🌱 وقتی کودکی در خانهای بزرگ میشود که یک نفر با خشم و کنترل حرف میزند و نفر دیگر با سکوت و تحمل سعی میکند رابطه را حفظ کند، امنیت روانی برای کودک به مفهومی ناآشنا تبدیل میشود.
او کمکم یاد میگیرد برای در امان ماندن، خودش را کنترل کند، «نه» نگوید، مراقب حال دیگران باشد و نیازهای خودش را عقب بیندازد. ممکن است بعدها تأییدطلب، مضطرب یا بیش از حد مسئولیتپذیر شود و مدام نگران ناراضی شدن دیگران باشد.
گاهی هم همین الگوها در بزرگسالی دوباره تکرار میشوند؛ فرد ممکن است ناخواسته وارد رابطهای شود که در آن نقش قربانی را بگیرد، یا برای فرار از تجربهی ضعف و بیقدرتی، خودش به فردی کنترلگر تبدیل شود.
🌱 اما گذشته، سرنوشت قطعی ما نیست. شناختن الگوهایی که در کودکی یاد گرفتهایم، میتواند اولین قدم برای ساختن رابطهای متفاوت باشد؛ رابطهای که در آن عشق با ترس، سکوت و تحمل اشتباه گرفته نشود و امنیت، احترام و گفتوگو جایگزین آنها شود.
👶
Post #27455
216