ژوئیسانس صرفاً لذت نیست؛ نوعی کامجویی است که از مرز لذتِ تنظیمشده عبور میکند و میتواند با رنج، تنش و تکرار همراه شود.
در اصل فرویدیِ فراتر از اصل لذت، زمینهای برای فهم این مفهوم وجود دارد؛ اما لکان ژوئیسانس را در نسبت با زبان، قانون، میل و بدن بسط میدهد.
رابطهای که رها نمیشود
فردی در رابطهای مکرراً تحقیر میشود؛ رنج میکشد، تصمیم به جدایی میگیرد، اما دوباره بازمیگردد. این بازگشت لزوماً به معنای لذتبردن از تحقیر نیست؛ ممکن است نوعی کامجویی ناخودآگاه در تکرار همان مدار رنجآور دخیل باشد.
نکتهٔ لکانی:
سوژه همیشه آنچه را میخواهد، به دست نمیآورد؛ گاهی در چیزی کامجویی میکند که آگاهانه از آن رنج میبرد.
ژوئیسانس را نباید با لذتبردن آگاهانه از درد یکی گرفت؛ مسئله، نوعی کامجویی است که منطق آن لزوماً با خواست آگاهانهٔ سوژه همخوان نیست.Reference:
- Freud, S. (1920). Beyond the Pleasure Principle.
- Lacan, J. (1972–1973).The Seminar, Book XX: Encore.
نوت های من در Psyche Analyzer
