در یک مطالعهٔ بینالمللی منتشرشده در Nature (2025)، دو نظریهٔ اصلی آگاهی بهطور مستقیم در برابر دادههای مغزی آزمون شدند: Global Neuronal Workspace Theory (GNWT) و Integrated Information Theory (IIT). نظریه GNWT آگاهی را نتیجهٔ «پخش سراسری اطلاعات» در شبکههای پیشانی–پاریتال میداند؛ یعنی زمانی که یک محتوای ذهنی وارد یک فضای کاری جهانی شود، برای کل سیستم شناختی در دسترس قرار میگیرد. در مقابل، IIT آگاهی را نه به انتشار، بلکه به میزان یکپارچگی اطلاعات (Φ) در یک سیستم نسبت میدهد؛ هرچه اجزای یک شبکه بیشتر بهصورت غیرقابلتقلیل به هم متصل باشند، سطح آگاهی بالاتر است.
در این پژوهش با استفاده از EEG، fMRI و MEG تلاش شد پیشبینیهای هر دو نظریه بهطور تجربی سنجیده شود. نتیجه نه تأیید کامل یکی بود و نه رد کامل دیگری: هر دو نظریه بخشهایی از دادهها را توضیح میدادند اما در پیشبینیهای کلیدی با محدودیت مواجه شدند. این یافته نشان داد که مسئله آگاهی هنوز در مرحلهٔ گذار از «مدلهای مفهومی» به «چارچوبهای پیشبینیگر دقیق» قرار دارد.
در واقع پرسش اصلی مقاله این بود: آیا میتوان آگاهی را به یک مدل واحد فروکاست، یا با یک پدیدهٔ چندسطحی و چندسازهای روبهرو هستیم؟
Reference
• Cogitate Consortium, Ferrante, O., Gorska-Klimowska, U., et al. (2025). Adversarial testing of global neuronal workspace and integrated information theories of consciousness. Nature, 642. https://doi.org/10.1038/s41586-025-08888-1
🔻 Address:
Telegram | nstagram | Castbox | YouTube