در تحلیل روانتروما، «خودسرزنش» (self-blame) یکی از پایدارترین پیامدهای سانحههای شدید است؛ بهویژه زمانی که فرد با فروپاشی مفروضات بنیادین درباره امنیت، تداوم، و قابلیت کنترل مواجه میشود. دادههای پژوهشی چند دهه اخیر نشان میدهند که این الگو نه صرفاً یک خطای شناختی، بلکه یک پاسخ سازوکارمندِ درونروانی است که وظیفهاش بازگرداندن نوعی انسجام و پیشبینیپذیری به ذهن است حتی اگر به قیمت آسیب به ارزشمندیِ خود باشد.
1) Self-Attributed Causality در تروماهای طبیعی
در مطالعهٔ کلاسیک منتشرشده در Psychopathology بر روی بازماندگان زلزلههای روستایی، نشان داده شد که اسناد علّی درونی (internal attributions)—یعنی نسبت دادن پیامد سانحه به خود—بهطور مستقیم با افزایش depressive symptomatology و trait anxiety همبسته است. این الگو بهصورت سازوکاری برای بازیابی «کنترل» ذهنی عمل میکند؛ فرد ترجیح میدهد خود را مقصر بداند تا اینکه با این حقیقت مواجه شود که جهان ذاتاً غیرقابلپیشبینی است.
Reference: Earthquakes, attributions, and psychopathology (2005).
2) Survivor Guilt بهعنوان میانجی آسیب
در پژوهش جدیدی درباره زلزله ترکیه–سوریه، «گناه بازماندگان» (survivor guilt) بهعنوان میانجی بین PTSD و سبکهای شناختی بدبینانه معرفی شده است. این نوع گناه نه یک هیجان ساده، بلکه یک ساختار شناختی–عاطفی است که بدنۀ آن را دو مؤلفه میسازد:
counterfactual thinking («اگر من کاری میکردم…»)
moral injury نسبت به خود
نتیجه این میشود که بازمانده، رنج خود را معنابخشی میکند تا حس بیعدالتی رویداد درونیسازی شود.
Reference: Survivor Guilt and Post-Traumatic Sequelae after the Türkiye–Syria Earthquake (2023).
3) Shattered Assumptions Theory: شکستن جهانِ پیشفرض
نظریهٔ بنیادین جاف–بولمن نشان میدهد که تروما جهان معنایی فرد را در سه ستون میشکند:
benevolence of the world
meaningfulness of the world
self-worth
وقتی این ساختار میریزد، ذهن برای ترمیم طرحوارهٔ «قابل پیشبینی بودن جهان» به self-blame بهعنوان یک ابزار انسجامبخش متوسل میشود؛ زیرا خود را میتوان کنترل کرد، ولی زمینلرزه را نه.
Reference: Janoff-Bulman, R. Shattered Assumptions (1992).
4) Anxiety Buffer Disruption Theory
این نظریه توضیح میدهد که تروما باعث اختلال در سیستمهای دفاعی وجودی—ازجمله ارزشمندی خود و انسجام هویتی—میشود. در چنین وضعیتی، محرکهای یادآور مرگ و نابودی باعث «فروپاشی بافر اضطراب» میشوند و فرد برای بازگرداندن سازگاری روانی، به الگوهای خودتخریبی شناختی ازجمله self-blame پناه میبرد.
Reference: Pyszczynski & Kesebir (2011). Anxiety Buffer Disruption Theory.
5) ارتباط با روانتُن و الگوهای بدنی
پژوهش گستردهای بر بازماندگان زلزلهٔ وِنچوان (چین) نشان داد که self-blame بهشدت با شدت علائم psychosomatic—ازجمله تنش عضلانی، دردهای مبهم، اختلال خواب و خستگی—مرتبط است. این پیوند از منظر psychoneuroimmunology توجیهپذیر است: اسناد علّی درونی مزمن، سیستم استرس را در سطح HPA axis بیشفعال نگه میدارد.
Reference: Coping Styles and Psychosomatic Symptoms in Wenchuan Earthquake Survivors (2014).
🔻آدرس چنل، یوتیوب و پادکست:
Telegram | nstagram
| Castbox | YouTube