می فشرد.

Henri Cartier-Bresson (۱۹۰۸–۲۰۰۴) عکاس بزرگ فرانسوی و از بنیان‌گذاران آژانس مگنوم
بود. او به ثبت «لحظهٔ قطعی» شهرت داشت. نگاه او بیشتر بر مشاهده، صبر و شکار لحظه استوار بود تا دخالت در صحنه.
  • ⚡ 10
Post #1054 329
میراثِ جنگ
#حامد_رحمتی

«ارنست هاس»بازگشتِ اسیران جنگی را در وین، به نقطهٔ انجماد بُرد این مجموعه با عنوان «False Leg» یا «Homecoming Prisoner» شناخته می‌شود. هاس سال‌های ۱۹۴۶ تا ۱۹۴۸ زندگیِ پس از جنگ و‌تبعاتِ آن را هوشمندانه عکاسی کرد.

از منظر جامعه‌شناسی، روایت عکس دقیقاً از پایِ مصنوعی داخل کوله آغاز می‌شود. پا بخشی از بدن انسان است،اما اکنون این عضو شیئی نامبارک است که می‌توان آن را حمل کرد.جنگ لزوماً یک واقعهٔ تاریخی نیست،جنگ می‌تواند بدنِ انسان را نیز به شکلی نمادین دگرگون کند.

سربازبه خانه بازگشته است،اما بدنش دیگر همان بدنِ پیش از جنگ نیست.جامعه می خواهد سرباز دوباره به زندگی عادی بازگردد اما چگونه!؟ این تصویر، روایتِ غم‌انگیزِ بازگشت به خانه نیست،سرباز مرگ را به گرده هایش می کشد.
باید عکس را فقدانِ بدن خواند.به باور من، هاس..جنگ را عکاسی نکرده،اما نتیجهٔ جنگ را به چشم ها مخابره می کند. همین ویژگی عکس را از تصویری خبری فراتر می‌برد.این عکس سندِ جنگ است..تصویری روشن از جنایت.
  • ❤ 15
Post #1053 239
برگزیده بهترین فیلم کوتاه جشنواره کن ۲۰۲۰
فیلم کوتاهdavid

فیلم کوتاه «David» (2020) از منظر جامعه‌شناختی و روان‌شناختی، روایت تنهایی انسان در دل نزدیک‌ترین روابط است. فیلم نشان می‌دهد بحران روانی فقط مسئله فرد نیست، بلکه خانواده، قضاوت، انتظار و نیاز به دیده‌شدن نیز در آن نقش دارند.

دیویدِ بیمار به دنبال شنیده‌شدن است و دیویدِ جوان به دنبال تأیید پدر. پدر اما آن‌قدر در نقش حرفه‌ای و قضاوت‌گر خود فرو رفته که از دیدن نیاز عاطفی فرزندش بازمی‌ماند.

فیلم در نهایت می‌گوید گاهی انسان بیش از راه‌حل، به شنیده‌شدن، پذیرفته‌شدن و حضور دیگری نیاز دارد. همین نگاه ساده، فیلم را به روایتی انسانی از تنهایی بازگو می کند.
  • ❤ 11
Post #1051 597
شقایق وحشی دشستان
✍️#حامد_رحمتی

علی قنبری با شعر تجربه‌گرا و گرایش‌های پست‌مدرنیستی شناخته شد.در دهه ۷۰ با ترجمه و معرفیِ نظریه‌هایِ پساساختارگرا و جریان‌ های نوینِ شعر هیاهویی به پا کرد.

از مجموعه‌شعرهای مهم او عبارتند از :

- نقطه پشت فعل خراب یا فرانتس کافکای پشت جلد
- نامه (به/از) رؤیا و ضمائم پاره‌وقت
- یک ساعت سعد با مارک وستندواچ
- توضیح‌المسائل شعر به لی‌لی
- بروشور شیطان

او همچنین مولف کتاب تئوری «شعر زبان و زبان شعر» و‌ رمانهای «چسب و قیچی در گزارش یک ذهن اجاره‌ای»و «یک زن تئوری در کافه بیتلز» است.

