مسئلهی اصلی در فرسودگی جمعی نه شدت استرس، بلکه از دسترفتن نوسان و پایانپذیری تجربه است. بر اساس مدل بار آلواستاتیک (Allostatic Load)، سیستم روانی–عصبی زمانی آسیبزا میشود که فعالسازی استرس بدون بازگشت به خط پایه ادامه یابد.
در این وضعیت، مغز به سمت صرفهجویی انرژی میرود: کارکرد (Prefrontal Cortex) در تنظیم هیجان و تصمیمگیری تضعیف میشود و سیستم دوپامینی توان پیشبینی و سرمایهگذاری بر آینده را از دست میدهد.
آنچه جامعه را فرسوده میکند بحران نیست؛ بحرانی است که ریتم و پایان ندارد.
به عبارت دیگر: آنچه جامعه را میشکند، شدت بحران نیست؛ امتداد یکنواخت آن بدون تغییر ریتم فشار روانی است.
Ref:
• Sterling, P., & Eyer, J. (1988). Allostasis: A new paradigm to explain arousal pathology.
• McEwen, B. S. (2007). Physiology and neurobiology of stress and adaptation: Central role of the brain.
• Thayer, J. F., & Lane, R. D. (2009). Claude Bernard and the heart–brain connection
🔻 Address:
Telegram | nstagram | Castbox | YouTube