«اگر حیا نداری، هر چه میخواهی بکن!»
قِعنَبی در جوانی مردی بیپروا و سبکسر بود، و به شرابنوشی عادت داشت!
روزی کنار راه نشسته بود تا دوستانش بیایند و با هم به میخانه بروند.
در همان هنگام، مردی را دید که بر الاغی سوار است و جمعی از مردم پیرامونش با احترام راه میروند.
این یکی میگفت: «ای امام!» و آن دیگری نیز با تکریم صدایش میزد: «ای امام!»
قعنبی از این صحنه شگفتزده شد، از میان جمع گذشت، تا رسید به آن مرد و مهار الاغش را گرفت و گفت:
– تو کیستی؟
گفت: من شُعبه بن حَجّاجم.
و شُعبه را «امیرالمؤمنین در حدیث» مینامیدند!
قعنبی گفت: شُعبه کیست؟
گفتند: محدّث است.
پرسید: محدّث یعنی چه؟
گفتند: کسی که حدیث پیامبر ﷺ را برای مردم روایت میکند.
قعنبی گفت: حدیثی برایم بگو!
شُعبه گفت:
«حدّثنی مَنصور بن المُعتمر، عن رِبعی بن خِراش، عن أبی مسعودٍ البدری،
أنّ رسول الله ﷺ قال:
مِمّا أدرکَ الناسُ من کلامِ النبوّةِ الأولى: إذا لم تَستَحِ فاصنَع ما شِئتَ!»
(یعنی: از سخنان حکیمانهای که از پیامبران پیشین در میان مردم باقی مانده این است که: اگر حیا نداری، هر چه خواهی بکن!)
قعنبی پیام را دریافت.
به خانه بازگشت و در توبه را گشود و روی به عبادت آورد.
سپس رهسپار مدینه شد و در حلقهی درس امام مالک نشست، و «موطأ» را از حفظ خواند تا جایی که امام ذهبی دربارهاش گفت:
«قعنبی، موثقترین راویِ موطأ است!»
وقتی علمش را از امام مالک بهدست آورد، خواست به بصره بازگردد تا از همان شُعبه بن حجاج نیز حدیث بشنود،
اما وقتی رسید، شُعبه از دنیا رفته بود.
قعنبی تنها همان حدیث را از او روایت کرد، همان حدیثی که سبب توبه و دگرگونیاش شده بود:
«إذا لم تستحِ فاصنع ما شئت!»
چه کسی گمان میکرد آن جوان بیقید، شرابنوش،
روزی یکی از موثقترین راویان موطأ و استاد دو امام بزرگ، بخاری و مسلم، شود؟!
چه کسی باور میکرد عمر بن خطاب، آن مرد سختگیر و تندخو در جاهلیت،
به «فاروقِ امت» و عادلترین حاکم زمین بدل شود؟!
چه کسی فکر میکرد عِکْرِمة بن ابی جهل،
که پیامبر ﷺ در روز فتح مکه خونش را مباح دانسته بود،
در نبرد یرموک در راه اسلام شهید شود، آن هم در مقام فرماندهی جناح راست سپاه مسلمانان؟!
و چه کسی تصور میکرد سُهَیل بن عمرو،
آن مرد زبانتیز که در صلح حدیبیه گفت:
«محمد رسولالله را پاک کن و بنویس محمد بن عبدالله،
که اگر گواهی میدادم رسول خدایی، با تو نمیجنگیدم!»
در نهایت مسلمان شود،
و پس از وفات پیامبر ﷺ در کنار کعبه بایستد و خطبهای بخواند و بگوید:
«به خدا سوگند، او پیامبر بود! پس مبادا آخرین کسانی باشید که اسلام میآورند و نخستین کسانی که از آن بازمیگردند!»
و سپس در فتح شام، در راه خدا شهید شود!
تنها خداست که مالک هدایت است،
پس هرگز از هیچکس ناامید نشوید،
زیرا بسیاری از کسانی که روزی با شمشیر به جنگ اسلام آمدند،
سرانجام خون خود را در راه آن نثار کردند.
• أدهم شرقاوی
@Raaasekh | راسخ
Post #5631
740
- ❤ 49
- 🕊 5
- 👍 4