در حوزه ترجمه نیز آنتولوژی شعر پست‌مدرن اثر «پل هوور» اهمیت ویژه‌ای دارد. او همچنین آثاری از «آلن گینزبرگ»، «جک کرواک»، «ویلیام باروز»، «گرترود استاین»، «جان کیج»، «کنستانتین کاوافی»، «اندی وارهول»، «پابلو پیکاسو»، «آی وی وی»، «جکسون پولاک»، «کورت وونگات»، «جاسپر جانز»، «مرس کانینگهام»، «سالوادور دالی»، «رابرت راشنبرگ»، «مارسل دوشان» و «وودی آلن» را ترجمه و به فارسی زبانان معرفی کرده است.
قنبری در حوزه فیلمسازی نیز چند مستند بلند ساخته است، از جمله «سرهمبندی»، «من نه منم» و «خدا را هل می‌دهیم»
  • ❤ 19
Post #1050 169
به نام عمو علی

شادخویی..عطوفت و در نوردیدن مرزهای مهربانی را در کلام عموعلی به روشنی می توان لمس کرد.. عبور ماهیان آزاد را در صدایش.عموعلی درون مه در حوالی دیلمان خاطره ای نقل کرد و من شنیدم عبور زمان را.زیستن در جوار ایشان به من آموخت شکیبایی را. البته عکاسی این مهم را بارها به من آموخته است اما آسیمه سرم هنوز

عموعلی دریایی متلاطم است و باید شکارچی قابلی باشی بتوانی از زیبایی او یک مشت خاطره برداری،او مبارزی قهار است و در جوار مردانی به عیار «غلامحسین ساعدی» نفس کشیده است. می گفت وقتی نوجوان بودم..صمد بهرنگی را دیدم.می گفت همو که در رودخانه آراز ماهی شد باله تکان داد و باز نگشت.

فهم مستندسازی به من این فرصت تابناک را می دهد بنشینم و کلمات عموعلی را بشنوم.بی هیچ واسطه ای تاریخ را چشم بدوزم. کمال معرفت،صداقت و زیبایی را در نفس این مرد دیدم و آموختم. عموعلی از پیچ های هولناک تاریخ آمده و‌سراسر عمر یک راوی هوشمنده بوده است.

عموعلی سایه ات فراخ باد!
  • ❤ 14
Post #1049 279
‍ حجابِ چهرهٔ جان می‌شود غبارِ تنم
خوشا دمی که از آن چهره پرده برفکنم‌
حافظ
✍️#حامد_رحمتی

پدیده بی‌حجابی در ایران،نشانه تغییر هنجارهای اجتماعی و ابرام بر انتخابِ فردی زنان است.این رفتار شاید نافرمانی مدنی باشد.به باور نگارنده نسل‌ جدید می خواهد مالکیتِ بدن خویش را دیگر بار به دست یازد.در عین حال معنایِ حجاب برای همه زنان یکسان نیست و باید از منظرِ اجتماعی، آسیب شناسی شود.

در سال های اخیر حاکمیت بر پوشش اسلامی اصرار ورزید و جولانِ ون هایِ ارشاد در سطح شهر خشم پیر و جوان را بر انگیخت از این رو فرهنگِ گفتمانِ عامه به یکباره دگرگون شد و مسیر دیگری را در ایران گشود..ایستادگی یا لجبازی به زبانِ نمادین،گویی نسل امروز می خواهد با بدنِ خود صادقانه سخن بگوید!

این گسستِ فرهنگی سراسر زبانِ نمادین اعتراض است.آیا زنانی که پوشیده اند به پروردگار نزدیک اند یا برعکس زنانی که حجاب ندارند از پرودگار دورند!؟

من به تمام عقاید احترام می گذارم اما در ایران نوعی پریشانی را می بینم که پذیرفتنی نیست.باید پذیرفت زنان ایرانی ظاهرا در این مبارزه مدنی ظفر یافته اند!

