💠 مبهم بودن اعتقادات زید و شعار او، و اطّلاع نداشتن کامل او از مقام امامت
استاد سیّد محمّد جواد شبیری زنجانی:
🔻حدیثی در رجال کشّی پیرامون زیدیّه بتریّه نقل شده است:
«سَعْدُ بْنُ جَنَاحٍ الْكَشِّيُّ قَالَ: حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ يَزِيدَ الْقُمِّيُّ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى، عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ، عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ، عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ الرَّوَّاسِيِّ، عَنْ سَدِيرٍ، قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام وَ مَعِي سَلَمَةُ بْنُ كُهَيْلٍ وَ أَبُو الْمِقْدَامِ ثَابِتٌ الْحَدَّادُ وَ سَالِمُ بْنُ أَبِي حَفْصَةَ وَ كَثِيرٌ النَّوَّاءُ وَ جَمَاعَةٌ مَعَهُمْ، وَ عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام أَخُوهُ زَيْدُ بْنُ عَلِيٍّ ، فَقَالُوا لِأَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام: نَتَوَلَّى عَلِيّاً وَ حَسَناً وَ حُسَيْناً، وَ نَتَبَرَّأُ مِنْ أَعْدَائِهِمْ. قَالَ: نَعَمْ. قَالُوا: نَتَوَلَّى أَبَا بَكْرٍ وَ عُمَرَ، وَ نَتَبَرَّأُ مِنْ أَعْدَائِهِمْ. قَالَ: فَالْتَفَتَ إِلَيْهِمْ زَيْدُ بْنُ عَلِيٍّ ،قَالَ لَهُمْ: أَ تَتَبَرَّءُونَ مِنْ فَاطِمَةَ؟! بَتَرْتُمْ أَمْرَنَا، بَتَرَكُمُ اللَّهُ. فَيَوْمَئِذٍ سُمُّوا الْبَتْرِيَّةَ». (۱)
🔸 واژه «البَتْریّة» در انتهای روایت باید به فتح باء و تخفیف تاء تلفّظ شود. اینکه گاهی به ضمّ باء تلفّظ میشود (بُتریّه) صحیح نیست. به جهت همین جملهای که جناب زید بیان کرده، این قوم «بَتریّه» نامیده شدهاند.
👈 نهضت زید یک نهضت خالص نبوده است. علّتش آن است که در اطرافیان زید از طیفهای مختلف حضور داشتند، و زید موضعی در قبال ایشان نداشت. شعاری که زید داشت نیز، کلّی و مبهم بود. شعار او دعوت به «الرضا من آل محمّد صلّی اللّه علیه و آله» بود. این شعار کلّی است و معلوم نیست در مفهوم این شعار، رضایت چه کسی ملاک است، و همچنین معلوم نیست مصداق آن کیست.
🔹 از طرف دیگر، وقتی از زید در مورد شیخین (ابابکر و عمر) سؤال میپرسیدند، سکوت میکرد. وی نمیخواست اطرافیان او که برخی عامّی بودند، از اطراف او پراکنده شوند. علّت آن که عمده اطرافیان زید افراد ناخالص بودند، آن بود که امام صادق علیه السلام به شیعیان اجازه نمیداد به نهضت او بپیوندند.
⬅️ از مجموع روایات استفاده میشود که زید به امامت امام صادق علیه السلام معتقد بوده، و آن حضرت را امام میدانسته است، ولی به طور کامل از مقام و جایگاه امامت اطّلاع نداشته است. به عنوان مثال جایگاه امامت را پایینتر از انبیا علیهم السلام میدانسته است. دیگر آن که اعتقاد به آن نداشته که جهاد باید به اذن امام علیه السلام باشد. از این رو، خود را مجاز به جهاد میدانسته است.
🔸زید اعتقادش به امامت حضرت صادق علیه السلام را مخفی میکرد. از این رو عامّه گرد او جمعشده بودند. زید این سرّ را همواره مخفی کرد تا زمانی که تیر به پیشانی او اصابت کرد. وقتی تیر به پیشانی او خورد، گفت: این تیری بود که از جانب آن دو نفر، به من اصابت کرد، و آن دو ما را در این جایگاه قرار دادند:
«عَنِ الْبَاقِرِ علیه السلام: مَا أُهْرِقَتْ مِحْجَمَةُ دَمٍ إِلَّا وَ كَانَ وِزْرُهَا فِي أَعْنَاقِهِمَا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ، مِنْ غَيْرِ أَنْ يَنْتَقِصَ مِنْ وِزْرِ الْعَامِلِينَ شَيْءٌ، وَ سُئِلَ زَيْدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ علیهما السلام وَ قَدْ أَصَابَهُ سَهْمٌ فِي جَبِينِهِ، مَنْ رَمَاكَ بِهِ؟ قَالَ: هُمَا رَمَيَانِي، هُمَا قَتَلَانِي». (۲)
————————————————
۱. اختیار الرجال: ص۲۳۶، رقم۴۲۹.
۲. بحار الأنوار: ج۸۲، ص۲۶۴.
📚خارج فقه (کتاب الزکاة)، تاریخ: ۲۳ آبان ۱۴۰۳.
#زیدبنعلی
#زیدیه
@rahjoo_213