نکاتی درباره ماهیت علم ملینیکال سایکولوژی
• آندره ری، روانشناسی بالینی را یک آزمون گری سازمان یافته بر اساس مسئله ای می داند که توسط فرد مطرح می شو
• روانشناس تجربی تمام شرایط را خارج از دایره ی تغییر قرار میدهد و به مطالعه ی یک متغیر مستقل می پردازد، در حالی که روانشناس بالینی به یک راهیابی و برداشت کلی و منفرد مبادرت میورزد. پس روانشناسی بالینی را می توان مانند روانشناسی تجربی به منزله ی روش و نه در حکم موضوعی خاص تعریف کرد و در نتیجه نمی توان آن را با روانشناسی مرضی و روان پزشکی یکی دانست. غالباً کارهای روانشناسی بالینی در جهات درمانی و تربیتی هدایت می شوند.
• هدف روانشناسی بالینی، شناخت موجودیت فردی است. در روان شناسی بالینی روش بالینی به کار رفته را «تحلیل تجربی تدریجی رفتار فردی» می نامند.
•در APA، روانشناسی بالینی هنر و فنی تعریف شده است که با مسایل سازش افراد سر و کار دارد.
• مفهوم روانشناسی بالینی می توان دو جنبه را از هم متمایز ساخت: یکی بررسی وضع فردی و دیگری تشخیص و درمان ناسازگاری. روش مشاهده ی «پیاژه» را روش بالینی می نامند. در این روش، کودکان بهنجار برای تدوین قوانین کلی مورد بررسی قرار می گیرند. این روش به این دلیل بالینی نامیده می شود که در قالب یک استاندارد خشک قرار ندارد و در نتیجه با ویژگی های آزمودنی وفق می یابد. روانشناس به فرد کمک می کند به یک آزمایش بالینی دست بزند و در این فرایند غالباً از تست استفاده می کند، هرچند که از مصاحبه هم در مراحل بعدی استفاده می کند.
Post #805
246