ظاهرا با حرکت سریع چشمها به طرفین، خوابِ با موج آهسته ی دلتا (slow wave sleep/SWS) رو تقلید میکنه و با این کار، موقتا آمیگدال (پردازش هیجان و ترس) رو آروم میکنه و اجازه میده با بقیه ی بخش های مغز همسان بشه (فعالیت بیش از حد نداشته باشه). و به این ترتیب به مغز این فرصت رو میده که ترومایی که اتفاق افتاده رو مثل وقایع عادی و کمتر تراماتایز کننده پردازش کنه. چون تصور میشه اینها خاطرات پردازش نشدهای هستند که در آمیگدال و هیپوکامپ "گیر افتادن" و بهشن اجازه ی ورود و پردازش به سایر بخش های مغز داده نشده. برعکسِ اتفاقی که درمورد وقایع عادی و در طول خواب REM شبانه میفته.
مطالبِ نوشته شده، خلاصهای از یک سایت ژورنالی هست؛ بهتره جزئیات بیشتر رو از این مقاله بخونید.
Post #772
257
