احتمالا اذهان اکثریت اینجوری فکر میکنه که اگر بنا به سقوط باشه نظام با ۱۰۰٪ کنش خشونت محور یا ۱۰۰٪ کنش مدنی یا ۱۰۰٪ مداخله ی آمریکا و اسرائیل میتونه سقوط کنه اما اگر بطور روش مند به قضیه نگاه کنیم این درصد ها توام با اطمینان صرفا وجه ی زبانی و خوش خیالی دارند و حتی روی کاغذ هم درست نیستند.اونچه که در عمل شاید ممکن باشه که رخ بده احتمالا یه ترکیبی از چندین و چند علت خواهد بود چرا که فرایند سقوط یک فرایند چند فاکتوره هست چون فاکتورهای متعددی باعث دوام و قوام نظام شده.برای رخ دادن سقوط این مولفه ها نه فقط باید وجود داشته باشن بلکه درصد کمی شون هم باید در حد نصاب و قابل قبولی وجود داشته باشه تا بتونه بر کیفیت موثر عناصر حکمرانی نظام فائق بیاد
مولفه هایی که که در حال حاضر تو ذهنم هست؛
۱.ائتلاف حداقلی میان آپوزیشن بطور فراگیر بر سر اصول اساسی حقوق بشری
۲.حمایت و مقبولیت سیاسی بارز، مشخص و کارا ائتلاف حداقلی توسط دول خارجی
۳.تدوین سازوکار مشخص،شفاف و دموکراتیک مدیریت و اداره ی کشور در دوران بحران و خلا قدرت
۴.ایجاد سازوکار قابل اتکای حمایت و جهت دهی به مبارزات داخل کشور
۵.توانایی ایجاد،سازماندهی و حمایت از کنش های سازمان دهی شده تظاهراتی و مبارزاتی
۶.مداخله ی نظامی و سیاسی دول خارجی به نحوی که موجبات تضعیف قدرت سیاسی اقتصادی و نظامی گری و سرکوب نظام شود
۷.انشقاق حداکثری در ارکان مدیریتی، سیاسی،نظامی نظام به واسطه ی نارضایتی یا عوامل دیگر
۸.بروز اتفاقات ناگهانی و تهییج شدید احساسات مردم و نتیجتا جرقه ی شدید و انفجاری
این موارد تنها بخشی از موارد لازم و حتمی برای سقوط و رسیدن به آزادی هستند چراکه فرآیند سقوط و انقلاب یک امر مشخص از پیش تعیین شده نیستند و اتفاقات پیش بینی نشده ی زیادی ممکنه که در مسیر رخ بده اگر هر کدوم از این معیار ها نباشن یا اگر باشن و در حد نصاب نباشن یا سقوط رخ نمیده یا همراه با تلفات بسیار بسیار بالا رخ میده یا بطور پوست اندازی و استحاله و یا چیزی از این دست
#رافا
@rafa_in_reallife