There are five major classes of legal psychotropic medications: • Anti-anxiety agents • Antidepressants • Antipsychotics • Mood stabilizers • Stimulants
[Psychoanalysis and Popular Culture Series] Noreen Giffney - The Culture-Breast in Psychoanalysis_ Cultural Experiences and the Clinic (2021, Routledge) - libgen.li.pdf
سلام این پدیده ای که ازش نام بردید و مشابهاتش، همچنان محل مناقشه و بحث هست، در مورد سوال اولتون، یه سری تحقیقاتی روی این زمینه انجام شده مثلا Jim Tucker روانپزشک و استادیار دانشگاه ویرجنیا و قبل از اون Ian Stevenson اون هم از دانشگاه ویرجینیا روی این موضوع و به طور مشخص خاطرات کودکانی که در سنین پایین از زندگی های پیشینشون صحبت می کنن تحقیقاتی انجام دادن و سعی کردند اونها رو صحت سنجی کنن که اینجا می تونید دربارش بخونید: https://med.virginia.edu/perceptual-studies/dops-staff/jim-tuckers-bio/
درباره سوال سوم باید بگم که بنظرم این موضوع هیچ ربطی به اپی ژنتیک نداره، اپی ژنتیک تاثیر محیط روی بیان ژن های مختلف هست و memory به اون معنایی که توی نوروساینس بهش اشاره می کنیم اینطوری منتقل نمی شه.
جالبه که مدیتیشن و هالیوسینیش های احتمالیش، باعث شده یک دستگاه فلسفی و عقیدتی بزرگ توی هند بوجود بیاره که حتی به عنوان mystics به دیگر نقاط دیگه بره.
بعد ایدئولوژی (احکام) که هندو ها و بودایی ها برای رهایی از سمساره دادن، فعالیت های خاصیه تا بتونند از این چرخه خارج بشن و به نیروانا یا بود آ برسند. یعنی در پاسخ به یک فنامنال روانشناختی، یک ریسپانس روانشناختی دیگه که مربوط به مدیتیشن و بیهیویور های خاصی هست ظاهر شده. اصلا خیلی جالبه.
اضافات: حالا دارم میگردم و سوال هام رو در گروه های دیگه فرستادم تا بتونیم مقالات دیگه و دلایل روانشناختی و تحقیقی جدید رو پیدا کنیم.این خودش خوراک یک تحقیق بین رشته ای جالب در حوزه های: باستان شناسی، مطالعات ادیان، انسان شناسی و از همه مهمتر روانشناسی و نوروسایکولوژی هست.
این تصویر خیلی معروف و مقدسه از دید اون ادیان. A thangka showing the bhavacakra with the ancient five cyclic realms of saṃsāra in Buddhist cosmology. Medieval and contemporary texts typically describe six realms of reincarnation.
جالبه قضیه کارما: در اصل اینه که جزاء اعمالت در زندگی کنونیات، در زندگی بعدیت خودشو نشون میده. نه اینکه همینجا خودشو نشون بده و درگیر عواقبش باشی.
بررسی آنتروپولژیک در فولکلور ها و میتولوژی هندو و بودایی:
سامسارا (Saṃsāra) در آیین بودایی و هندوئیسم چرخه بیآغاز تولد مکرر و مردن دوباره و وجود دنیوی در جهانی است که در آن زندگی میکنیم. چیزی که تا آنجا که ممکن است باید از آن گریخت. که شخص بودا با آن مخالف بود ولی بعدها در شاخه ای از این آئین که از هندوئیسم تاثیر پذیرفته بود و عملکرد آنرا تحت عنوان کارما و چرخه زندگی را با نام تناسخ پذیرفتند.
پست لایف رِگرِشِن تراپی، یعنی فرد در هیپنوز عمیق، درباره زندگی قبلیش حرف بزنه!
Past Life Regression therapy - This is a form of therapy that involves being guided into a relaxed state of mind and accessing memories from past lives. It is conducted by a trained professional who uses techniques like guided imagery or hypnosis to help you access these memories.
سوال اولم اینجاست که این زندگی ای که حرف میزنه ازش، آیا تحقیق علمی شده روش؟ نتایجش چی بوده؟
سوال دوم اینجاست که آیا این توهمی که داره، برابر و سر منشأ روانشناختی عقیده به اعتقادات هندو ها و بودایی هاست؟ حالا تو کانال چرخه سمساره و نیروانا و عقایدشان حول محور تناسخ میگم.
سوال سوم اینه که میشه با قضیه اپی ژنتیک توجیه کرد این پدیده رو؟
سوال چهارم، نظریه ناخودآگاه جمعی این وسط میتونه عرضه اندام کنه؟
سوال پنجم، روانشناسی تکاملی میتونه توجیه جالبی داشته باشه؟
سوال ششم؛ دوستانه که در ادیان مطالعات دارید. آیا سر نخی از بعد روانشناختی در این حوزه توجهتون رو جلب نکرده؟ حتی تو عرفان و تصوف اسلامی
میگه اگر موش رو قلقلک بدن، مغز موش رو چه عملکردی داره و موش نهایت مثل ما میخنده یا حالت تدافعی میگیره؟!
