در سنت کلاسیک روانتحلیلی، «مقاومت» نیرویی است که مانع دسترسی به برخی محتواهای ذهنی میشود. اما در پژوهشهای David Spiegel، هیپنوز عمیق (Deep Trance) نه بهعنوان حذف مقاومت، بلکه بهعنوان کاهش موقتِ پایش انتقادی و خودبازتابی (self-reflective ideation) توصیف میشود. در این وضعیت، ذهن از رقابت دائمی میان افکار جایگزین فاصله میگیرد و توجه بهشدت متمرکز میشود.
ترانس عمیق، بخشی از فرایندهای اجرایی که معمولاً هر تجربه را ارزیابی، نقد یا مهار میکنند، موقتاً کمرنگ میشوند. در نتیجه، ساجسشن ها با اصطکاک شناختی کمتری پردازش میشوند و دسترسی به فرایندهای implicit processes افزایش مییابد.
از منظر نوروساینس، مطالعات تصویربرداری نشان دادهاند که هیپنوتیزم با تغییر در شبکههای توجه، کاهش فعالیت dorsal anterior cingulate cortex و تغییر ارتباط میان نواحی خودبازتابی و کنترل اجرایی همراه است. به همین دلیل، ترانس را میتوان نوعی de-automatization دانست.
Ref
Suggestibility, Absorption, and Dissociation: An Integrative Model of Hypnosis by Spiegel
🔻 Address:
Telegram