Pareidolia
is the tendency for perception to impose a meaningful interpretation on a nebulous stimulus, usually visual, so that one sees an object, pattern, or meaning where there is none.
پاریدولیا از دو واژهٔ یونانی «پارا» که به معنی «کنار» یا «همراه» است، و «ایدولون» که به معنی تصویر است، و در کل، به معنی و مفهوم جانبیِ یک شکل اشاره دارد.
پاریدولیا از دید سایکوپاتیولوژی؛ پاریدولیا به صورت افراطی هم میتواند نشانهای از اختلال روانی وسواسی – جبری باشد. هرگاه شکنج دوکیشکل قُدّامی به علت سکته، تومور یا آسیب دچار مشکل شود، فرد دچار بیماری عدم توانایی در تشخیص چهره میشود.
طبق نظریه کارل سیگن، پاریدولیا یک اولوشن بنفیت!
بر این اساس انسانها در یک سازوکار برای بقای بیشتر، به نوعی طراحی شدهاند که بتوانند از لحظه تولد، چهره انسانهای دیگر را به راحتی تشخیص دهند. با کمک این مکانیسم، آنها با جزئیات بسیار کم میتوانند، چهرهای را از دور تشخیص بدهند، این مکانیسم آنقدر کارا از آب درآمده که علاوه بر کاربرد اولیه خود حتی میتواند از طرحهای نامفهوم هم چهره دربیاورد.
Post #671
172