اما بخشِ دیگری از زنان با شمایلِ تازه ای به میدان آمده اند و شاخصِ آماری و‌ ارزیابی آن هولناک است. عمل هایِ زیبایی به ما می گوید از منظر رواشناسیِ اجتماعی..زنان از انعکاس خود در آینه ها خشنود نیستند.زنانی همسان و هم شکل،لبانی متورم گونه هایی برجسته که زیبایی چشم را به محاق بُرده اند.
پیکرتراشانی خون خوار در صفحاتِ مجازی و تزریق چربی در نواحی بدن و سلاخی جوارح!

آری رفتارِ زیباشناختی این روزها بسیار کاذب است جسمی ویران و‌ رخساری نو که از حافظه جمعی پاک شده اند زیرا این رخسار نو اگر روزگاری در خیابان گام بزند حتی دوستان قدیمی نیز او را به یاد نخواهند آورد.
آری سلبریتی ها و بازیگرانِ زن روش بیمارگونه ای را برگزیدند و جامعه مصرف زده ایرانی این بدعت را پذیرفته و گاه آن را تحسین می کنند. به گمانم جامعه زنانِ ایرانی در حال گذار از یک پیچِ تاریخی اند!
  • ❤ 14
Post #1047 347
🔶رازان شمارهٔ ۳۹ منتشر شد

رازان شمارهٔ ۳۹ ویژه پاییز ۱۴۰۵ با تصویر مهدی مظفری ساوجی شاعر و‌ نویسنده در ۲۲۶ صفحه به بهای ۸۰۰ هزار تومان منتشر شد.

برای پیش‌خرید در سراسر کشور مبلغ ۸۰۰ هزار تومان به شماره کارت ۶۰۳۷۷۰۱۱۶۳۴۲۷۲۹۴ به نام نیک‌فام واریز و قبض واریزی را به شماره همراه ۰۹۳۵۲۲۸۰۱۸۱ ارسال نماید.

ارسال به صورت پست یا پیک رایگان است.

https://ble.ir/faslnamehrazan
  • ❤ 7
Post #1045 393
کلفت یا مادر ایرانی..
✍️#حامد_رحمتی

زن خانه‌دار در جامعه ایرانی هیچ کس نیست اما در خانه می سابد،می پزد،می‌دوزد..او بخش بزرگی از زندگی ست، اما اغلب دستمزدی، دریافت نمی کند عنوان شغلی هرگز و آینده ای محکوم به هیچ و تباهی.کارگری تمام وقت در بستر و اسبی تازه نفس در آشپزخانه.

آری پخت‌وپز، نظافت،مراقبت از کودک و سالمند و حراست از روابط خانوادگی و هزاران وظایف نامحدود دیگر!

محرومیت زمانی زخم می‌شود که زن هم‌زمان از تحصیل و حق انتخاب و حضور اجتماعی نیز محروم باشد.از نگاه بوردیو، سرمایه صرفا پول نیست.تحصیلات، مهارت،شبکه اجتماعی و اعتبار نیز سرمایه‌اند.زنی که به این منابع دسترسی ندارد.. اصلا می توان او را در شمار آدمیان پذیرفت.

بنابراین مسئله زنان محروم جامعه ایرانی را نباید صرفا مسئله فقر اقتصادی دانست. محرومیت یعنی زن ایرانی نباید آفتاب را دیدار کند تا مطهر بماند و تراکم استخوانش سقوط کند.زنان ایرانی زیادی دیده ام که هنوز زیر هوهویِ کمربند زنده مانده اند!