A research team in Germany found that a structure in rat brains called the periaqueductal gray (PAG) is essential for play and laughter.
Located in the midbrain, the periaqueductal gray (PAG) is a key structure responsible for increase or decrease in pain, sympathetic responses, defensive and aversive behaviors.
بعد میگه توی بازی کردن کودکان، کودکان برای این که یک ضربه رو مثلاً شوخی حساب کنند، به صدای خنده طرف مقابل توجه میکنند. خب این ریاکشن در موش وجود نداره، منتها دریافتند که PAG با پاسخ های عصبی زمانی که موش ها قلقلک می دادند روشن می شود. اما اگر PAG مهار یا خاموش میشد، موشها کمتر بازی میکردند و مرتب نمیخندیدند. هنگامی که موش ها در موقعیت مضطرب قرار گرفتند، همین رفتار مشاهده شد.
Rats giggle in relaxed environments Laboratory rats are often used in animal model research. These rats have our sympathies. In a study conducted in Australia, researchers tickled rats every day for a month to see if it will improve their emotional well-being.
تحقیقات قبلی ثابت کرده است که در موقعیتهای استرسزا، موشها هنگام غلغلک دادن خنده خود را خفه میکنند، اما در فضایی آرام میخندند. برشت در این پژوهش نیز یکی از نویسندگان بود.
Paradox psychology is a counter-intuitive approach that is primarily geared toward addressing treatment resistance. The method of paradoxical interventions (pdxi) is more focused, rapid, and effective than Motivational Interviewing. In addressing resistance, the method seeks to influence the clients' underlying attitude and perception by providing laser beam attention on strengthening the attachment-alliance. This is counter-intuitive to traditional methods since change is usually directed toward various aspects of behavior, emotions, and thinking. As it turns out, the better therapy is able to strengthen the alliance, the more these aspects of behavior will change.
• تشویق یا تشدید علائم بیمار و یا حتی تلاش برای جلوگیری یا محدود کردن تلاش مراجع برای کاهش علائم خود ابتدا به عنوان یک استراتژی برای ارتقای عملکرد روانی افزایش یافت.
• بیشترین ادبیات مؤثر در مورد پارادوکس درمانی، از پروژه ارتباطات بیتسون در سال 1952-1962 ناشی می شود.
• تحت تأثیر ایده های سیستمیک- سایبرنتیک و با تلاش استاد هیپنوتیزم میلتون اریکسون در دهه 1970 توسعه مدل های خانواده درمانی با پارادوکس افزایش یافت.
• تقریباً در همین زمان، تکنیک قصد پارادوکسیکال فرانکل توسط رفتار درمانی مورد استفاده قرار گرفت. این تکنیک روش سودمندی برای برخی از بیماری ها مانند بی خوابی، اضطراب، احتباس ادرار و وسواس بود.
امیل دورکیم می خواست انواع خودکشی را با انواع همبستگی مورد تحلیل قرار دهد یعنی اگر نوع همبستگی اجتماعی در جوامع تغییر کرد نوع خودکشی نیز تغییر خواهد کرد و از این منظر است که او سه نوع خودکشی را تشخیص می دهد. و آنها عبارتند از:
1- خودکشی نوع دوستانه (Suicide of altruistic) 2- خودکشی خود خواهانه (Suicide of egoistic) 3- خودکشی نابهنجار (Suicide of abnormal)
Psyche Analyzer | Mind • Brain • Unconsciousآپوپتوز (Apoptosis) نوعی از مرگ برنامه ریزی شده سلول یا خودکشی سلولی است. این فرایند با بافت مردگی یا «نکروز» (Necrosis) متفاوت است که در آن سلولها به دلیل آسیب دیدگی میمیرند. آپوپتوز فرآیندی منظم است که در آن محتویات سلول در بستههای کوچک غشایی برای جمعآوری…
علیرضا: درود ،بله یکی از فرضیاتی که در روانشناسی تکاملی در این رابطه مطرحه، خودکشی نوع دوستانه است. خودکشی نوع دوستانه میگوید وقتی شخص پتانسیل تولید مثلی ضعیفی دارد و همزمان مانعی برای تولید مثل خویشاوندانش است ، حذف خود میتواند فیتنس جمع را افزایش دهد. به لحاظ تاریخی این نوع خودکشی در میان اینوئیتها مشاهده شده . افراد مسن یا بسیار بیمار معمولاً به درخواست خودشان در زمان قحطی و در شرایطی که شکار کمیاب است خود را می کشند یا کشته می شوند. اما مقایسه اش امروز با فرآیند آپوپتوز به نظرم خیلی صحیح نباشه . رفتارهای انسان تحت تأثیر ژنتیک و محیط است و هر چه به سمت تمدن رفته ، آموزش و فرهنگ نقش مهمتری در در بروز رفتارهاش ایفا کرده . امروز مسئله ی بقا چندان مطرح نیست و بعبارتی تیغ انتخاب طبیعی کند شده.
