سه خط پژوهشی مهم نشان دادند که رفتار را نمیتوان صرفاً حاصل محرک، پاسخ و تقویت دانست:
۱. هارلو — نیاز به تماس (Contact Comfort)
میمونهای نوزاد حتی در غیاب تقویت غذایی، به «مادر پارچهای» میچسبیدند و هنگام ترس به او پناه میبردند. بنابراین دلبستگی صرفاً محصول شرطیسازی و تقویت اولیه نیست؛ تماس و امنیت خودشان ارزش انگیزشی دارند.
۲. گارسیا — بیزاری از مزه (Garcia Effect)
موش میتوانست پس از یک مواجهه با مزهٔ غذا و بیماری که با فاصلهٔ زمانی طولانی رخ داده بود، از آن غذا اجتناب کند. این یافته با اصل سادهٔ مجاورت زمانی (Temporal Contiguity) سازگار نبود و نشان داد یادگیری بهصورت انتخابی و وابسته به آمادگی زیستی (Biological Preparedness) عمل میکند.
۳. سلیگمن — ترسهای آمادهشده (Preparedness)
انسانها برای یادگیری برخی ترسها، مانند مار و عنکبوت، آمادگی تکاملی بیشتری دارند. بنابراین همهٔ محرکها با احتمال و سرعت یکسان شرطی نمیشوند؛ تاریخ تکاملی ارگانیسم، محدودیتهایی بر یادگیری ایجاد میکند.
🔻 Address:
Telegram | YouTube