به دودلیل :
زن بودن
زن بودن
  • ❤ 18
Post #1043 265
سیروس خوانی
به سیاق قمریان در پنجدری ها دالان ها و شیروانی ‌ها‌

شعر #سیروس_نوذری
روخوانی #حامد_رحمتی
  • ❤ 9
Post #1042 369
اسکله انزلی
#حامد_رحمتی

مرد‌ ماهیگیر از باد پیشی گرفته است.لابد به زنش گفته: می روم قلابم را پرتاب می کنم بر چشم هایِ دریا شاید ماهی آزادی دهان گشود بر تصاحب قلاب و برای روزی سیر ماندیم. مرد می رفت به دریا اما دریا بر شانه هایش ایستاده بود و تکان می خورد .

اکنون نمی دانم مرد در جستجویِ ماهی توانسته به نازکای نمور ماهیان دست ساید نمی دانم زنش خشنود است یا غمگین اما یک چیز روشن است.

اسکله های انزلی اغلب محیط تجاری دارند برای واردات و صید ماهیان و مردمان انزلی از این ساحت برکت خیز به دامان طبیعت دست می برند تا روزی خویش را به دست آرند.

رشت در میانگین شهرهای همسایه توانسته با جذبِ شاخص توریسم و گردشگری زندگانی مردمان خویش را سامان بخشد و چرخه اقتصادی را به سود مردمانش تغییر بخشد. رشت الگویی نمادین برای شهرهای همسایه است در تمام حوزه ها..وقتی از چهارگوشه ایران به این شهر خیز بر می دارند بی تردید گردش مالی اتفاق خواهد افتاد.

پتانسیل رشت زمینه ساز کنش های اقتصادی ست و اغلب مردم آن سان که در پیمایشِ میدانی دیدم و سخن گفتم از روحیه شان دریافتم در شرایط جنگی و اقتصادی وخیم توانسته اند لااقل سرپا بایستند.
  • ❤ 16
Post #1041 360
خانه های رنگی


امروز به تاریخ ۲۰ شهریور سال ۱۴۰۵ به خانه هایِ رنگی در بندر انزلی چشم بردم! هجومِ رنگ ها و‌ انعکاسِ آن مکاشفه ای از آسمان،رنگ و رفتار آب است. مردم انزلی توانسته اند با کارکردِ رنگ ها چشم ها را بیاشوبند! اما آدمی با رنگ زنده است.رنگ ها ضمیر آدمی را بیدار می سازد.

مردانِ بومی در این اقامتگاه با قایق های موتوری توریست ها را به مردابِ «گل هایِ نیلوفرِ آبی» انزلی می برند با قیمت های گزاف،البته در سرزمین من آنچه بی ارزش است جانِ آدمی ست! رشت در طی این سال ها به لحاظ اقتصادی،عمرانی و شهر سازی رشد فزاینده ای داشته..اما در زادگاه من شهر زنجان نه تنها نتوانستیم توریسم را جذب کنیم بلکه آن ها از شهر معصوم ما گریختند!

در زنجان مسئولین توانستند هنگام انتخابات مردم فریب دهند و هیچ کاری نکردند..آب زنجان هنوز مسئله دارد. هنوز کارخانه های سرب وُ روی بدونِ فیلترینگ و استانداردهای جهانی به فعالیت خود ادامه می دهند. اگر به صورت میدانی اردبیل، رشت،همدان و زنجان را قیاس کنیم به عمق فاجعه پی خواهیم برد.

همین معدن نمک،غارکتله خور در متر معیار جهانی ست اما زنجان خلیده است به دست مسئولانی که دلسوز نبودند!
  • ❤ 17
Post #1040 301
باید اسب می شدم
چالاک و اصیل
سُم می کوبیدم بر خاک‌
سُم می کوبیدم به تاخت
و لاله های وحشی را
زخمی می کردم


روخوانی و‌شعر
#حامد_رحمتی
  • ❤ 18
Post #1039 350
İnanmaqdan
başqa yolum yoxdur.

Tora düşmüş
bir balığam.

Soyuducuda,
satırın altında
açıq
saxlayıram
mat dolu gözlərimi.


