یادزدودگی دوران کودکی شاختل
شاختل به مشکل یادزدودگی دوران کودکی (Infantile amnesia)، یعنی ناتوانی در به خاطر آوردن بیشتر وقایع زندگی قبل از ۵ یا ۶ سالگی، علاقمند بود.
فروید معتقد بود یادزدودگی محصول واپس رانی است. شاختل معتقد بود که فروید تا حدی درست گفته است، اما او گفت در مورد فرضیه واپس رانی دو مشکل وجود دارد.
• اول این که یاد زدودگی دوران طفولیت جنبه ی کلی و همه گیر دارد و محدود به احساسات جنسی و خشونت نیست.
• دوم این که حتی بیماران تحت روان تحلیلی گاهی، قادر نیستند که اکثر تجارب چند سال اولیه زندگی خود را به یاد بیاورند.
شاختل اظهار داشت که یاد زدودگی دوران کودکی، در وهله نخست به دلیل شیوه های ادراکی تجربه (perceptual modes of experience) است. بیشتر تجربه و حافظه بزرگسالان، براساس مقوله های کلامی است. در مقابل، تجربه دوران کودکی به طور گسترده ای پیش کلامی است. همچنان که روسو گفته است این تجربه بیشتر مستقیم و وابسته به حواس است. در نتیجه چنین تجربه ای نمی تواند از طریق رمزهای کلامی، علامت گذاری و برچسب زده شود و سپس به خاطر آید. شاختل تجربه دوران کودکی را به دو مرحله تقسیم کرد: طفولیت و اوایل کودکی.
Post #695
220