خودکشی زنان پس از فوت همسر، خودکشی افراد قبیله پس از فوت رئیس قبیله و هاراکیری در ژاپن از این نوع خودکشیها محسوب میشوند.
در سال 2009، روانشناس جکی آندراد مطالعهای را منتشر کرد که نشان داد افراد دیدلینگر پس از یک سخنرانی یا جلسه، اطلاعات بیشتری را نسبت به افراد غیرآزمایشگر به خاطر میآورند. نویسنده این نظریه را مطرح کرد که دودلینگ ذهن شما را به اندازه ای مشغول می کند که شما را از خیالبافی دور نگه دارد و به شما امکان می دهد در واقع به اطلاعات ارائه شده توجه کنید.
جالبه که باعث کاهش کورتیزول خون هم میشه.
تصویر: یک نمونه دودلینگ
According to a study published in the scientific journal Applied Cognitive Psychology, doodling can aid a person's memory by expending just enough energy to keep one from daydreaming, which demands a lot of the brain's processing power, as well as from not paying attention. Thus, it acts as a mediator between the spectrum of thinking too much or thinking too little and helps focus on the current situation.
Doodling A doodle is a drawing made while a person's attention is otherwise occupied. Doodles are simple drawings that can have concrete representational meaning or may just be composed of random and abstract lines or shapes, generally without ever lifting the drawing device from the paper, in which case it is usually called a scribble.
الان این مقاله اصطلاح دودلینگ رو یاد گرفتم. فکر نمی کردم براش اسمی گذاشته باشند. خودم بهش فکر میکردم که شاید بشه به عنوان یک اپروچ جدید تو بررسی ناخودآگاه افراد استفاده کرد. ظاهراً تی یک اپروچ خاص و هیپنوتراپی استفاده میشه.
دودلینگ یعنی همینجوری الکی بدون فکر نقاشی ها و خطوط خاصی رو کشیدن. خصوصا موقعی که داریم تلفن حرف میزنیم. من خودم همیشه پرسپکتیو میکشم که مربوط به همسان سازی با پدره تو اپروچ روانکاوی! قضیه داره.
خیلی جالبه که تو کتاب های مدرسه ناخودآگاها گوشهکنار های صفحات پر بود از خط خطی ها و جزئیات. هنر خلق میشد...
روش هایی که بر خلسه تکیه نمی کنند، اما تلقین پذیری را افزایش می دهند عبارتند از: شرطی سازی رفلکس، شرطی سازی انتزاعی، تحریک حسی تکراری، استفاده از تخیل و هدایت نادرست توجه.
• primary suggestibility, direct suggestions for facilitation and inhibition of motor activity, • secondary suggestibility, implied suggestions for sensory/perceptual changes; • tertiary suggestibility, attitude changes in response to persuasive communications; • interrogative suggestibility, occurs following misleading post-event information; or placebo response.
In the first phase of hypnosis, during the induction, the subject’s attention on an object stimulates fronto-limbic structures, which are inhibited and/or dissociated in the second phase. In the third phase, right-sided temporo-posterior regions are stimulated. In response to hypnosis, the fronto-cortical activity is reduced and the dorsolateral prefrontal cortex structures are dissociated and the cingulate activity increases or decreases depending on the suggestions. Hypnotic responding demonstrates greater dominance in the right hemisphere than left hemisphere processing, associated with cognitive activities while no difference is found in hypnotizability between left and right hemisphere lesions. Highs have significantly larger rostrum than lows. Hypnosis influences the connectivity between brain regions. The connectivity is decreased between frontal midline areas and left lateral scalp sites in highs while increased between left temporal and right occipital areas in lows. Areas and type of activity changes in the brain depend on the suggestions, rather than hypnosis per se. Highs are more prone to hypnotic suggestions by higher levels of theta activity and structural connectivity between left and right hemisphere frontal areas. Reducing frontal activity increases the response to hypnotic suggestions and not a general hypnotic responsivity.
متن بالا بخش بررسی نوروفیزیولوژیکال هیپنوتیزم از مقاله ای که گذاشتم اومده. خیلی خوبه
Psyche Analyzer | Mind • Brain • UnconsciousWe have 4 types of thinking disturbances: 1- Thought sort disturbance 2- thought content disturbance 3- thought form disturbance 4- thought flow disturbance 1- اختلال در نوع فکر افکار دو نوع انتزاعی (Abstract) و عینی (concrete) هستند. در مراجعین اختلال…
توضیح تک به تک اختلالات جریان فکر (thought flow disturbance)