İran — Rəşt, Balıq Satıcıları Bazarı
9 sentyabr 2026©️Hamed Rahmati
  • ❤ 12
Post #1038 377
خوش آمدی سرباز

این شعر را سال ها پیش رو خوانی کرده ام و نوشته ام و‌بسیار علاقمند بودم آن را منتشر کنم ما هیچ گاه به سربازها خوش آمد نگفتیم.

در روزگار جنگ در دهه شصت بعد از بمباران زنجان پدرم اسب شد و یک‌نفس اداره بهداشت را تا خانه مان دوید مادرم توران چون ماری گرد ما پیچیده و چنبره زده بود مبادا ترکش بر نازکایِ جسم من و برادرم هادی فرو‌بنشیند. من جنگ را دیده ام‌ا ین ‌پدیده پلید‌ را

جنگ عذاب و‌رنج‌ ناگهانی ست. گرانی و ما کودکان را می آزاریم زیرا با جیب خالی نمی توان آن ها را به مدرسه فرستاد. بچه ها پیتزا دوست دارند و البته شهربازی را
  • ❤ 17
Post #1037 206
مگر می شود!؟

روخوانی و شعر #حامد_رحمتی‌

جنگ معادله ای ساده است.جنگ یعنی درگیری قدرت های بزرگ برای منابع ! امروز یک از دلایل جنگ ایران مسئله منابع است. مردم ایران..خمیده اند در پی تحریم های ناجوانمردانه!

جنگ فقط رویارویی ارتش‌ها نیست؛ بحرانی اجتماعی است که زندگی، اقتصاد، قدرت، هویت و حافظه جمعی را دگرگون می‌کند. قدرت های بزرگ جنگ را سازمان می‌دهند، اما هزینه آن را اغلب مردم با آوارگی، فقر و از دست‌دادن عزیزان شان می‌پردازند.

از منظر جامعه‌شناسی، جنگ نشان می‌دهد چگونه یک جامعه می‌تواند «ما» و «دیگری» بسازد، خشونت را مشروع کند بنابراین جنگ را باید فراتر از میدان نبرد، در ساختارهای قدرت، منافع سیاسی، نابرابری‌ها و حافظه اجتماعی جست‌وجو کرد.

امروز ایران در حال پوست اندازی ست زیرا مردم می آموزند چگونه در برابر گرسنگی تاب بیاورند چون روزهایی که ایران در برابر عراق ایستاد. باید در این روزها که دلار بر زندگی مردم تاثیر به سرایی دارد..مسئولان در راسِ حاکمیت به سفره مردم بنگرند. هزینه های زندکی گاه چون فیلم های ترسناک رعشه بر تن آدمی می اندازد.
  • 👍 14
Post #1036 388
بازار

بازار زنجان برای من نقطه عطف بزرگی بود. از همان نخست که چراغ میوه فروش ها افروخته می شوند و صدا در صدا می پیچد.. این بازار طولانی ترین بازار ایران خوانده اند..۱۷ سال عکاسی کردم وجب به وجب بازار را می شناسم. حتی کاسب ها.. روزی نبود دشنامم ندهند.

اما امروز وقتی با دوربین از کنارشان می گذرند می دانند من همانم..شاعری رنجور که آمده برای تاریخ عکس بردارد! درکم کرده اند شاید! شاید در دل خود می پندارند..دیوانه است بگذارید کارش را بکند و از دیدگانم مان گم شود.

عکس ها اسناد مهمی بوده اند عکس ها می مانند.چشم در ذاتِ غایی خود عاشقِ دیدن است.چشم هیز نیز نیست این ذهن پرسشگر است که می دود در خون! این چشم ها بودند که از کاسه خون بیرون درآمدند و تاریکی را دانستند. بگذارید عکس بردارم..از هیئت و سیمای این شهر کوهستانی!

نه در پی اثبات چیزی بودم و نه می خواهم چیزی را رد کنم من«حامد رحمتی» یک راوی ام. با دوربینم برای چشم هاتان قصه می گویم هیچگاه در پی کشف زیبایی نبودم بلکه فقدان زیبایی را به چشم هاتان نشان می دهم! انسان و ابتذالِ زیستن را همین. خاصه بنگرید شادمانم، ورنه دشنامم دهید!


©️HamedRahmati
  • 💯 16
Post #1035 362
صدای فقر
#حامد_رحمتی

این پسرک زیبا با موتور هوندا چنان زبانه ای کشید و رفت تا ساعت ها محو تماشایِ او و تاریخ بودم.گویی نسل ها ناگزیر به تکرارند. پسرک هیمه خشکِ درختی را می راند و با لبانش چنان القا می کند گویی موتوری با شتاب از برابرت می گذرد.

من این صدا را می شناسم چون زاده دهه شصتم! آری تایر فرسوده را با چوبی نرم می راندیم به سوی روشنی.
آخ..بادِ دهان را در لب ها و زبان می دمیدیم و انگار هر چه این صدایِ متضاد از درون ما بیشتر در هوا منتشر می شد تایر نیز به شکل اساطیری شتاب می گرفت.

آری ما نسل آرزوها و حسرت ها بودیم دهه شصت!ما پاکیم و همچنان معصوم این تصویر را که گرفتم اشک بی امان بر پهنای رخسارم جاری بود.

اکنون تبعاتِ جنگ چنان ما را در تنهایی و خلسه برده که دیگر حتی نمی توانیم به شتاب زندگی برسیم! جنگ زیباست اما فقر زیباتر است شاید! زیرا فقر قوه تخیل آدمی را فعال می کند. شما فکر کنید این پسرک زیبا موتور سوار قهاری ست و با سرعت از برابرِ دیدگان ما می گذرد! شما اینچنین فکر کنید.

ما زاده خیالیم در خیال ازدواج کردیم درخیال پدر شدیم.در خیال به همه آنچه در کودکی می خواستیم رسیدیم.
.
.
  • ❤ 16
Post #1034 286
میراث عشق و عاشقی در جمعه بازار
✍️#حامد_رحمتی

قوپوز از کهن‌ترین سازهای زهیِ ترک‌زبانان و از سازهایِ مهم در سنتِ عاشیقیِ آذربایجان است.
قوپوز در روایت‌ِ تاریخی و حماسی ترک‌ها جایگاهی بسیار با شکوهی دارد.نام «دده قورقود»به عنوانِ نوازنده با این ساز افسانه ای گره خورده است.قوپوز کهن را نباید دقیقاً با ساز عاشیقی امروزی یکی دانست.در طول قرن‌ها،ساختمان ساز تغییر کرده و گونه‌های مختلفی نیز پدید آمده است‌. ساز امروزی آذربایجان را می‌توان یکی از وارثان همین سنتِ کهن دانست.

قوپوز نوای باشکوهی دارد و پیوند آن با قصه های پدران و مادران..مرا به ورایِ خیال و آمیزه های آن می برد. بسیاری به این ساز در دوره معاصر نام و اعتباری بخشیده اند. در هنر عاشقی خودم نوایِ افسانه ای «عاشیق محبوب» را بسیار دوست می دارم وقتی صدای رازآلودش اوج می گیرد گویی افسانه ها دیگر بار تکرار می شوند.

اما روایت عکس:
مرد جوان از دو سو با پتویِ پلنگی در برابر سرما ایستاده است و نت های سازش را به باد می سپارد. لحظاتی در او خیره می مانم اما زمستان چنگ می زند به استخوان.
  • ❤ 16
Older posts →

About this channel

How can I read @rahmati_hamed without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for روزنوشت های حامد رحمتی: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does روزنوشت های حامد رحمتی have?
روزنوشت های حامد رحمتی (@rahmati_hamed) has 359 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does روزنوشت های حامد رحمتی know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →